زبانان معیار لکی (نگاهی به شعر استاد کرم دوستی) بخش سوم و پایانیعلی گودرزیان ع پایداردر بیت ششم باز…
انتشار: 2026/08/11 19:43 UTCدریافت: 2026/08/13 01:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 01:06 UTC
زبانان معیار لکی (نگاهی به شعر استاد کرم دوستی) بخش سوم و پایانیعلی گودرزیان ع پایداردر بیت ششم باز شاعر به سانسور و نبود آزادی بیان به زیبایی اشاره میکند. او میگوید:«...در حالی که سخن شما میتواند از راز گل پردهبردارد و پیامهای تازهای برای همنوعان داشته باشد،اما وقتی قدرت بیان این سخنان را ندارید، خیلی سخت است وقتی که از ترس پیامدها، مجبور هستید حرف هایت را در قفس سینه زندانی و پنهان(آشاری) کنید!آشاری از مصدر آشاردن به معنی پنهان کردن یکی از واژههایی است که لکهای دلفان و کوهدشت به کار میبرند. تشبیه سخن به «سازِقناری» که از راز گل خبر میدهد بسیار زیباست.شاعر در بیت هفتم به خودسانسوری اشاره میکند! او به زندان بزرگی اشاره میکند که اگر چه نام و نشان زندان ندارد و زندانی، بر دست و پایش، زنجیر و بند نیست؛ اما در حقیقت گرفتار وسوسهها و دغدغههای هراس انگیز است که «برادر بزرگتر» برای او ایجاد کرده و او را به بند نامریی کشیده است.مضمون این بیت یادآور محتوای کتاب «۱۹۸۴ جرج اوول» است که سایهی «برادر بزرگتر» بر همهی ساحات تک تک مردم گسترانیده شده است.شاعر در بیت هشتم به ویژگی بیداری روح شاعرانهی خود اشاره میکند و به اشاره و تعریض، شعر نیما را به ذهنها متبادر میکند. آنجا که نیما میگوید:« غم این خفتهی چند خواب در چشم ترم میشکند…»کرم دوستی در فرود شعری که فرازهای آن حرفهایی تلخی داشت به سرچشمهی فلاکت جامعه میرسد! علت العلل مشکلات خود مردم هستند! مردمی که بیدار نیستند و خود را به خواب میزنند!بار سنگین مردمی که به قول آن اندیشمند باید به جای آنان کتاب بخوانیم و شلاق بخوریم و زندان برویم! بر دوش برخی از آدمهاست و شاعران در زمرهی آنانی هستند که رنج و درد این مردم، خواب در چشمان گریانشان میشکند!استاد دوستی میگوید:«همهی مردم در خواب خس خود هستند و من و جغد شب زنده دار، از درد، پیوسته ضجه میزنیم و گویی نمک در چشممان ریختهاند، خواب نداریم و با این که دلمان هم پر از ترس و هراس است نگهبانی میدهیم و این خیلی سخت و دشوار است.»در این بیت واژهی «چریکونمو» برجا نشسته است. این واژه، در زبان لکی بار عاطفی زیادی دارد. «چریکه» یعنی صدایی که حاصل دردی دهشتناک است و ناخودآگاه از انسان و هر موجود دیگری بر اثر درد، بلند میشود.شاه بیت شعر استاد دوستی بیت نهم است که شاعر، آن را با زمینه چینی بیت هشتم تمام میکند!بیت نهم در حقیقت مانیفست این شعر است. بیان این نکته است که پرستار جامعه بودن درد سختی است. جامعهی کتابنخوان، جامعهی بیماری است و در یک جامعهی بیمار در حقیقت آگاهان و شاعران و بیداران دردمندان واقعی هستند. دردمندانی که پرستار جامعه به شمار میآیند کسانی که به واسطهی همین آگاهی بیشترین محدودیتها و محرومیتهای اجتماعی متوجه آنان میشود. شاعر با چنین استدلالی زیبا حکم میدهد که پرستاری از بیماری، بسیار سختتر است!telegram.me/goodarziyan96