
ارتباط با مدیر :@k_pandiکیوان پندی/ نویسنده و پژوهشگر تاریخ گیلان
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 73 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 73 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
زنده یاد استاد مصطفی فرض پور ماچیانی، زاده ماچیان رودسر واز پژوهشگران،شاعران ومدرسین گیلان معاصر بود.بعد از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال ۱۳۴۱ وارد دانشگاه تبریز شد و در سال ۱۳۴۴ در رشته ادبیات و علوم تربیتی فارغ التحصیل گردید.در سال ۱۳۴۸ و بعد از اتمام دوره خدمت وظیفه به استخدام آموزش و پرورش رشت درآمد. وی همچنین در مدرسه عالی مدیریت گیلان (لاهیجان)، موسسه عالی بازرگانی رشت، دانشگاه ابوریحان (تالش و تنکابن) و مدرسه عالی پرستاری نیز تدریس می کرد.در سال۱۳۵۸ به درخواست مدیرکل آموزش و پرورش وقت استان گیلان، ریاست دانشسرای راهنمایی تحصیلی را قبول کرد و در آبان همان سال با حفظ سمت سرپرستی مرکز تربیت معلم پسران استان به وی واگذار شد. پس از انقلاب مدتی در دانشگاه گیلان و دانشگاه علوم پزشکی و آموزشکده چمران تدریس کرد.فرض پور، مولف کتاب "دستور زبان فارسی" است که از سال هفتادو شس در دانشگاه تدریس می شود.استاد فرض پور مقالات متعددی در زمینه های مختلف منتشر کرده است. وی عاقبت در فروردین ماه ۱۳۹۳ در سن هفتادو سه سالگی درگذشت ودر ماچیان مدفون شد. روحش شاد@guilan_ghadim
بقعه خواهر امام رشت در عصر ناصریناصرالدین شاه قاجار.حوالی سال ۱۲۸۲ قمری@guilan_ghadim
مدیرالملک که بود؟میرزا عبدالحسین خان فومنی ملقب به "مدیرالملک" و"سردار همایون" در سال ۱۲۸۵ هجری قمری تولد یافت. پدرش محمود خان سرتیپ فومنی فرزند حاجی قاسم خان از نوادگان دختری امیر هدایت الله خان فومنی(اتورخان رشتی) و مادرش ملکزاده خانم قاجار قوانلو ملقب به "زینت السلطنه"و معروف به "عمه رشتی"دختر فتح علیشاه قاجار بود.میرزا عبدالحسین خان بعد از رشد ونمو وانجام تحصیلات مقدماتی آن زمان، در سال ۱۲۹۵ قمری به فرمان ناصرالدین شاه به حکمرانی فومن و ماسوله رسید.نامبرده در دوره مشروطه با همراهی میرزا صادق خان اکبر محتشم الملک به حکمرانی گیلان پرداخت. بعد از واقعه باغ مدیریّه توسط کمیته ستّار رشت و فتح تهران توسط مجاهدین در دوره مشروطه، برای مدت کوتاهی حاکم قزوین شدو بعد به رشت بازگشت،تا اینکه سرانجام در سال ۱۲۹۱ خورشیدی ازدنیا رفت.وی درکاسان پسیخان عمارتی داشت و همچنین باغی وسیع موسوم به "مدیریّه" در رشت به همراه عمارتی دو طبقه که امروزه بیمارستان رازی و بازارچه همجوار آن ،در بخشی از محل آن که در دهه سی توسط نوه اش محمود محمودی به مردم رشت اهدا شده بود،ساخته گردیده است. میرزا عبدالحسین خان در ثمره ازدواج خود صاحب چند فرزند شد.پسرانش یکی علی اکبر خان محمودی و یکی هم به نام ابوالفتح خان محمودی ملقب به "امجدالسلطنه "( داماد میرزا صادق خان اکبر محتشم الملک از ملاکین و رجال برجسته) که در سال ۱۳۳۰ خورشیدی درگذشت. محمود محمودی نماینده اسبق فومن، صومعه سرا وانزلی و همچنین شهردار اسبق رشت از فرزندان ابوالفتخ خان بود که در مهرماه سال ۱۳۴۰ خورشیدی در شیمیران تهران بر اثر سانحه تصادف از دنیا رفت. دختران ابوالفتح خان هم، یکی مرحومه شرافت محمودی همسرحاج غلامحسین خان اکبر بیگلربیگی از بانوان فعال در عرصه اجتماعی بود که در سال ۱۳۴۸ خورشیدی درگذشت.دختر دیگر ابوالفتح خان، اشرف الملوک محمودی نام داشت که همسر مهندس یوسف سیمرغ شهرداراسبق رشت بود.دختر دیگر ابوالفتح خان، نصرت الملوک بود که همسر قهرمان میرزا چایکار و عروس محمد میرزا چایکار کاشف السلطنه محسوب می شد.منبع:۱_حکمرانان گیلان در عهد زندیه و قاجاریه،هومن یوسفدهی، با اضافات۲_ سرزمین و مردم فومنات، کیوان پندی، چاپ سوم@guilan_ghadim
عمه رشتی را بشناسیمملکزاده خانم قاجار قوانلو ملقب به "زینت السلطنه" دختر فتحعلی شاه قاجار و نوه دختری ابراهیم خان ظهیر الدوله بود که در تهران متولد شد ودر سال ۱۲۷۲ خورشیدی در سن شصت وچهار سالگی در رشت درگذشت. این شاهزاده خانم از آن جایی که عمه ناصرالدین شاه قاجار بود، به "عمه رشتی " نیز معروف بود. این شاهزاده خانم بعد از اینکه به رشت آمد، با یکی از رجال و حاکمان عهد ناصری فومن به نام محمود خان سرتیپ فومنی از حاکمان فومن دوره ناصری و از نبایر دختری امیر هدایت الله خان فومنی(اتور خان رشتی) ازدواج کرد که از او صاحب هفت دختر ویک پسر به نام میرزا عبدالحسین خان فومنی گردید که بعدها حاکم فومن و ماسوله شد.بنابربرخی از یادداشتها؛ محمودخان سرتیپ به شاد باش تولد تنها پسرش، سکه هایی را در ضرابخانه دارالاماره فومن ضرب کرد که یک طرف آن "محمود خان" و طرف دیگر دعای "مبارکباد" حک شده بود. او این سکه ها را بین رعایای منطقه فومن تقسیم کرد که در پی آن، دشمنان خبر به گوش شاه وقت ایران رساندند و به وی تلقین کردندکه محمود خان داعیه سلطنت دارد. به همین جهت ناصرالدین شاه به شدت خشمگین شد ودستور برکناری وحتی بریدن سر محمود خان را صادر کرد. نوشته اند؛ یحیی خان مشیرالدوله حاکم وقت گیلان طبق دستور ناصرالدین شاه ، محمود خان را دستگیر و زندانی نمود،ولی با پادرمیانی ملکزاده خانم و در ازای پرداخت دو هزار تومان خون بها، مجازات محمود خان به چوب وفلک تقلیل یافت. در این ماجرا محمودخان به خاطر ناراحتی و آسیب زیاد ، به بیماری روحی مبتلا شد و سالها با آن دسته و پنجه نرم کرد ، تا اینکه عاقبت در سال ۱۳۰۲ هجری قمری درگذشت.امروزه فرزندزادگان این خانواده اغلب نام خانوادگی "محمودی" دارند.منبع:۱. حکمرانان گیلان در عهد زندیه و قاجاریه، هومن یوسفدهی، با اضافات۲. سرزمین و مردم فومنات، کیوان پندی، چاپ سوم@guilan_ghadim
تاریخ گیلان از کجا و کی آغاز شد؟دکتر ناصر عظیمی دوبخشری@guilan_ghadim
دانش آموزان مدرسه ناصرخسرو لشت نشاسال ۱۳۴۹ خورشیدی@guilan_ghadim
شماری از ورزشکاران آموزشگاهای فومنسال ۱۳۴۶ خورشیدی@guilan_ghadim
چموش دوزان پیشکسوت ماسوله مرحومان فرخ حنیفه زاد و میرزا اکبر فرنیا را باید از جمله پیشکسوتان صنعت چموش دوزی در گیلان دانست.در این میان مرحوم میرزا علی اکبر فرنیا معروف به "استاد میرزا"( سمت چپ تصویر)در اواخردوره قاجار در ماسوله زاده شد و بعد از تحصیل مقدماتی وارد بازار کار شد و به حرفه چموش دوزی روآورد ،تا اینکه پس از سالها فعالیت عاقبت درسال ۱۳۷۹ در سن نود ویک سالگی از دنیا رفت ودر زادگاهش مدفون شد. مردی مهربان و خنده رو که بسیار از وقایع زمان خود، از جمله قیام جنگل به رهبری میرزا کوچک جنگلی را دیده بود. وی با دختر استادش مرحوم محمد حسن دباغی ازدواج کرده بود وبا دیگر چموش دوزانی چون: نصرت الله دباغی، مشهدی سلطانی، اُستا قنبر علی نوردی و دیگران هم دوره بود.گفتنی است ؛ چموش، چوموش یا چاموش، نوعی کفش و پای افزار چرمین ساده، بدون پاشنه مخصوص روستاییان بود که در انواع و اقسام مختلف از چرم تهیه می شد. نوع متداول آن ، دارای بند و تسمه های بلند بود که به ساق پا پیچیده می شد و نوع دیگر دارای تسمه و بند است، ولی همانند نوع بنددار، نوکی عقابی و برگشته دارد.درگذشته چموش را غالباً از چرم ساده و بدون رنگ تهیه می کردند، اما اگر می خواستند که چرم را رنگ کنند، از رنگ گیاهی همچون پوست انار استفاده می کردند.چموش اصیل را از چرم دباغی شده گاومیش یا بُز می ساختند. و به همین جهت در جاهایی که دوخت چموش متداول بود، تشکیلات دباغی و دباغخانه رو به راه و دباغخانه هایی در حوالی چموش دوزان ایجاد می شد.گفتنی است؛ درگذشته پیش از کفش ساغری، کفش گرجی ، گالوش توسرخ و کفش های جدید، از چموش که کفشی سبک و راحت بود استفاده می شد.امروزه این کفش سنتی، جنبه زینتی دارد.@guilan_ghadim
استادیوم آزادی فومن. سال ۱۳۶۲از راست مرحوم محمد علی یوسفی زاد رئیس وقت هئیت فوتبال شهرستان فومن در کنار مرحوم حاج یوسف ابرشهر شهردار وقت در حال سخنرانی. پیش از بازی منتخب فومن و منتخب گیلانبا تشکر از: ایمان یوسفی زاد@guilan_ghadim
خیابان لاکانی رشت برگرفته از نام ایشان استسمت راست عالم عالیقدر مرحوم آیت الله حاج شیخ مهدی ازهدی لاکانی و فرزندش عالم ربانی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد ازهدی لاکانی از علمای معاصر گیلان که پدردر بهمن ماه سال ۱۳۳۰ خورشیدی روی در نقاب خاک کشید ودر وادی الاسلام نجف اشرف به خاک سپرده شد و پسر هم در دیماه سال ۱۳۷۹ بدرود حیات گفت ودر بقعه فاطمه اُخری(خواهر امام) رشت مدفون گردید. تجدید بنا واحیای حوزه علمیه مستوفی رشت و تجدید بنای بقعه خواهر امام از جمله خدمات و کارهای عام المنفعه پدر و احداث بیمارستان دکتر حشمت (کوروش سابق) قلب رشت در سال ۱۳۵۹ در زمین اهدایی مرحوم هادی بیانی از اقدامات بسیار ارزشمند عالم با اخلاق آیت الله لاکانی پسر است. روحشان شاد@guilan_ghadim
چله خانه رشت در گذر زمانمحله "چله خانه" یا "چلاخانه" از محلات قدیمی و با اصالت شهر رشت است که امروزه مسجد چله خانه، بقعه میر نظام الدین و مزار دکتر ابراهیم حشمت طالقانی از سران نهضت جنگل در آن قرار دارد. گفته می شود؛ این محله در زمان قاجار انار کله یا انار سرا بوده است. در آن دوران، محله چله خانه مورد استفادهی کولیها و دوره گردهایی بود که به شهر رفت و آمد می کردند. در همین دوران زاهدی متقی و درویش مسلک این محل را برای عبادت و چلهنشینی انتخاب کرد و کومهای را برای این کار تهیه نمود. خیلی ها معتقدند که میرنظام الدین که بقعهی او در چله خانه ی رشت قرار دارد و بنابر لوح بقعه از نوادگان امام علی النقی علیه سلام محسوب میشود، همان پیر بوده است. آگاهان منطقه و محله نیز اعتقاد دارند که میرنظام الدین همان پیر زاهدی است که در این انارکله کومهای ساخت و به چله نشینی پرداخت و سپس بعد از او مریدان او به پیروی از مرشد خود در همان انارکله به عبادت و چله نشینی پرداختند. پس از فوت میرنظام الدین بنا بر سنت رایج در میان مسلمانان او را در همان اتاقک خود دفن کردند و این اتاقک بعدها تبدیل به بقعه شد و اتاقک دیگری در کنار این اتاقک برای چله نشیی ساخته شد و به این دلیل نام آن را چله خانه گذاشتند. امروزه نوادگان میر نظام الدین با نام خانوادگی "میرنظامی" شناخته می شوند.@guilan_ghadim
چند شخصیت گیلانی بر سر مزار محمد میرزا چایکار ملقب به "کاشف السلطنه"_ دیپلمات و پدر چای ایران اهل تربت حیدریه_ پیش از احداث آرامگاهش در شهر لاهیجان اوایل دهه ۱۳۳۰ خورشیدی@guilan_ghadim
اسب کاسپین؛ میراثی باستانیاسب کاسپین یا اسب خزر که"گیل اسب"،"اسب گیلان" و " اسب مازندران" هم خوانده می شود،قدیمی ترین نژاد اسب ایرانی موجود درجهان است که بومی منطقه شمال ایران بوده و پیشتر فقط دراین صفحات یافت می شده است. به گواهی تاریخ؛ اسب کاسپین برای نخستین بار در سال ۱۳۴۳ خورشیدی توسط بانو لوییز فیروز (لیلین) آمریکایی الاصل در آمل مازندران شناسایی و به جهانیان معرفی گردید.اما از دریچه ای دیگر ، این اسب معروف حدود پنج هزار سال قدمت دارد وتصویر آن در نگارههای پلکان آپادانا تخت جمشید شیراز موجود است.علاوه بر این در مُهر داریوش اول هخامنشی در موزه بریتانیا و در نقش رستم فارس و نقش دارابگرد(شاپور ساسانی) نیز مشاهده میشود.محققان این نوع از اسب را به عنوان قدیمی ترین نژاد زنده رام شده جهان نام می برند وپراکندگی فعلی آن از بهشهر مازندران تا تالش گیلان است.اسب کاسپین یک نماد از وضعیت خانوادگی در ایران باستان بوده و بهطور معمول به شاهها و ملکهها تعلق داشتهاست. از این اسب برای ارابه رانی در جنگها نیز استفاده میشد. به گفته محققین؛ اسب کاسپین، اسبی است سریع، سبک و چابک و با قابلیت پرش استثنایی. به لحاظ ظاهری، تناسب اندام یک اسب بزرگ را دارد و برخلاف بسیاری از اسبچهها که دارای دست و پای کوتاه و تنه درشت هستند، اسبی مینیاتوری محسوب میشود و شناخت آن از روی تصویر بهراحتی امکانپذیر نیست. این نژاد اسب شباهت بسیاری با اسب نژاد عرب دارد. دارای سری کوچک، چشمهای درشت و برجسته، پیشانی کمی محدب و گوشهای کوچک است. پوزه این اسب کوچک و دارای منخرین باز است. گردن آن دارای قوس است و تناسبی مناسب دارد. یال و دم پر پشت و زیبا، کمر کشیده و بدن باریک از ویژگیهای آن است و اندام حرکتی ظریف دارد و از استخوانبندی بسیار قوی و محکم برخوردار است. سم بسیار سفت و بیضی شکل است و نیاز به نعلبندی ندارد.@guilan_ghadim
جمعی از آزادیخواهان ومبارزان مشروطه خواه گیلانی. نشسته ها فرزندان حاجی محمد کاظم وکیل الرعای اُمشه ای وبرادران میرزا کریم خان اکبر رشتی هستند. از راست: احمد علی خان اُ مشه ای،میرزا حسن خان عمیدالسلطان،عبدالحسین خان معزالسلطان(سردار محیی)، ابو تراب خان مجیب السلطنه و عباس خان اُ مشه ای. عکس مربوط به حوالی سال ۱۲۸۸ خورشیدی بوده وبرداشت از کتاب گیلان در جنبش مشروطیت، ابراهیم فخرایی می باشد.@guilan_ghadim
جمعی از اهالی قدیم رشت عصر مشروطه در صفر ماه سال ۱۳۲۵ هجری قمری در صحرای ناصریه(محدوده بیمارستان پورسینای فعلی) گرد دو تن از مجتهدین وعلمای بنام آن زمان گیلان حاج ملا محمد خمامی و حاج شیخ علی گیگاسری فومنی آمده اند. این دو بعد از اینکه با اعضای انجمن ملی رشت و سوء حرکات ایشان روبرو شدند، در چادر های ملا آباد تحصن کرده و از این جا عازم تهران شدند تا اعتراض خود را به مجلسیان و دولتیان وقت اعلام نمایند.آیت الله حاج ملا محمد خمامی از مراجع تقلید و علمای دینی معروف و با نفوذ گیلان زمان قاجار بود که در دوره مشروطه، طرفداری از مشروطه مشروعه ( یعنی حکومت مبتنی بر منطبق با احکام اسلام و فقه) می کرد و به همین علت با مشروطه خواهان گیلان ناسازگاری می کرد. آنطور که نوشته اند؛ وی ابتدا از طرفداران مشروطه بود، ولی بعد از اینکه اختلافات موجود در میان سران مشروطه را دید راه خود را عوض کرد و جانب شیخ فضل الله نوری را گرفت و حتی فتوایی نیز در رد مشروطه سکولار صادر نمود. پس از این در محرم سال ۱۳۲۷ قمری بعد از واقعه باغ مدیریّه و انقلاب رشت و اوضاع واحوالی دیگر، راه سیاسی خویش را تغییر داد و جانب مشروطه خواهان را گرفت، اما دیری نپایید که در همان زمان کشته یا به قولی دیگر درگذشت.آیت الله حاج شیخ علی گیگاسری فومنی نیز از مجتهدین و علمای شهیر زمانه خود بود که در وقایع مشروطه، از مخالفان مشروطه غربی واز همراهان حاج ملا محمد خمامی واز هواداران مشروطه مشروعه بود. بعد از مرگ حاج ملا محمد خمامی، وی عملا جانشین وی گردید، لیکن چیزی نگذشت که بدست تروریست های آزادیخواه در اردیبهشت ماه سال ۱۲۸۸ خورشیدی ترور وشهید شد وبعد در کربلا مدفون گردید. فرزندی داشت به نام شیخ حسین که در دوره پهلوی دوم ریاست تامینات( آگاهی) رشت را برعهده داشت. شیخ حسین که به خاطر شهید شدن پدرش نام خانوادگی: شهیدی" را برگزیده بود درسال ۱۳۳۶ خورشیدی وفات یافت.منبع: ۱.رجال مشروطه گیلان، دکتر هومن یوسفدهی ،با تلخیص و اضافات۲.گیلان در جنبش مشروطیت، ابراهیم فخرایی@guilan_ghadim
تصویر اصلی مشروطه خواهان گیلانی بعد از فتح تهران در میدان بهارستان ۲۲ تیرماه سال ۱۲۸۸ خورشیدیروز سقوط استبداد صغیر دکتر ناصر عظیمی دریادداشتی در رابطه با استبداد صغیر ونقش برجسته گيلان درسقوط این استبداد می نویسد: "وقتی محمد علی شاه قاجار با کمک لیاخوف روسی، در دوم تیرماه سال ۱۲۸۷ خورشیدی مجلس یعنی نماد انقلاب مشروطه و قانون خواهی را برانداخت و این براندازی بیش از یک سال یعنی تا بیست و دوم تیرماه ۱۲۸۸ خورشیدی ادامه یافت، به جز تبریز قهرمان که نخستین شعله های مقاومت علیه استبداد را برافروخت، این فقط گیلان بود که کنشگران مشروطه خواه را سازمان می داد تا استبدادِ دو باره بازگشته به ایران را براندازد. این نکته را برای نخستینبار تنها فریدون آدمیّت بود که اندکی برجسته کرد.و به ما یادآور شد که تاریخنویسانِ ایرانی نتوانسته و یا نخواسته اند اهمیت این حرکتِ تاریخساز را تشخیص و تمیز دهند. او در همسنجی بین نقش تبریز و بختیاریها با مجاهدینِ گیلان، در مبارزه با استبداد صغیر مینویسد: میدانیم که در آستانه فتح تهران تبریز موضع دفاعی به خود گرفت بود، چه رسد به اینکه در فکر گرفتن پایتخت باشد یا عزل محمدعلیشاه را بخواهد. این کار را انقلابیان گیلان از عهده برآمدند. حتی چنانکه خواهیم دید انجمن ایالتی تبریز برآن شد که مجاهدان گیلان را از حرکت به سوى تهران باز دارد. اما مشروطه خواهان گيلان آن رأی را طرد کردند. نکته با معنی دیگر اینکه، مشارکتِ اردوی بختیاریان در فتح پایتخت، تنها عكس العملى بود در برابر پیشروی مجاهدان گیلان، ورنه بختیاریان، نخست قصد آمدن به تهران را نداشتند، بلکه در پی این بودند که فرمانروایی خود را در منطقه اصفهان به دولت مرکزی تحمیل گردانند. به عبارت دیگر سیاست حرکت انقلابی را مجاهدان گیلانی تعیین كردند.حقيقتى كه تاريخنويسان مشروطيت به روشنى تمايز نداده اند."عکس از: مجموعه حسن اکبری@guilan_ghadim
به مناسبت صدور فرمان مشروطیت۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدیدر این تصویر مشروطه خواهان گیلانی وقفقازی در راه فتح تهران هستند. ایشان بعد از رسیدن به حوالی پایتخت، با مشروطه خواهان بختیاری همدست شده و تهران را در بیست ودوم تیر ماه سال ۱۲۸۸ خورشیدی فتح و موجب سقوط استبداد صغیر و فرار محمد علی شاه قاجار مستبد از کشور شدند.می دانیم که؛ بعد از صدور فرمان مشروطیت در سیزدهم یا چهاردهم مرداد سال ۱۲۸۵ خورشیدی از سوی مظفرالدین شاه قاجار و وقایعی که قبل و پس از آن اتفاق افتاد، اصل و اساس سقوط استبداد صغیر در ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ خورشیدی به همت و تلاش مجاهدین مشروطه ی گیلانی در تشکیلات «کمیته ی ستّار» رشت میسر شد. اما در تاریخ نویسی معاصر ایران به طرز عجیب و شگفت آوری نقش کانونی مشروطه خواهان گیلانی دربازگرداندن مشروطه پس از «استبداد صغیر»، یعنی نظام استبدادی که به همت کودتای محمد علی شاه قاجار – لیاخوف روسی و بمباران مجلس بازگشته بود تا اساسِ مجلسِ و مشروطه را براندازد، نادیده گرفته شده است. نادیده گرفتنی که فریدون آدمیت با در نظر داشتن ملاحظات مبادی آداب نقد، نوشته است که نویسندگان تاریخ مشروطه این مهم را تمیز و تشخیص نداده اندو متاسفانه نقش مجاهدین تبریزی و بختیاری را برجسته کرده اند.عکس از: مجموعه حسن اکبری@guilan_ghadim
گیل گاوباره؛ پاسدار هویت ایرانی در شمال ایرانکیوان پندی/ گیل گاوباره که در منابع تاریخی بیشتر با نام " گیلانشاه گاوه باره" یا " گیل گیلانشاه" یا "گیل گیلان" یا " گیل بن گیلانشاه"شناخته می شود،از برجسته ترین شخصیت های تاریخ شمال ایران و سواحل دریای کاسپین( خزر) در سده هفتم میلادی است. او بنیانگذار دودمان " دابویگان" و پادوسبانیان" بود و نقش مهمی در حفط استقلال گیلان(دیلمیان قدیم) و مازندران( طبرستان قدیم) در سالهای پایانی حکومت ساسانیان و آغاز فتوحات اعراب زمان خلفای راشدین ایفا کرد.گیل گاوباره از خاندان بزرگ و معروف حکومتگر اواخر ایران باستان و اوایل ایران دوره اسلامی بود و به نقل ازکتاب تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آملی از نوادگان شاهان ساسانی محسوب می شد. پدر او گیلانشاه و پدربزرگش فیروز از نسل جاماسب ساسانی بود. لقب " گاوباره" یا" گابره" درباره او روایت های گونا گونی دارد. مشهور ترین روایت می گوید: که او در جنگ ها، کلاه خودی به شکل سرگاو برسر می گذاشت و به همین سبب به این لقب معروف شد.برخی منابع این لقب را نشان قدرت و دلاوری او دانسته اند.در فرهنگ ایران، گاو نماد قدرت ، استقامت و پایداری بود و این لقب نشان دهنده ی دلاوری او به شمار می رود.اما خاندان حکومتگر گیلانشاه گاوباره که بعد از خاندان حکومتگر گُشنسب شاهان( آل گُشنسب) تا سال ۴۹۱ میلادی در ایالات شمالی ایران آن زمان موسوم به " پتشخوارگر" یا" فرشوادگر" فرمان می راندند، قدیمی ترین و دومین خاندان حکومتگری است که بر گیلان فرمان داشتند.به گواهی تاریخ؛ گیل بن گیلانشاه همزمان با آخرین سالهای امپراطوری ساسانی بر سرزمینهای کرانه دریای کاسپین فرمان میراند. وی ازحدود سال ۶۴۲ میلادی( ۲۱ قمری) بر گیلان به مرکزیت "فومن" و رویان مازندران به مرکزیت" آمل" و بعدها "ساری" حکم راند ودر سال ۶۵۲ میلادی( ۳۱ قمری) به فرمان یزدگرد سوم ساسانی به فرمانروایی طبرستان قدیم (رویان ، چالوس، نور و کجور) نیز منصوب گردید و با استقلال بر آن صفحات حکومت کرد.به استناد برخی منابع؛ بعد از مرگ گیل گیلانشاه گاوباره در سال ۶۶۰ یا ۶۸۱ میلادی( ۶۲ قمری)، دو پسرش به نامهای : دابویه و پادوسبان قلمرو او را میان خود تقسیم کردند که دابویه سلسله دابویهی یا دابویگان را درگیلان و پادوسبان سلسله پادوسبانیان یا گاوبارگان پادوسبانی را در غرب مازندران بنیان نهاد.آنطور که در یادداشتها آمده؛ به شاهان سرزمین گیلان، گیل گیلانشاه و به شاهان سرزمین مازندران، اسپهبد،استندار و ملک گفته می شد.در این میان، پادوسبانیان طولانی ترین حکومت تاریخ ایران و دومین حکومت طولانی تاریخ جهان را داشتند.این سلسله سرانجام در اواخر سدهٔ شانزدهم میلادی، در زمان شاه عباس یکم، به حکومت مستقل خود پایان داد و قلمرو آن به دولت صفوی ضمیمه شد.از شاهان معروف سلسله دابویگان به : دابویه، فرخان بزرگ، سارویه و دادبرزمهر و ازشاهان سلسله پادوسبانی نیز به؛ پادوسبان ، اسپهبد خورشید ، اسکندر و کاووس می توان اشاره کرد.منابع: ۱.گاوبارگان پادوسبانی، چراغعلی اعظمی سنگسری۲. تاریخ مازندران و استراباد، رابینو۳. نامها و نامدارهای گیلان، جهانگیر سرتیپ پور@guilan_ghadim
۱۷ مرداد روز خبرنگار گرامی بادهفده مرداد سالروز شهادت محمود صارمی خبرنگار اهل بروجرد و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف افغانستان است که در هفده مرداد سال ۱۳۷۷ در جریان کشتار دیپلماتهای ایرانی در مزارشریف بدست طالبان به شهادت رسید.اما شهیدان سیدمحمدرضا ثابت قدم، سیدمحمد اسحاقی و ابوالقاسم اخوان سه خبرنگار گیلانی ۲۰ ، ۲۴ و ۲۵ ساله عرصه جهاد و شهادت بودند که با ثبت رشادتهای رزمندگان اسلام در جبهه حق علیه باطل، خون نگاران سالهای دفاع مقدس شدند. شهید سیدمحمدرضا ثابت قدم متولد هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ در رشت، خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی بود که در تاریخ سوم مرداد ماه سال ۱۳۶۰ مصادف با بیست و یکم ماه مبارک رمضان در خیابان شهید عطاآفرین رشت به دست منافقین کوردل به شهادت رسید و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد. شهید سیدمحمد اسحاقی متولد سوم شهریور ماه سال ۱۳۴۱ در روستای چهارده آستانه اشرفیه، دانشجوی رشته تاریخ دانشگاه شهید بهشتی تهران، راوی دفاع مقدس و خبرنگار روزنامههای اطلاعات و کیهان بود که بیست و نهم دی ماه سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه به فیض شهادت رسید و پیکر مطهرش در جوار همرزمانش در گلزار شهدای رشت آرام گرفت.شهید ابوالقاسم اخوان بازارده نیز متولد پانزده خرداد ماه سال ۱۳۳۵ در لنگرود، دانشجوی رشته تاریخ دانشسرای عالی زاهدان و خبرنگار صدا و سیما بود که در تاریخ هفتم مهر ماه سال ۱۳۶۰ بر اثر سقوط هواپیمای سی صدو سی در منطقه کهریزک تهران به درجه رفیع شهادت رسید و در گلزار شهدای لنگرود خاکسپاری شد. یادشان سبزمنبع: نوید شاهد گیلان@guilan_ghadim
سخنرانی مرحوم میرمحمد علی صدرایی اشکوری ( ره) در مراسم افتتاحیه دبستان ملی محمدی لاهیجان در سال ۱۳۳۸ خورشیدی که به همت مرحوم آیت الله شیخ مهدی مهدوی تاسیس شده بود.مرحوم صدرایی اشکوری خطیب مبارز زاده نجف بود و پدرش مرحوم آقا سید موسی موسوی صدرایی اشکوری یکی از عالمان اهل روستای کیاسه دهستان شوئیل رودسر ومادر مومنه اش دختر مرحوم آیت الله سید حسین صدرایی بود. مرحوم صدرایی مدتی در لنگرود و سالهایی هم در قم و رشت سکونت داشت. در رشت با گروه های چپ والحادی نظیر حزب توده و کمونیست مبارزه میکرد. در سال ۱۳۲۴ هفته نامه" طلوع اسلام" را در رشت منتشر کرد و دو سال بعد کانون تبلیغات اسلامی را در این شهر تاسیس نمود و مبارزات و فعالیت های سیاسی و مذهبی خود را بیش از پیش کرد. عاقبت پس از سالها فعالیت و خدمات در آذرماه سال ۱۳۵۶ خورشیدی وفات یافت ودر آرامستان لنگرود در جوار پدرش آرام گرفت. تالیفاتی نیز دارد. از جمله کتاب رساله در ردعقاید کارل مارکس، لنین و ابطال عقیده سخیف مسلک دیالکتیک و ماتریالیسم. عکس از: حسن مهدوی سعیدی@guilan_ghadim
سیاهکل قدیم وشاهپور خان عضدى ديلمى، سنجرى كه رئيس آموزش وپرورش سياهكل وبعدها قزوين بود، هدايت خان عضدى پور ديلمى كه هم شهردار بود وبعد ازآن سينماى مرداويج سياهكل را ساخت و سيروس خان عضدى از کارمندان سابق بانک که پارك شمس جهان سياهكل متعلق به مادرايشان مرحومه شمس جهان خانم بود.با تشکر از:بانو عضدی@guilan_ghadim
چند شخصیت از اهالی قدیم شفارود رضوانشهرعصر پهلوی اولبعد از اجباری شدن کلاه پهلوی عکس از: بانو فرزانه عبدالهی@guilan_ghadim
کادر نظامی شهربانی لاهیجان. سال ۱۳۲۸ منبع عکس: جمعه سیاه لاهیجان، نوشته علی امیری@guilan_ghadim
کادر نظامی شهربانی آستارا_ سال ۱۳۱۸ با تشکر از: محمد هزاری ویزنه@guilan_ghadin
گذر زمان... اُستاد زکریا پندی که سالها در حوزه صنعت آهنگری، در شهر فومن تلاش و فعالیت داشت.(۱۳۹۶_۱۳۳۰)@guilan_ghadim
سفرنامهها شاخهای از فرهنگ و ادبیات هر ملت محسوب می شوند. یادداشت رویدادهای سفر، ثبت مشاهدات و دقت در ویژگیهای متفاوت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... ابعاد گوناگون زندگی اقوام را در موقعیتهای زمانی و جغرافیایی مشخص و به تصویر میکشند و از اینرو، سفرنامهها از منظرهای گوناگون دارای ارزش و قابل بررسی هستند.اما ساموئل بنجامین اولین دیپلمات رسمی وسفیر آمریکا در ایران عهد ناصرالدین شاه قاجار که از راه بندر باکو _بندر انزلی_بندر پیربازار خود را به رشت و سپس تهران رسانید ، به سال ۱۲۶۱ خورشیدی در دیدار خود از رشت در سفرنامه اش می نویسد: "راه پيربازار تا رشت كه در حدود شش ميل بود از مناطق بسيار زيبائى مى گذشت. همه جا سرسبز و خرم بود؛ در دو طرف راه تا چشم كار مى كرد مزارع برنج ديده مى شد. برنج گيلان در دنيا معروف و بى نظير است. در نيمه راه رشت، مورد استقبال شش نفر از حاكمهاى شهرهاى نزديك و همراهان آنها قرار گرفتيم. آنها سوار بر اسب در دو طرف جاده به انتظار ما ايستاده بودند و پس از سلام و خيرمقدم به كاروان ما ملحق شده و به اتفاق به طرف رشت تاختيم. در خارج از شهر، حاكم رشت و عده اى از مقامات مهم آنجا در انتظار بودند. مراسم احترام و سلام انجام شد و بعد از خيابانها و بازارهاى پرپيچ وخم رشت، كه عده زيادى از مردم در آنجا به تماشا ايستاده بودند، گذشتيم و در آن طرف شهر به محل اقامت والى رسيديم. دسته اى از موزيك با نواختن آهنگهائى از ما استقبال كرد. از اسبها پياده شديم؛ عده اى از مستقبلين خداحافظى كرده و رفتند و چند نفر از محترمين به اتفاق ما وارد اطاق پذيرائى شدند. روى زمين در وسط، سفره اى بزرگ ديسهاى متعدد شيرينى چيده بودند و اين به معناى استقبال و خيرمقدم گفتن به ميهمان خارجى بود... پذيرائى شروع شد و به اشاره والى بقيه مستقبلين هم مرخص شدند و اين كار از لحاظ من خيلى خوب و مناسب بود، زيرا خسته شده و احتياج به استراحت داشتم. ساعت نه شب شام را كه غذاى نيمه اروپائى و نيمه ايرانى بود آوردند و غذاها را روى ميز چيده بودند، زيرا ظاهرا مى دانستند كه نشستن در سر سفره براى ما مشكل است..."منبع: ایران و ایرانیان ؛ خاطرات و سفرنامه ساموئل گرین ویلر بنجامین،ترجمه رحیم رضا زاده ملک@guilan_ghadim
گیلان به دلیل موقعیت جغرافیایی و جاذبههایش، مسافران و سیاحان بسیاری را به خود جلب کرده است و تاکنون سفرنامهها ویادداشتهای متعددی توسط جهانگردان و ایرانگردان نوشته شده که اغلب حاوی اطلاعات ارزشمند فراوانی هستند.اما الکساندر خودزکو ایرانشناس لهستانی الاصل در دهه ۱۸۳۰ میلادی( ۱۲۰۹ خورشیدی)، به عنوان کنسول روسیه در ایران، حدود چهار سال در کنسولگری روس رشت مقیم بود و ضمن انجام امور اداری - سیاسی، آثاری نیز از خود برجای گذاشته است. یکی از این آثار، سرزمین گیلان است که ابتدا به کوشش مرحوم محمد علی گیلک و بعد توسط دکتر سیروس سهامی به فارسی ترجمه گردید. خودزکو در رابطه با اقتصاد وخوراک گیلانیان نوشته است: "در گیلان، فقیر به معنای واقعی کلمه وجود ندارد. در این سرزمین به سادگی میتوان وسیلهی امرار معاش روزانه را به طریقی فراهم آورد. دراویش و متکدیانی که گاهی به چشم میخورند، خارجیانی هستند که از آن سوی کوههای البرز به گیلان آمدهاند.یک گیلک در کار پیاده روی در حد کمال است و مهارت او در این کار بیش از قدرت بدنی اوست. او معمولا بدون پاپوش راه میرود و همیشه به داسی از آهن یکپارچه مسلح است ... شیوهی غذا خوردن گیلانی با اعتدال فراوان همراه است. او جز آب نمیآشامد؛ آبی که گاهی به اندکی از شیرهی انگور، شیرین شده است. خوراک اساسی او برنج است، طبخ شده به صورت کته همراه با ماهی شور. ماهی شور را بیشتر به عنوان چاشنی به کار میبرند تا اینکه به عنوان یک رکن اساسی غذا. در سراسر زمین ایران تنها در اینجاست که از گوشت گاو استفاده میشود و آن را در بازارها میفروشند ... نجبای گیلان علاقهای خاص به طبخ خوب نشان میدهند و مهارت آشپزهای این سامان حتی در دربار تهران نیز از اشتهاری تام برخوردار است ... شگفت آنکه یک گیلانی، از استعمال نان کراهت دارد..."منبع:سرزمین گیلان,الکساندر خودزکو, ترجمه سیروس سهامی@guilan_ghadim
مرحوم مشهدی رجبعلی رمضانی خانوانهای از نزدیکان حسن خان آلیانی( معین الرعایا) از روئسای سابق ایل آلیان واز سران نهضت جنگل بود. وی در اوان قیام جنگل، یعنی زمانی که یک نوجوان ۱۹ ساله بود به این نهضت پیوست. نامبرده در طول هفت سال مبارزات نهضت جنگل در سمت های مختلفی انجام وظیفه کرده است. از جمله وظایفش میتوان به محافظ میرزا کوچک جنگلی و حسن خان آلیانی اشاره نمود. او حتى وظیفه نگهبانی و محافظت از حیدرخان عمو اوغلی، کمونیستی که قصد ترور میرزا کوچک خان و حسن خان آلیانی را داشت نیز بر عهده داشته است. میرزا کوچک خان به خاطر قد کوتاهش او را «سرباز کوچولو» صدا میکرد. وی عاقبت در سال ۱۳۶۸ خورشیدی درگذشت و در امامزاده سید عبدالله (ع) کلرم مدفون گردید. روحش شادبا تشکر از:مرتضی سخایی و عنایت صائمی@guilan_ghadim
میرزا اسماعیل احمد زاده معروف به" میرزا اسماعیل جنگلی" فرزند میرزا احمد و شاه بیگم خانم ، خواهر زاده میرزا کوچک جنگلی و از مجاهدین نهضت جنگل بود. پدرش در رشت سمت مستوفی گری داشت و به اهالی این دیار خدمت کرد. میرزا اسماعیل علوم قدیمه را در مدرسه مسجد حاجی حسن صالح آباد سبزه میدان رشت آموخت. از دوره نوجوانی به مشروطه خواهان پیوست و همراه نیرو های ضد استبداد گیلان مبارزه کرد.در دوره نهضت جنگل به دایی خود میرزا کوچک و قوای جنگل برای جنگ با قوای بیگانه پیوست ودر کارهای سیاسی و محرمانه جنگل مقام اول را داشت.در سالهای پایانی نهضت جنگل مدتی ریاست نظّمیه(شهربانی) رشت را بر عهده داشت. نامبرده بعد از شهادت میرزا کوچک در آذر ماه ۱۳۰۰ خورشیدی ، دستگیر و روانه تهران گردید ودر آنجا شکنجه و مدتی زندانی شد و بعد از آزادی به رشت آمد. میرزا اسماعیل بعد ازوقایع شهریور ماه سال ۱۳۲۰ به تهران رفت و ودر کنار همسر و فرزندانش روزگار گذراند، تا اینکه عاقبت درفروردین ماه سال ۱۳۲۷ خورشیدی از دنیا رفت و پس از انتقال به رشت، در گورستان سلیمانداراب در جوار دایی خود میرزا کوچک و همرزمانش چون: میرزا شکر الله کیهان تنکابنی و میرزا محمد حسن آمن به خاک سپرده شد. از فرزندان او به مرحومه فرنگیس جنگلی می توان اشاره کرد که همسر شاهپور میهن ( فرماندار اسبق رشت و انزلی) بود. میرزا اسماعیل برادری هم داشت به نام "عنایت "که در جنگ ماسوله در بهمن سال ۱۲۹۴ خورشیدی در سن بیست و دو سالگی بر اثر سرما و گرسنگی در ارتفاعات ماسوله شهید شد و گویا در همانجا مدفون گردید. روحشان شادمنبع :قیام جنگل، یادداشت های میرزا اسماعیل جنگلی ،با مقدمه اسماعیل رائین، تهران، ۱۳۵۷، با اضافات@guilan_ghadim
عباس کدیور فرزند محمد حسن، زاده سال ۱۲۸۲ خورشیدی در رشت بود . بعد از تحصیل در روزنامه "ندای گیلان"به مدیر مسئولی مرحوم میر محمود مدنی تولمی فعالیت کرد ودر عین حال به عضویت انجمن ادبی اخوت رشت نیز در آمد ودر نمایشنامه ها به ایفای نقش پرداخت.بعد ها به تهران رفت ودر آنجا کتاب" تاریخ گیلان" را در سال ۱۳۱۹خورشیدی منتشر کرد. در خرداد ۱۳۲۲ "ماهنامه شمال" را انتشار داد ،تا اینکه عاقبت در تیر ماه سال ۱۳۲۴ خورشیدی دارفانی را وداع گفت ودر قم مدفون گردید.@guilan_ghadim
مسجد محله سوخته تکیه ( حجّتیه فعلی) رشت دو با دچار حریق گردیده است. بار اول به استناد روزنامه سایبان چاپ رشت به مدیر مسئولی عبدالحسین ملک زاده در روز یکشنبه ۲۴شهریور ۱۳۴۲ خورشیدی و بار دوم در جریان اغتشاش و فتنه آمریکایی - صهونیستی هیجدهم دیماه سال۱۴۰۴.@guilan_ghadim
کسما_ بهمن ماه ۱۳۶۲کسما امروزه دهستانی از توابع شهرستان صومعه سرا و پیشتر روستایی از توابع فومنات و شهرستان فومن بود. درقرون گذشته کسما آبادتر و مهم تر از صومعه سرا از نظر رونق اقتصادی و تجاری محسوب می شد.کسما در قرون نهم و دهم هجری شهرت و اعتبار فراوانی داشت. در کتاب تاریخ گیلان «عبدالفتاح فومنی»، در خلال جنگهای علی بیک سلطان با شیرزاد سلطان، چند بار از این آبادی نام برده شده است که نشان از قدمت این منطقه دارد.روستای کسما در زمان نهضت جنگل، مرکز اولین تشکیلات اداری جنگلیان به رهبری میرزا کوچک جنگلی بود، اما بعد از مدتی به دستور میرزا، تشکیلات اداری جنگلیان به خانه اربابی حاج محمد قلی کمایی (معروف به درخانه) در کما منتقل شد.روزنامه جنگل نیز با چاپ سنگی در کسما منتشر می شد. می گویند؛ در نیمه دوم دهه ۱۲۹۰ خورشیدی ، شمار زیادی از کسمایی ها به دیگر نقاط گیلان ، از جمله صومعه سرا، فومن و رشت کوچیدند.کسنا در طول حیات خود بزرکان و سر شناسان بسیاری به خود دیده ، از جمله خاندان کسمایی، مرحوم حاج احمد کسمایی ،مرحوم نویدی کسمایی، شهیدی کسمایی و دیگرانعکس از: حامد زارع@guilan_ghadim
سیمای قدیم دوشنبه بازار ضیابر. دهه پنجاه بازار ضیابر صومعه سرا در ابتدا بهصورت محلی ، با هدف تأمین مایحتاج مردم روستاها و شهرهای اطراف شکل گرفت و بهتدریج به یکی از قطبهای مهم دادوستد در غرب گیلان تبدیل شد.اما ضیابر یک منطقه تاریخی در شهرستان صومعهسرا است که پیشینه آن به قلمرو سرزمین گسکر و بیش از ۷۰۰ سال قدمت مستند برمیگردد. درباره نام ضیابر نظرها متفاوت است .برخی این منطقه را ترکیب واژه های ضیا (روشنایی) و بر(خشکی) دانسته اند در برخی نوشته ها به دلیل نزدیکی به دریا آن را آمیزه ای از زر+ ور می دانند.این منطقه در سال ۱۴۰۱ از روستا به شهر تبدیل شد.ایمنطقه در طول حیات خود بزرگان و مفاخر بسیاری به خود دیده، از جمله مرحوم آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری( از علمای دوره مشروطه و نهضت جنگل) ، مرحوم آیت الله حاج سید محمود موسوی ضیابری ( از عالمان نامدار ) و دیگران.@guilan_ghadim
کسمای قدیم دربرف بهمن ماه ۱۳۶۲کسما امروزه دهستانی از توابع شهرستان صومعه سرا و پیشتر روستایی از توابع فومنات و شهرستان فومن بود. درقرون گذشته کسما آبادتر و مهم تر از صومعه سرا از نظر رونق اقتصادی و تجاری محسوب می شد.کسما در قرون نهم و دهم هجری شهرت و اعتبار فراوانی داشت. در کتاب تاریخ گیلان «عبدالفتاح فومنی»، در خلال جنگهای علی بیک سلطان با شیرزاد سلطان، چند بار از این آبادی نام برده شده است که نشان از قدمت این منطقه دارد.روستای کسما در زمان نهضت جنگل، مرکز اولین تشکیلات اداری جنگلیان به رهبری میرزا کوچک جنگلی بود، اما بعد از مدتی به دستور میرزا، تشکیلات اداری جنگلیان به خانه اربابی حاج محمد قلی کمایی (معروف به درخانه) در کما منتقل شد.روزنامه جنگل نیز با چاپ سنگی در کسما منتشر می شد. می گویند؛ در نیمه دوم دهه ۱۲۹۰ خورشیدی ، شمار زیادی از کسمایی ها به دیگر نقاط گیلان ، از جمله صومعه سرا، فومن و رشت کوچیدند.کسنا در طول حیات خود بزرکان و سر شناسان بسیاری به خود دیده ، از جمله خاندان کسمایی، مرحوم حاج احمد کسمایی ،مرحوم نویدی کسمایی، شهیدی کسمایی و دیگرانعکس از: حامد رارع
بافت قدیم بازار لوندویل آستاراسالهای دهه ۱۳۵۰ خورشیدی@guilan_ghadim
کارمندان اداره تعاون وامور روستایی هشتپرسالهای دهه ۱۳۵۰ خورشیدیباتشکر از: محمد هزاری ویزنه@guilan_ghadim
روستای ییلاقی داماش رودبار حدود شصت سال پیشداماش از روستاهای ییلاقی بخش عمارلو شهرستان رودبار است. این روستا در حدفاصل جاده رشت به تهران، بین لوشان و منجیل جای گرفته و با طبیعت زیبا و منحصر به فرد خود و همچنین با گونههای گیاهی متنوع و کمیاب مثل گل نادر سوسن چلچراغ از اهمیت خاصی در بین گردشگران برخوردار است.@guilan_ghadim
سند ازدواج قجریاین عقدنامه مربوط به سال ۱۳۰۳ هجری قمری مطابق با سال ۱۲۶۴ هجری شمسی در زمان سی و نهمین سال سلطنت ناصرالدین شاه قاجار است.عقدنامه متعلق به پدربزرگ و مادربزرگ ریشه ی مادری شادروانان : محمدحسین خان ، صادق خان ، سهراب خان ، حاج کریم خان و تیمور خان جواهردشتی است.داماد به نام آقا محمدکریم خان سیاهکلرودی هفتمین فرزند پسر محمدقلی بیگ بلوکباشی سیاهکلرودی هست وعروس به اسم لیلاخانم رودسری دختر آقا محمدرضای رودسری از ملاکان قدیم رودسر میباشد. در این عقدنامه مهریه عروس یکصد تومان تعیین شده است.سند ارسالی از: افشین جواهر دشتی@guilan_ghadim
به مناسبت پنجم مرداد و اقامه اولین نماز جمعه فومن بعد از انقلابتصویری از اولین نماز جمعه فومن که بعنوان یکی از نماد های سیاسی اسلام در بیست و نهم فروردین ماه سال ۱۳۶۰ به امامت حجت الاسلام والمسلمین سید عباس صفوی کوهساره اردبیلی در خیابان منتهی به مسجد ولی عصر ( عج) بالامحله این شهر برگزار شد. گفتنی است؛ اولین نمازجمعه کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در پنجم مردادماه ۱۳۵۸ خورشیدی به امامت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی در دانشگاه تهران برگزار شد.عکاس: حاج فرامرز ولی زاده@guilan_ghadim
به مناسبت پنجم مرداد و اقامه اولین نماز جمعه رشت بعد از انقلابتصویری از اولین نماز جمعه رشت، که بعنوان یکی از نمادهای سیاسی اسلام در بیست و ششم مرداد سال ۱۳۵۸ خورشیدی در باغ محتشم این شهر برپاشد. گفته می شود ؛ نخستین امام جمعه رشت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حسن لاهوتی اشکوری بوده است. اولین نمازجمعه کشور هم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در پنجم مردادماه ۱۳۵۸ خورشیدی به امامت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی در دانشگاه تهران برگزار شد.@guilan_ghadim
جمعی از کارکنان سابق کارخانه چای احمد قوام السلطنه بازکیا گوراب لاهیجان. آنکه جلو نشسته مرحوم عبدالعلی ارض پیما از کارشناسان چای است.با تشکر از: دکتر محمد رضا توکلی@guilan_ghadim
عکسی بسیار زیبا از صیادان ساحل انزلیسال ۱۹۳۴ میلادی ( ۱۳۱۳ شمسی)کاخ مجلل خوشتاریای گرجی سرمایه دار تبعه روس که در حوالی سال ۱۳۰۷ خورشیدی طعمه حریق شد و بعد بدستور رضا شاه در محل آن، کاخ ساخته شدو امروزه کاخ موزه نیروی دریایی است ،از دور دیده می شود.منبع عکس : frederick G clapp@guilan_ghadim
دوکارشناس چای اهل چین که بعد از ورود به ایران و سکونت در لاهیجان، به دین اسلام گرویدند و همسر لاهیجی برگزیدند.سمت راست مرحوم " وایپ موچون"، یکی از چهار کارشناس ومتخصص چینی است که حاج محمد میرزا چایکار(کاشف السلطنه) "پدر چای ایران" او را قبل از سال ۱۳۰۷ خورشیدی برای آموزش صحیح کاشت و داشت و برداشت و ترویج صنعت چای ،با خود به ایران آورد. موچون بعدها مسلمان شد ونام خود را به "حسین ایراندوست" تغییرداد وپس از حج، بامرحومه کلثوم لاهیجانی ازدواج کرد. سمت چپ کارشناس دیگر چای اهل چین است که مسیو" هایی چو" نام داشت.نامبرده هم بعد از سکونت در لاهیجان به دین اسلام روی آورد ومسلمان گردید و نام "محمد کاتوزی" را برگزید. ثمره ازدواج وی با یک بانوی لاهیجی چند فرزند، از جمله پروفسور محمدرضا کاتوزی وحاج علیرضا کاتوزی (کاتوزیان) بود.@guilan_ghadim
مرحوم حاج یوسف ابرشهرچهارمین شهردار فومن بعد از انقلابشروع فعالیت: پنجم مهر ۱۳۶۱ پایان فعالیت : سی و یکم خرداد ۱۳۶۴مرحوم ابرشهر مردی متدیّن واخلاق مدار بود. وی بعد از اینکه مرحوم نصرت الله فرّهی خوانساری در آذر سال ۱۳۵۷ از شهرداری فومن رفت و مرحوم حاج مرتضی کدیور برای مدتی سرپرست شهرداری گردید، بعد از حاج احمد خشوعی، محمد صالحی و فرزاد باشلقی ، بعنوان چهارمین شهردار بعد از انقلاب انتخاب و شناخته شد. پس از وی سید یوسف باقری، اسدالله اکرامی، اکبر نصرتیان ثابت مقدم، علیرضا صادقیان، حاج احمد رمضانی ودیگران مدیریت شهرداری فومن را بر عهده گرفتند.@guilan_ghadim
یادی از یک شهید مبارزه با راه فساد اقتصادیناصر پیروی رییس اداره منابع طبیعی ماسال بود که در هفتم اردیبهشت ماه سال هزارو سیصدو هشتادو چهار در راستای مبارزه با زمین خواری در جنگلهای محدوده ماسال و صومعه سرا مورد تعرض تعدادی از قاچاقچیان جانی قرار گرفت و به شهادت رسید. وی در واقع به دلیل امتناع از برآوردن خواستههای گروهی سودجو، ترور شد. پیروی به "شهید مبارزه با مفاسد اقتصادی" مشهور شده واز وی به عنوان یکی از خوشنامترین و شجاعترین جنگلبانان پاکدست ایران نام برده شدهاست. این شهید بزرگوار زاده سال هزارو سیصدو سی و چهار درآسیابر سیاهکل بود. یادش گرامی@guilan_ghadim
شماری از دانش آموزان دبیرستان امیرکبیر سابق فومن با شماری از کارکنان آن ، از جمله مرحوم حاج احمد رضایی. سال ۱۳۳۵@guilan_ghadim
معدن سنگرود رودبار. دهه ۱۳۵۰ خورشیدیاین معدن ذغال سنگ که وابسطه به شرکت ملی ذوب آهن ایران بود، در اوایل دهه چهل خورشیدی به بهره برداری رسید وبسیار هم فعال بود ، ولی متاسفانه از زمانی که در دهه هفتاد به بخش خصوصی واگذار شد دچار رکود گردید واز رونق اولیه خود افتاد.@guilan_ghadim
سیمای قدیم خیابان صفاری (انقلاب فعلی)لاهیجانودورنمای بخشی از باغ ملی و سینما رویال(بعثت بعدی) متعلق به مرحوم غلامعلی خان صفاری که بعد از چند دهه فعالیت عاقبت در سال ۱۳۸۵ تعطیل شد.عکاس:هوشنگ غفوریبا تشکر از: سید محسن سنجری@guilan_ghadim
مدرسه دولتی نمره دو رشتعصر پهلوی اولبه ریاست میرزا حسن رشدیّه تبریزی (بنیان گذار مدرسه نوین در ایران)منبع عکس : آرشیو موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران@guilan_ghadim
نمای قدیم بقعه پیرجلو دار فومنحوالی سال ۱۳۴۷ خورشیدیدر گوشه سمت راست تصویر ، مغازه مرحوم حاج محسن حسین خواه(محسن آشپز) دیده می شود. جلوی درب مغازه، مرحوم حسین خواه و مرحوم سهراب میرزایی گل افزانی که با وی همکاری می کرد،ایستاده اند.اما بقعه پیرجلودار ، یکی ازبقاع معروف شهرستان فومن است. این زیارتگاه که در بخش پایین محله شهر فومن در جوار گرمابه گلستان و مسجد جامع واقع گردیده ،شجره نامه ای از آن در دست نیست ، از اینرو در رابطه با آن اقوال متعددی وجود دارد. برخی صاحب مدفن را با نام "پیرجلو دار" می شناسند که به قولی از یاران امام رضا علیه سلام و جلودار اسب آن حضرت در اواخر قرن دوم هجری قمری بود. به باور ایشان، این بزرگوار حامل پیامی از سوی امام هشتم برای عون بن محمد بن علی (ع) بود که مرقدش امروزه در شهرک ماسوله قرار دارد. قول دیگر اینکه نام اصلی وی "شیخ جُنید" بوده که اهل بغداد به شمار می رفته است. وی به قولی صوفی و از زاهدان بوده و طبق سنگ نوشته قبرش، در سال ۶۰۶ هجری قمری وفات یافته است.بنابرتحقیقات، بنای اصلی بقعه، ابتدا چوبی واز داخل و خارج هشت ضلعی بود، تا اینکه در سال ۱۳۶۲ خورشیدی به همت مرحوم محمد پورجانی و دیگران، از سنگ و آهن تجدید بنا شد و بعدها در فواصل بین سالهای ۱۳۷۷_۱۳۸۳به کوشش کربلائیه فائزه تشکری شاد و جمعی از خیریّن منطقه و اداره اوقاف وقت تکمیل گردید.منبع عکس: از آستارا تا استارباد، دکتر منوچهر ستوده@guilan_ghadim
تاریخچه کلوچه فومنکیوان پندی/ کلوچه فومن ،این شیرینی سنتی بعنوان یکی از سوغات و نمادهای اصلی دیار فومن شناخته می شود و با طعم اصیل خود، بخشی از هویت و فرهنگ گیلانیهاست. کلوچه مزبور ماحصل سیر تحول «قند کلوچه» و «نان قندی» قدیم است که با تغییراتی به شکل امروزی خود درآمده وامروزه بعنوان یکی از کلوچه های معروف ایران شناخته می شود. این کلوچه خوشمزه و بومی، مواد اصلی آن را :آرد، تخم مرغ، شکر، روغن حیوانی، دارچین، مغز گردو، جوز و مغز هل تشکیل میدهدو به وسیله مهر مانندی منقوش و سپس درون کوره پخت قرار میگیرد تا پخته شود و در یک بسته بندی به مسافران و گردشگران عرضه گردد.اما در رابطه با تاریخ پیدایش وبانی آن ، نظرات متعددی ارایه شده است. برخی پخت آنرا به شماری از بانوان فومنی اواخر قاجار یا اوایل پهلوی نسبت می دهند که بصورت خانگی به تهیه و فروش آن مبادرت می کردند. قول دیگر اینکه، شخصی به نام مرحوم باقر زُهری بی نظیر فومنی از قنادان سابق شهر در عصر پهلوی اول ، آنرا بنیان نهاده است. اما واقعیت این است که ؛ پخت آن به عصر پهلوی اول باز می گردد.در آن زمان پدر مرحوم حضرت آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(ره)، یعنی مرحوم کربلایی میرزامحمود حوالی سال ۱۳۱۰ خورشیدی برای دیدار فرزندش به حوزه علمیه کربلا می رود که در این سفر ، پخت آنرا در آنجا نزد برادر نانوایش مرحوم میرزاعلی اکبر فرا می گیرد و بعد از آمدن به زادگاهش ، حوالی سال ۱۳۱۴ در کنار پخت نان سنگک ، به پخت این نوع کلوچه نیز اقدام می نماید و سپس به ترویج آن پرداخته و حتی این پیشه رابه پسرمرحومش میرزا مهدی (عطایی)بهجت و شاگردانش مرحومان: محمد علی و رجب رجبیون، یدالله خبازیان، حاج مهدی پورعلی، محسن نانواباشی اصفهانی, هادی دخت علیزاده می آموزد و ایشان هم بعد از مستقل شدن، به پخت و فروش آن درسطحی وسیع تر اقدام میکنند.گفته می شود؛ اوج رواج و مصرف این محصول را دراوایل دهه پنجاه خورشیدی در دوره شهرداری مرحوم نصرت الله فرهی می توان دانست. این شهردار فعال و خوش ذوق و سلیقه در یک اقدام تبلیغاتی به شهرت آن پرداخت، بطوریکه در زمان بازی های آسیایی تهران (شهریور ۱۳۵۳) با در اختیار نهادن آرد و کره محلی به مقدار زیاد ، از کلوچه پزان انگشت شمار فومن خواست، آنرا به تعداد زیاد پخت کنند تا در میان تماشاگران حاضر در استادیوم ورزشی آزادی تهران توزیع گرددکه بدین طریق این کلوچه به شهرت ملی و حتی بین المللی نیز دست یافت. این محصول در بیست و یکم دیماه سال ۱۴۰۰ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران به ثبت رسیده است.@guilan_ghadim
حاج کریم خان جواهردشتی چهارمین فرزند حاج عبدالحسین خان جواهردشتی سیاهکلرودی بود که از طرف پدری از نسل آقامحمدحسین کلانتر جیره ولایتی اشکوری سیاهکلرودی و آقامعصوم اشکوری سیاهکلرودی و از طرف مادری از نسل آقاطالب اشکوری سیاهکلرودی محسوب می شد که جملگی در زمان فتحعلیشاه قاجار از ملاکان سیاهکلرود و اشکور رودسر محسوب می شدند.خاندان جواهردشتی از نبیره زادگان آقا محمد حسین کلانتر اشکوری سیاهکلرودی واز تبار کیاهند اشکوری_ سمه سالار بزرک اشکور ودیلمان دوره شاه اسماعیل اول صفوی_ هستند. روانشاد کریم جواهردشتی به همراه مرحومه سرورخانم امینی بنیانگذار کارخانه ی چای سیاهکلرود بود. وی در همان دوران جوانی در کنار برادر ارشدش مهندس محمدحسین خان جواهردشتی در زمینه ی چای و چایکاری فعالیت داشت و از سال سی و چهار تا سال هشتادو چهار به مدت پنجاه سال تمام در عرصه ی چایکاری خدمت کرد.وی به "پیرصنعت چای "معروف بود که سرانجام در سوم مهرماه سال ۱۳۸۴ درسن هشتاد سالگی در ییلاق جواهردشت که ییلاق اجدادیشان بود دار فانی را وداع گفت و در مزار روستای سیاهکلرود به خاک سپرده شد.@guilan_ghadim
حاج یونس آقاجانی تالش ملقب به "رشید همایون " برادر آقا دده آقاجانی (اقبال السلطان)از مشروطه خواهان وخوانین خوشنام حویق وچوبر تالش واز رؤسای عشایر منطقه در اواخر عصر قاجار ت اوایل پهلوی بود. نامبرده در زمان غائله آذربایجان وحکومت سید جعفر پیشه وری بر آن منطقه، به حراست از مرزهای خطه تالش و آستارا پرداخت ومانع از ورود قوای فرقه دموکرات آذربایجان به این منطقه در سال هزارو سیصدو بیست و چهار خورشیدی گردید .مرحوم آقا جانی در آن زمان به خاطر خدمات ارزنده اش, از سوی دولت وقت ایران نشان لیاقت و شجاعت دریافت نمود. این بزرگوار در سال ۱۳۵۰ وفات یافته و پدر عبدالرحیم آقاجانی و عبدالکریم آقاجانی، نویسنده کتاب تاریخ تالش می باشد. روحش شاد@guilan_ghadim
دکتر منوچهر ستوده ایرانشناس، جغرافیدان تاریخی، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته معاصرایران است. از او حدود شصت جلد کتاب و نزدیک به سیصد مقاله بهجا مانده و در سال ۱۳۸۴ به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدهاست.استاد دکتر منوچهر ستوده که عمر گرانبهایش را در راه تاریخ وفرهنگ شمال ایران، بویژه گیلان و مازندران سپری کرد وبا گردآوری فرهنگ گیلکی وتصحیح وتحشیه نویسی بر کتب تاریخی، از جمله کتاب تاریخ خانی علی بن شمس الدین لاهیجی ،کتاب تاریخ گیلان عبدالفتاح فومنی وکتاب تاریخ گیلان ودیلمستان سید ظهرالدین مرعشی خدمات شایانی به تاریخ وفرهنگ این مرزوبوم نمود.وی متولد سال ۱۲۹۲ خورشیدی در سرچشمه تهران و مازندرانی الاصل بودکه پس از سالها فعالیت، در پنجم فروردین سال ۱۳۹۵ بر اثر بیماری عفونت ریه در بیمارستان طالقانی چالوس بستری شد و سرانجام در بیستم فروردین ۱۳۹۵ از دنیا رفت. پیکر او دو روز بعد در امامزاده آقا سید حسین سلمانشهر (متل قو سابق) به خاک سپرده شد.روحش شاد.@guilan_ghadim