زبان معیار لکی (نگاهی به شعر استاد کرم دوستی) بخش دومعلی گودرزیان ع پایداراز لحاظ آرایههای ادبی، ا…
انتشار: 2026/08/07 10:45 UTCدریافت: 2026/08/13 01:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:06 UTC
زبان معیار لکی (نگاهی به شعر استاد کرم دوستی) بخش دومعلی گودرزیان ع پایداراز لحاظ آرایههای ادبی، این شعر دارای صورخیال بسیار زیبایی است. تعبیرها و تشبیهات و آرایههای این شعر، روایتی دراماتیک در ذهن خواننده میآفرینند.شاعر به کمک آرایههای تشبیه، مراعات نظر، واج آرایی و موسیقی درونی و تضاد و واژهآرایی توانسته است درجهی شعریت اثر خود را بالا ببرد!در کل وزن شعر اگر چه وزنی هجایی و تکیهای است؛ اما با کمی تغییر و جابهجایی هجاها و جایگزینی برخی واژهها میتوانست در قالب وزن عروضی در بیاید!بیت نخست این غزل اجتماعی با “هاوا دلگیر و هوگه دویر(نشانه و هدف دور از دسترس) و ریویاری”(پیاده پیمایی)و “حکیم ناشی” با لشت هوکاره بیماری( پیکری به بیماری عادت کرده،) آغاز می شود. استاد، به راستی در این بیت براعت استهلالی زیبا آفریده است. در آغاز همین شعر، تصویری از روزگار مبهم و ناروشن، بااهدافی دور از دسترس، با قافله سالاری راه نابلد و ناشی و همچنین پیکرهایی سن زده و بیماری زده می سازد که در میان این همه چالش و ناسازی، حرکت انسان(شاعر) با پای پیاده برای رسیدن به آرمانهای زندگی، ناممکن و سخت میداند!از همین بیت آغازین خواننده درک می کند که منِ شاعر، یک من اجتماعی و دردمند است و بدون شک درد او درد شخصی نیست، درد اجتماعی است که در تک تک ابیات این غزل اجتماعی تبلور یافته است.با کمی تغییر در برخی از هجاها به عنوان مثال: هاوا به هوا و همچنین تغییر واژهی حکیم به یک واژه سبکتر(هجای کوتاه+هجای بلند) وزن عروضی شعر کامل میشود.در بیت دوم، شاعر با طرح پژاره(درد فراگیر و بی تبار) و درد دندان، تصویری دیگر از رنجی می سازد که بسیاری از مردم، سختی این رنج و درد را لمس کرده اند. البته این رنج دندان درد که خاص روزگار پیشین بوده و امروز با گسترش علوم پزشکی و فوریتهای درمانی، کمتر مردم این رنج و سختی را لمس میکنند، درد کمی نیست. کسی که دندانش درد میگرفت، در روزگاری که از این قرصهای مسکن خبری نبود شب تا سپیده بی دود می سوخت و چون مرغ شب(کاومل) بیدار می ماند و ستاره می شِمُرد، شاعر با تصویر درد دندان، درد اجتماعی خود را برای مردم روشنتر و بیشتر باز می کند! تشبیه انسان دردمند به مرغ شب زنده دار(کاومل) آرایهای بجا و زیباست.در بیت سوم شاعر به تلاشهای ناکام مردمی اشاره میکند که بارها از دههی هفتاد تا دههی نود تا نزدیک فتح قله رفتند و ناکام ماندند! این مضمون را به زیبایی با تصویر مردی که هر صبح شال و کلاه میپوشد و تا غروب راه میافتد و پیاده راه میپیماید و غروب، بی رمق و بی توان در حالی که چیزی نمانده که به دوست یا هدفش برسد؛ اما دست خالی بر میگردد. بیان میکند!شاعر با همین تک بیت، سرزمین کلنگهای ناتمام، آرزوهای نارسیدهی جوانان، مسیر پرسنگلاخ زندگی و مریدهای بیمراد و عابری پیاده، خسته، جان به لب رسیده و به مقصد نرسیده را به تصویر میکشد و گوشزد میکند!آرایه ی تضاد “شفق و ایواره” و تناسب “شال و کلاه” و واج آرایی لام از جمله عناصری است که بر موسیقی و زیباییهای بیت اثری دوچندان گذاشته است. وزن بیت هم با تغییرات جزیی از جمله واژه ی نخست مصرع دوم و بلند شدن واژهی کشیدهی دوس، میتواند به خوانش عروضی برسد.در بیت چهارم شاعر پرده از خفقان و نبود آزادی در جامعه بر میدارد. او میگوید در حالی که درمان درد شما ممکن است این باشد که لختی با صدای بلند بر درد خود گریه کنید؛ اما اگر حق نداشته باشید، با صدای بلند گریه کنید و ناله سر بدهید چقدر سخت میشود!شاعر در این بیت به شکل آشکارا به گرفتاری و حبس نفس ها در سینه ها اشاره می کند و جامعه ی خفه شده و عصبانی با سینههایی پر از بغض و خشم و فریاد و گریه و زاری را به زیبایی ترسیم می کند.از زاویه زیباییشناختی در این بیت، تناسب واژههای گریه و زاری و نقارونی و دنگ و همچنین رنج روزگار از آرایههای شعر به شمار میآیند.در بیت پنجم شاعر به تبعات و پیامدهای تصمیمات فردی یا اجتماعی اشاره میکند.او میگوید: خیلی سخت است که یک عمر بر روی تصمیمات اشتباهی مسیرها پیموده شود و توانها، هزینه گردد، بعد هم وقتی به آخر خط برسیم به جای این که پاسخگوی پاهای خراشیده و عمرهای تلف شده باشیم، خود را به تغافل و بیعاری بزنیم!عار و ننگ و قمارباز و تلکه و بی عاری در این بیت شبکه ی معنایی یا مراعات نظیری است که به زیبایی شعر افزوده است.در این بیت خوانش لکی ننگ باید رعایت شود تا بیت از نظر عروضی دچار مشگل نشود “ننگ” فارسی که یک هجای کشیده است در خوانش لکی “ننگ”یک هجای بلند به شمار میآید.