دیگر از هرچه هست بیزارممثل ابر بهار میبارمبرو ای آنکه بعد دیدارتگره افتاده در همه کارمپدرم با نگاه…
انتشار: 2026/08/16 06:50 UTCدریافت: 2026/08/17 15:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 15:45 UTC
دیگر از هرچه هست بیزارممثل ابر بهار میبارمبرو ای آنکه بعد دیدارتگره افتاده در همه کارمپدرم با نگاه خود میگفت:لایق لای جرز دیوارممادرم مدتی است میگریدچون گمان میکند که تب دارمدیگر این روزها خودم داردباورم میشود که بیمارمیک نفر گفت خوب خواهم شدبه فراموشیت که بسپارمگفتم ای عشق اگر بعد ازینبدهی مثل قبل آزارمبه تمامی حرمتت سوگندروی قلبت گلوله میکارمبه تو هر چند سخت مدیونمبه خودم بیشتر بدهکارمهر چه بر من گذشت حقم بودمن ازین بیشتر سزاوارمتو گناهی نداری ای زیبامرگ بر من که دوستت دارم...@Graphic_post_Instaa🪭