از چه کِتمان کرده اے، جانم پریشانکرده ایدر سرابِ زندگے ، پیوسته طوفانکرده ایمن که چون بگذشته در تال…
انتشار: 2026/08/11 11:25 UTCدریافت: 2026/08/11 13:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 13:05 UTC
از چه کِتمان کرده اے، جانم پریشانکرده ایدر سرابِ زندگے ، پیوسته طوفانکرده ایمن که چون بگذشته در تالابِ تو ، جا مانده امازبرای دیدن ات ، بر موجِ دریا مانده امروی خود بگرفته ای ، در دیدن اموامانده ایهمچو شاهینی ولی، در چیدن اموامانده ایدستِ خود رو کرده ام، بهرِ تو غوغاکرده امآخرین ذراتِ جانم ، بر تو اهدا کردهامموجکی سرگشته ام،موجک سواریماهرم گر چه دلگیرم ولی، این باطن و اینظاهرمهرچه باشم در برِطنازی ات ، رندانهاماز برای فتحِ قلب ات، شاعری دردانهامدر مصافِ عشق بازان ، عشق بازیطاهرمبر درِ پنهانِ قلب ات ، دل شکستهزائرمگر بسوزی بالِ من ، پروانه ای فرزانه امبر مدار مهرِ تو، یک شعله ی دیوانه امهمچو رودی رهگذر ، درگیرِ گردابت شدمتا ابد مدیون آن سرچشمه ی نابت شدمماهی بحرِ توام ، در موج و طوفان می جَهممی دَوانی می دَوم ، گر می رَهانیمی رَهممی شوم همپای تو ، همراهِ بیسامان تومی دهم جانانه جان را در رهِ پیمانِتوپس بیا جانانه با چشمانِ شیدا والهشوآخرین هم سنگرِ این جانِ بی آلالهشوطعمِ شیرینِ کلامت جامِ این میخانهکنجرعه جرعه جانِ شیدای مرا مستانه کنناصرعرب_ناصریااا

