🔷کلمات ،واژگان،عبارات و اصطلاحات زبان تبری یا تبرستانی (براساس گویش منطقه هزارجریب یا تبرستانِ مازن…
انتشار: 2026/07/27 03:47 UTC
🔷کلمات ،واژگان،عبارات و اصطلاحات زبان تبری یا تبرستانی (براساس گویش منطقه هزارجریب یا تبرستانِ مازندران ) (قسمت سی و دوم)🔶 پَرکاله = واحد شمارش لباس و پوشاک و ظرف و جهیزیه در هزارجریب یا تبرستان مازندران،(چن تا پرکاله لا و لباس کنار بِئِشتِمِه)(نَخاش عاروس:چه چی اَنده خاش خِش ره دعوت کاندی کانّی مِه جاجیگا کاله بَویئِه ! شی مار: چار تا پَرکاله جِهاز ویشته که نیُوردی! شی مار: اَنده مِه چوصِندُوق سَر نَشو! عاروس: چهار تا پَرکاله قدیمی لا و چمتا و چادرشُو و چوقا پَشِلوار وِشا بَزه که ویشتِر نِدارنی ! شی مار: همین ره پیدا هِکان فِلُون قَدِر تِه جِه خَریمه. عاروس اوقات تلخ بَویئِه : خاوه!خا اِسا ! یعنی کافیه ادامه نده)🔶شور تَکول= خیلی شور ،غیر قابل خوردن بخاطر شوریِ زیاد🔶جان خَرین=نجات دهنده ، مُنجی، حامی و پشتیبان هنگام مشکلات و درگیری، ( بُر پِسِر ،دیگه شور بالا نیار این بار مِن تِه جان خرین بَویمه )🔶خاوِه؟ =باشه؟ قبول؟ خا؟ سوال کردن جهت مطمئن شدن از انجام آن کار مورد نظر 🔶خاوِه =باشد ،چشم ،حتماً ،انجام میدهم (مردی هزارجریبی : دَرشومّه دَرشومبه زمین سَر ، گوگ ره اُ هادِه ، خاوِه ؟ زنی یا زِنا هزارجریبی : خاوِه مرد خانواده: دارم سر زمین می روم به گوساله آب بده، (برای مطمئن شدن می گوید ) باشه ؟ زن خانواده : باشد ، چشم ، حتما ً انجام میدهم)🔶هِدی ره بَیتِنه! =همدیگر را گرفتند. باهم درگیر شدند. شامل بحث کردن درگیری لفظی و رفتاری و فیزیکی هم می شود.(وِشُون سگ و بامشی واری هِدی ره گِرنه : آنها مانند سگ و گربه با هم جنگ و دعوا می کنند درگیر می شوند؟)🔶واری=مانند،شبیه 🔶هِدی=همدیگر، یکدیگر🔶وِنِه تَش هِنیشته=آتشش خاموش شد، آتشی که میزان حرارتش پایین آمد غیرفعال شده ، فرو کش شده و در حال خاموش شدن می باشد،اشتهای او کم شد، کنایه از اینکه از میزان خشم و عصبانیتش کم شد،میزان تلاشش کم شد ، در جای دیگر در روابط عاشق و معشوق بکار می رود یعنی از علاقه عاشق نسبت به معشوق یا میل به خواستنش کم شد.(تِه زن وَر ریکا دَویئِه رمضُون کیجا وِسِّه خادِشه کاشته که ! اِی هیچی ! وِنِه تَش هِنیشته !)🔶تِه رِه وِرازنه وِورازِنه (واو)! تِه ره وَرائِه وَراهِه! = مناسبِ تو می باشد ، بَرازَنده یِ توست،شایسته اَت هست ، گاهی برای کنایه و طعنه و تمسخر به شخصی بکار می رود،از تو بعید نیست دور از انتظار نیست.(عامیانه: بهت میاد). اِسپِه جُمه خَلِ تِه ره وِرازنه! پیراهن سفید زیبا ترا خوشگل و زیبا می کند).(چِه وِسِّه فلانیِ زن یا همسر نَوی ؟! جواب: تِه ره ویشته وِرازِنه ! یعنی بیشتر مناسب و شایسته یِ تو بود تا من! چون نقص و عیب و ایراد داشت )🔶نِوْرازِنه، وَرا نیئِه !=مناسب و شایسته نیست نمیارزد! به ما نمیآد؟! برازنده ات نیست در شان و مقام و منزلتت نیست .گاهی برای کنایه و طعنه بکار می رود مخصوصاً زمانی که شخص از لحاظ شخصیتی و برخورداری از امکانات رفاهی نمی خواهد خویشتن را در سطح پایین قرار دهد برای خودش شخصیت وارزش قائل می شود وجود خویش را در مرتبه بالا در نظر می گیرد خودش را دست کم نمی گیرد با اینکه فرد معمولی و عادی هست ولی امکانات و چیزهای گران قیمت و داشتن دوستان بالا مقام یعنی امتیازات و رتبه ها و شان و منزلت بالایی را شایسته و مناسب خویش می داند.(رَمضُون! بِشنُوستِمه ماشین شاسی بِلِند بِنز بَخری ! رَمضُون : اِما ره نِورازنه این ماشین ره سوار بَواشیم!). (خیری شِلوار ره نپوش تِه ره نِورازِنه ! شلوار قهوه ای به قیافه ات نمی آد ترا خوش تیپ نمی کند پس مناسب نیست)🔶سگ نَیته مِره! ،مِه ره بیکاری نَییته!= مرا سگ گاز نگرفت ! بیکاری به من فشار نیاورد از شدت بیکاری حوصله ام سر نرفت صبرم تمام نشد که بخواهم چنین کاری کرده باشم چنان حرفی زده باشم . کاربرد این عبارت هنگام دفاع از خویش در برابر کاری که انجام نداده و به آن متهم شده . شخص مخاطب در جواب ِ سوال کننده با گوینده در دفاع از خود می گوید : ترجیح می دهد سگ او را گاز بگیرد تا به آن کار و عملی و رفتاری و حرفی که به او اتهام زدند و نسبت دادند را انجام دهد 🔶بِس بِستا ، بِص بِصدا (روی سین و یاد سکون دار) ، بِستا بِستا ، بِصدا بِصدا = بی صِدا ، یَواشکی، خیلی آرام و بی سر و صدا🔶اَندِه =این قدر 🔶هِی = بطور مُداوِم و پیوسته و پشت سر هم، زیاد .چه چی هِی اَندِه اینوَر وُ اونوَر شونی؟ اِتّا جا هِنیش : چرا اینقدر زیاد این طرف و آن طرف می روی ؟)🔶بِلندینا = مرتفع ،خیلی بلند و دِراز . یِتّا بِلِندینا مَر چشمه سر بَدیمه : یک مار بلند و دراز نزدیک چشمه دیدم )🔶گَتینا ، گَتِنا =خیلی بزرگ و درشت جُثه. (اَمرو دار رُش گَتِنا آغوز دار ره رُشِئنِه : امروز میوه چین ، گردوهای درخت خیلی بزرگ را می چیند )🔶اَگِنا، اَگِه اِنا ، اَگِئنا= وگرنه،در غیر اینصورت ، بجای آن



