گفت در چشمان من غرق تماشایی چقدر گفتم آری، خود نمیدانی که زیبایی چقدر!در میان دوستداران تا غریبم دید گفت: دورهگرد آشنا! دور و بر مایی چقدر!ای دل عاشق که پای انتظارش سوختی هیچکس در انتظارت نیست، تنهایی چقدرعاشقی از داغ غیرت مرد و با خونش نوشت دل نمیبندی ولی محبوب دلهایی چقدرآتش دوری مرا سوزاند، ای روز وصال بیش از این طاقت ندارم، دیر میآیی چقدرسجاد سامانی#دکلمه@gooneshpost