برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوزبر امید جامِ لعلت دُردیآشامم هنوزروز اول رفت دینم در سرِ زلفین ت…
انتشار: 2026/07/02 05:15 UTC
برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوزبر امید جامِ لعلت دُردیآشامم هنوزروز اول رفت دینم در سرِ زلفین توتا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوزساقیا یک جرعهای زان آبِ آتشگون که مندر میانِ پُختگانِ عشقِ او خامم هنوزاز خطا گفتم شبی زلفِ تو را مُشکِ خُتَنمیزند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوزپرتوِ رویِ تو تا در خلوتم دید آفتابمیرود چون سایه هر دَم، بر در و بامم هنوزنام من رفتهست روزی بر لبِ جانان به سَهواهلِ دل را بویِ جان میآید از نامم هنوزدر ازل دادهست ما را ساقیِ لعلِ لبتجرعهٔ جامی که من مَدهوشِ آن جامم هنوزای که گفتی جان بده تا باشَدَت آرامِ جانجان به غمهایش سپردم، نیست آرامم هنوزدر قلم آورد حافظ قصهٔ لَعلِ لَبَشآب حیوان میرود هر دَم ز اقلامم هنوز#حضرت_حافظدرودصبحتون بخیرروزتون خوشآخرهفته تون پراز شادی🌺🍃🌴

