هرشب یک سرگذشت :امشب احمدتکودار سومین ایلخان احمدسومین ایلخان مغول وهفتمین فرزند پسر هولاکو جانشین…
انتشار: 2026/08/17 13:49 UTCدریافت: 2026/08/20 01:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 01:46 UTC
هرشب یک سرگذشت :امشب احمدتکودار سومین ایلخان احمدسومین ایلخان مغول وهفتمین فرزند پسر هولاکو جانشین برادرش آباقاخان میباشد اباقاخان دوست داشت فرزندش ارغون جانشین اوباشد ولی بر طبق یاسای چنگیزی (تگودار) درقوریلتای آلاتاغ در۲۶ محرم سال (۶۸۱) رسماً سلطان گردید ، اودرجوانی برسم آئین مسیح تعمیدیافته بودولی پس ازچندی به دلیل مراوده با مسلمین به دین اسلام تمایل یافت و مسلمان شد،به(سلطان احمدتگودار) معروف گردید(اولین حکمرانی مغولی بود که به اسلام گروید) سلطان احمدپس از به سلطنت رسیدن دست به بذل و بخشش زدوبسیاری ازاموال و خزائن را به امرا وسران سپاهش بخشیدوسپس مسلمانی خودش رابه علماوبزرگان بغداداعلام کردوخودراحامی دین اسلام وشریعت رسولالله (ص)معرفی و بدنبال اوعده ای ازمغولان به اسلام ایمان آوردند ، خواجه شمس الدین جوینی صاحب دیوان در دربار سلطان احمدبود و از او در برابر رغیب بی رحمش ارغون حمایت میکردبین ارغون واحمد چندین جنگ درگرفت که اغلب پیروزی بااحمد بودارغون که ازراه نظامی نتوانست احمد را شکست دهد توانست با تحریک شاهزادگان مغول دست به توطئه وشورش علیه احمد بزند بطوریکه احمد را مجبورکردکه به طرف آدربایجان فرار کند ولی دربین راه او را دستگیروچون طبق سنت مغول شاهزادگان بایدخونشان برزمین ریخته نشود کمر او را شکستند تا او از این دردبمردوبدین گونه او رابقتل رسانیدند ، باکشته شدن احمد تکودار ایرانیان که داشتندمراکز حکومتی راقبضه میکردنند برای مدتی کنار گذاشته شدند ومغولان برامورمسلط شدند (درجمادی الاولی ۶۸۳)مدت سلطنت اوسه سال وسه ماه بود.کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود.ماخذ*ایران کمبریج جلد ۵ق۲ *تاریخ مغول عباس اقبال *روزگاران.دکترزرین کوب ص ۵۲۸و۵۳۰تاریخ ده ساله ایران دکتررضائی ج سوم ص۲۱۷@goshetarikh
پستهای تلگرام — گوشه هایی از تاریخ
شبی یک سرگذشت : امشب غازان هفتمین ایلخان (سلطان محمود)اوپس از(بایدو)ایلخان شددر ، ذی الحجه(۶۹۴) بدین اسلام مشرف شدوتمام مسئولین و فرماندهان خودش رابه دین اسلام ترغیب کرد سپس با شکوه تمام درحالی که علما وسادات به استقبال او از تبریز بیرون آمده بودند وارد پایتخت شد اولین دستور اوبه تمامی مملکت ایلخانی خراب کردن معابد بت پرستان و نیز کلیساهای مسیحی وکنیسه های یهودیان بود صدرجهان زنجانی راصاحب دیوان کردومنصب امیرالامرایی داد عامه مغولان ناراضی راازمیان برداشت ، غازان بعدازمسلمان شدن نام محمود رابرای خودبرگزیدبه نظم و قانون در قلمرو حکومت اهمیت میداد. دراین ایام عیسویان جز باعلامت زنّار ویهودیان کلاه مخصوص برسر حق خروج از منزل را نداشتند مردم مسلمان که قبلًا از عیسویها اهانتها دیده بودند صدمات بسیاری به آنان واد کردند ، او به شام لشگرکشید و دمشق رافتح کرد (۶۹۹)ولی چندسال بعددرجایی بنام مرجع الصفر درنزدیکی دمشق ازسپاه مصر شکست خورد بسیاری از سربازانش اسیر شدنداین شکست تاثیر بدی روی اوگذاشت او یک شورش داخلی راکه پسر گیخاتو رهبری میکرد سرکوب کرد درهمان سال درحالی که(۳۳)سال بیشتر نداشت نزدیک قزوین هنگام نماز عصر روز (یکشنبه۱۱شوال ۷۰۳) چشم از جهان فروبست پیکرش به تبریزبرده ودریکی از بناهاییکه خودش ساخته بودبنام شنب غازان یا (شام غازان) باآئین مسلمانی دفن کردنند غازان (سلطان محمود) فرمانروائی بودهوشمند ، شجاع ، وباکفایت با وجودشدت وصلابت ، بامحرومان ، مستضعفان وفقیران بامحبت رفتارمیکرد او علاوه برزبان مغولی به فارسی وعربی وچینی آشنائی داشت سفرای او با دولت های اروپایی در رفت وآمد بودند ، همچنین به ساختن ابنیه و تعمیر مساجد وبقاع متبرکه علاقمند بوداو بناهایی بنام شنب غازان که شامل مدرسه، مسجد ، خانقاه ، دارشفا ، دارسیاده ، حمام ، صوفی خانه باموقوفات بسیار ساخت ، همچنین اطراف شهر تبریز وشیراز را باروی عظیمی کشید.کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود. روزگاران دکترزرین کوب ص ۵۳۰و۳۱دین ودولت عهدایلخانی ج۲ص۳۳۵مسائل عصر ایلخانی ، مرتصوی*تاریخ ایران کمبریج جلد ۵ق۲ *ایلخانان ، ترجمه، یعقوب آژند*@goshetarikh
شبی یک سرگذشت : امشب ارغون ایلخان چهارم وگیخاتو ایلخان پنجم*ارغون بعدازمیان برداشتن تکوداربه مقام ایلخانی رسیداو حکومت بغدادرا به( بایدو)نواده هولاکو حکومت روم رابه برادرخود گیخاتو سپرد حکومت مازندران وخراسانرابه غازان وخودش درپی جلب عیسویان واتحادبا آنان جهت مبارزه بامسلمانان اقدام کرد ، درهمان بدوحکومت شمس الدین صاحب دیوانرا(جوینی)به سعایت مخالفانش بقتل رساند (۶۸۳) گویند جهت رفع حکم ازاو۵۰۰۰ سکه طلا خواستنداوتمام دارائی واموالش را فروخت بامقداری قرض که ۴۰۰۰سکه بیشتر نتوانست تهیه کند لذا اورابه اتفاق ۴پسرش به تیغ جلاد سپردندوبرادرش عطاملگ جوینی را در ذی الحجه (۶۸۱) قبلابقتل رسانده بودند دیگراز خانواده ادیب ودانشمند جوینی که ۲۵ سال برای آبادانی ایران زحمت کشیدند کسی باقی نماند ارغون برای وزارت از طبیب سعدالدله یهودی استفاده کردکه او رابه جنگ بامسلمانان ترغیب میکرد ، دراین بین ارغون بیمارگردیدکه سعدالدوله متهم به مسموم کردن خان گردید سپس او را دستگیر بعد جانش راگرفتند(بامرگ سعد الدوله مسلمین خوشحال شدند برای چند روزی بازار قتل یهودیان گرم واموالشان غارت شد) ارغون هم درربیع الاول(۶۹۰)هجری چشم ازجهان فروبست اورا به روش مغولان باتشریفات دینی بخاک سپردند.پس ازآن ایلخانی به برادرش گیخاتو رسید (رجب۶۹۰) درآغازباشورش ترکمانان (سلجوقی) روم روبرو گردید گیخاتو موفق شداین شورش را فرو نشاند(۶۹۱)او وزارت خودش را به صدرالدین زنجانی دادواوراصدرجهان نامید گیخاتو آدمی بود بسیار فاسدوعشرت طلب دختران وپسران اطرافیانش ازاودرامان نبودندبه همین دلیل موردنفرت و انزجار قرارگرفت چون درمجلس شراب به (بایدو) توهین کرداوهم سربه شورش برداشت وبا دیگر امرا او را دردشت مغان دستگیر وخفه کردند اودراین هنگام ۲۴سال بیشتر نداشت (۶۹۴هجری) تنهاکار مهمی که دردوره گیخاتو انجام شد چاپ پول کاغدی (چاو) توسط او برای اولین بار درچین وایران انجام گرفت که دراین را موفق نگردید.سرگذشت پول کاغذی (چاو)را خواهم گفت.کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود.ماخذ *تاریخ مغول عباس اقبال *روزگاران دکترزرین کوب ۵۲۸تا۵۳۰تاریخ ده هزارساله دکتررضایی *تاریخ وصّاف شرف الدين عبداللهتاریخ ایران کمبریج جلد ۵ق۲ * @goshetarikh
هرشب یک سرگذشت :امشب اباقاخان ایلخان دوم*پس ازمرگ هولاکوفرزندارشدش بجای پدر نشست وی تختگاه خودرا ازمراغه به تبریز برد درتابستانها درقصریکه درکوهای آلاداغ پدرش ساخته بود و درزمستان دربغداد روزگار میگذرانید او دختر امپراتوربیزانسگ(میخائیل پالتولوگوس)بنام مریم که نامزدپدرش بود را بزنی گرفت او طی ملاقات هایی که بابعضی ازسران صلیبیون انجام داد تصمیم گرفت برعلیه مسلمین واردجنگ شود (شرح آن از مطلب ما خارج است ۶۶۸تا۶۷۳)ودرجنگی دیگراز بیبرس حاکم مصر شکست سختی خورد(۶۷۵) اودرمدت سلطنت با دیگرمغولان برای تحکیم حکومت میحنگید ، او در نوشیدن شراب افراط میکرد درموردمرگ اومی گویند شبی جهت قضای حاجت ازچادربیرون رفت پرنده سیاهی را دید فریاد زد آن مرغ سیاه چیست برشاخه نشسته ؟ آن را با تیر بزنید ولی نگهبانان چیزی ندیدندواودرهمان لحظه از دنیا رفت ، نقل دیگری نیزهست که آباقاخان در همدان مجلسی تشکیل دادکه به جشن وشادی می پرداختنددرهنگام جشن کلاغی در برابر او آوازی چندسرداد وپرید آباقاخان ازشنیدن صدای کلاغ غش کردواز دنیا رفت واین اتفاق بسال۶۸۰هجری اتفاق افتاد.کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود ماخذ .جامع التواریخ رشیدی ج۲ص۷۳۶*تاریخ ایران کمبریج جلد ۵ق۲ *تاریخ مغول عباس اقبال ص۲۰۱*روزگاران دکترزرین کوب ص۵۲۸*@goshetarikh
شبی یک سرگذشت:امشب مرگ هولاکوخان ق ششمهولاکو پس از قراردادن مراغه به پایتختی بفکر تصرف شامات ومصر افتاد ، ابتدا شهر قدیمی حلب را باجبر تصرف وچند روز مشغول غارت شهر وکشتار مردم بودند ولی سربازان قلعه حلب ۴۰ روز مقاومت کردند تاسرانجام تسلیم شدند ، سپس نوبت دمشق رسید اهالی دمشق که نخواستند به سرنوشت حلب گرفتار شوند هدایایی تهیه کرده آنرا پیشکش هولاگونمودند ، بدینوسیله دمشق به فرمان هولاگو نهادند(۶۵۷) درهمین زمان بود که خبر مرگ برادرش منکوقا آن خان بزرگ به او رسید ناراحت وچون خیال خانی را درسر میپروراند، کیتوبوقا را با حدود ۱۰هزار سرباز دراطراف دمشق باقی گذاشته به تاریخ ۲۴جمادی الاخرسال(۶۵۸) نامه ای به حاکم مصر نوشت اورا به اطاعت خواند ، سپس به مغولستان مراجعت کرد نن، سپاهیان باقی مانده به سرداری (کیتوبوقا) دربرابر لشگریان مصر بفرماندهی (قدوز) درمنطقه عین جالوت(درفلسطین)شکست سختی خوردند بطوریکه تمام سپاهیان مغول از بین رفتند(کیتو بوقا) دستگیر سپس گردن زده شد رمضان (۶۵۸) شکست مغولان در نبرد عین جالوت نقطه عطفی بود زیرا اقتدار مغولان شکسته شد و پایشان به مصر نرسید(البته قدوز چندی بعد بدست یکی از رؤسای ممالیک کشته شد که خود سرگذشتی جداگانه دارد) هولاکو که از شکست سپاهیانش بشدت ناراحت شده بود تصمیم به انتقام گرفت ولی بعلت مشگلات پیش آمده در موفق به اینکار نشد. هولاکو تصمیم داشت رقبایش را بکوبد یکی از این افراد (برکای)پسر جوجی بود که سی هزار سپاهی از دشت قبچاق برای جنگ بااو گسیل داشت اینان از دربند گذشته درشماخی با هولاکو روبروشده ولی در جنگ منهزم شدندسال(۶۶۰) سال بعد هولاکو پسرش (ابقا خان) را جهت سرکوبی برکای فرستادکه شکست خورده به داغستان برگشت ، درهمین زمان که( قوبیلای ) خان بزرگ انتخاب گردید هولاکو سرزمین های تصرفی رابین فرزندانش تقسیم کرد ، مرگ هولاکو در ربیع الثانی سال (۶۶۳)درحالیکه ۴۸سال بیشتر نداشت اتفاق افتاد برسم مغولان درکنار کوه شاهو (زرینه رودفعلی)برایش دخمه ساختند پیکر او را همراه بازر و جواهرات به اتفاق عده ای دختران خوب روی باهم دفن کردند تا درعالم دیگر تنها نباشد.کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود. ماخذکتاب مسائل عصرایلخانی. نوشته مرتضوی *تاریخ مغول عباس اقبال *تاریخ ایران کمبریج ج۵ق دومدین ودولت درعهد مغول ج۱*تاریخ جامع رشیدی ج۲*روزگاران دکترزرین کوب* تاریخ جهانگشای جوینی *@goshetarikh
شبی یک سرگذشت:امشب هولاگو وتبعات فتح بغداد ق۵ شهر هزارو یک شب در آتش بیداد سوخت ، بغداداز هجوم مغولان آسیب کلی دید بیشتر عمارات وابنیه خراب گردید ومردم بسیار کشته شدند ، هولاگو امر به توقف قتل وغارت داد وچون هوای بغداد به مزاج خان سازگار نبود روز۲۴ماه صفر از شهر خارج شد خان همان روز مستعصم را به حضور طلبید او وپسر بزرگش ابوبکر را بقتل رساند(خودسرگذشتی دارد)پسر دیگرش را چند روز بعد وهرکس از بنی عباس یافتند کشتند فقط (مبارک شاه) پسر کوچک خلیفه را به زوجه اش بخشید وزوجه هولاگو اورا به خواجه نصیر الدین سپرد وخانمی مغولی بدو داد به دین ترتیب دولت عظیمی که بالغ بر پنج قرن برجان ومال مردم مسلط بود برای هميشه از بین رفت ، جمعی از تاریخ نگاران مقتولین را تا هشصد هزار نفر نوشته اند.تسخیر دارالخلافه وکشته شدن خلیفه جامعه آنروز مسلمانان بخصوص اهل سنت را بشدت داغدار کرد زیرا مسلمانان کشتن خلیفه را توهین به حضرت رسول دانسته وعزاداری می کردند از آن جمله سعدی که درهمان روزگار میزیسته قصیده ای در همین زمینه سروده است ، اهل سنت برافتادن خلافت ونداشتن اولی الامر را برای اسلام یک تراژدی می دانستند وهمین موضوع باعث گشت که بعدها ترکان عثمانی جا پای عباسیان گزارده وخود را خلیفه وجانشین رسول الله می دانستند.هولاگو از بغداد به مراغه رفت وبه پیشنهاد خواجه نصیرالدین طوسی رصد خانه ای ساخت که به(زیج ایلخانی) معروف گشت(دراین رابط بعد شرح خواهم داد)هولاگو اموالی را که از غارت بدست آورده بود چون با منکو قاآن برادر بزرگش رابط دوستی داشت مقداری از غنائمی که بدست آورده بود همراه با خبر فتح بغداد به او نوشت ، سپس دستور داد کاخی عالی بین شهر سلماس وارومیه بنا کردند انگاه تمام غنایمی که از بلاد گرجستان ، ارمنستان به انضمام گنجینه های بغداد را اعم از طلا ونقره بصورت شمش دراورده دریکی ازجزایر دریاچه کبودان(ارومیه) دفن کردند ، این جزیره از قرار گفته بعضی ازمورخین درسال( ۶۸۱) بزیر آب رفته است.ادامه دارد*کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود *@goshetarikh
شبی یک سرگذشت:امشبهولاکو وفتح بغداد ق۴ گام دوم هولاکو تصرف بغداد بود او توانست با دادن مال به حاکمان شهرها وایلات کوهستانهای مناطق اطراف عراق وکردان تابع سلیمانشاه (یکی از سردار مستعصم ) آنان را طرفدار خود نماید ، انگاه به سردار( جرماغون و بایجو) دستور داد ازطرف بلاد روم بسمت اربل وموصل از غرب ، بغداد را محاصره نمایند آنگاه(سُونجاق نُویان)را به اتفاق چند شاهزاده مغولی از راه کردستان کنونی و(کیتو بوقا) وچند سردار دیگراز راه لرستان وخوزستان بسمت بغداد پیشروی کنند ، انگاه خود در ذی الحجه سال( ۶۵۵) از راه کرمانشاه وحلوان درحالیکه(خواجه نصیرالدین) و(سیف الدین بیتکچی وزیر) و(عطا مللک جوینی) همراهش بودند براه افتاد ، در اسد اباد همدان بود که یک مرتبه دیگر به خلیفه پیام فرستاد واورا به حضور طلبید ، خلیفه درپیامی از خان مغول خواست بازگردد و گفت هر مقدارکه اوبگوید سالانه پرداخت نماید توافق انجام نشد هولاکو از راه کرمانشاه وارد عراق گردید ، در نزدیکی انبار بر خورد شدیدی بین سپاهیان خلیفه ونیروهای سونجاق روی دادکه ۱۲هزار سپاهی خلیفه کشته شدند الباقی گریختند سونجاق ۱۵محرم (۶۵۶) ازطرف غربی شهر را محاصره کرد هولاکو هم چند روز زودتر که از سمت شرقی رسیده بود شهر را زیر باران سنگ و نفت آتش گرفتند ولی چون دراطراف سنگ کم بود درختان نخل را بریده از انها بجای سنگ با منجینق بداخل شهر پرتاب می کردند ، محاصره بغداد تا اول صفر طول کشید دراین مدت مغولها برج به برج وسنگر به سنگر پیش میرفتند دراین مدت جمعی از مردم شهر به اتفاق دوتن از بزرگان از شهر خارج شده به امید نجات به اردوی مغولها وارد شدند ، خان سفاک دستور داد تمامی مردم که به امید نجات آمده بودند را کشتند ، روز چهارم صفر بود که مستعصم همراه سه پسرش و حدود ۳هزار نفر از سادات ، قضاة ، اکابر واعیان از شهر خارج شده به نزد هولاکو رفتند ، خلیفه بانرمی با ایشان سخن گفت ، خلیفه هم امر کرد کلیه مردم و سپاهیان دست از مقاومت برداشته تسلیم شوند سپس هولاکو به بهانه شمارش آنان را از بغداد خارج کرده سپس تمامی آنانرا از دم تیغ گذرانید، انگاه دستور غارت شهر را صادرکرد روز نهم صفر هولاکو همراه خلیفه به شهر وارد شد انگاه خلیفه کلید تمامی خزائن پانصد بیست وپنج ساله حکومت جور عباسی را تقدیم خان مغول کرد .ادامه دارد.کاظم مزینانی تاشبی دیگربدرود. @goshetarikh