✅ برای جنوب ایران✍🏻 آرمان ذاکری🔰من جنوبیام. آفتاب سوزان تابستان را از بچگی به یاد دارم. پوستهای آ…
انتشار: 2026/07/15 13:34 UTCدریافت: 2026/08/08 10:53 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 10:53 UTC
✅ برای جنوب ایران✍🏻 آرمان ذاکری🔰من جنوبیام. آفتاب سوزان تابستان را از بچگی به یاد دارم. پوستهای آفتابسوخته بچهها بعد از بازی روزانه در آفتابی که نمیرود. لبهای خشکیده و تشنه آب. شادی و قهقهه از ته دل. در کوچههای خاکی یا تازه آسفالتشده. فوتبال. در هر کوچهپسکوچه جنوب. از نفت آبادان تا شاهین بوشهر و برق شیراز... درختان نخل و پرتقال. گاه در هم، در باغی واحد. دریای جنوب. خلیج. لنج، میرود تا چابهار. آن طرف کویر که میرود تا کرمان. بچههای موفرفری. چهرههای سبزه. لهجه «او»داری که فقط خودمان میفهمیم؛ از آبادان تا بوشهر و شیراز و کرمان، همه یکی است.🔰همه اینها جنوب هست، ولی جنوبی چیزی بیش از اینهاست. چیزی که همه جنوبیها را از زاهدان و چابهار تا کرمان و بندرعباس و شیراز و خرمشهر و آبادان به هم وصل میکند.🔰چیزی از جنس گرما، شور، معنا، رقص، سادگی، پیوند، دوستی، عشق و غم.🔰چیزی از جنس گیسوان بلند دختران که دلها را به هم پیوند میزند.🔰چیزی از جنس خیامخوانی کنار ساحل بوشهر، ترانهخوانی بر کارون یا حافظخوانی در حافظیه شیراز.🔰جنوبی گرم است. میجوشد. میپیوندد. میسوزد. جنوبیها همیشه محروم نگه داشته شدهاند، از آن بدتر جنگزده، اما سربلند، مقاوم، مغرور، افتاده و غمخوار هم ماندهاند و خواهند ماند.🔰جنوب همیشه رمانتیک، حالا زیر موشک است. غم روی سینههایم مینشیند. نه اینکه وقتی بقیه نقاط کشور(هایی) را میزنند، دل آدم نگیرد. هر جا موشکی جانی را میگیرد و خانهای را خراب میکند، غم آدمها، آدم را زخمی میکند. رنج، رنج میآفریند. و حالا نوبت جنوب است. «دردت به جونم» را همه جنوبیها میگویند و میفهمند. همه از مادرشان شنیدهاند. از دوستشان. از غمخوارشان.🔰لیاقت تو صلح است، آزادی است، رفاه است، دموکراسی است، سابقه تو غلبه بر استعمار...🔰خیالات میکنم، روزی را که ظل آفتاب جنگ جنوب، کنار ساحلهای زیبا، خنده روی لبهایت باشد. غم دور باشد و خانه دوست نزدیک.@Haajm



