شمال؛ فربهتر از یک جهت جغرافیایی! برای مسافران عراقی هم همین معناها را دارد؛ البته کمی جسورانهتر…
انتشار: 2026/08/13 18:59 UTCدریافت: 2026/08/15 16:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 16:15 UTC
شمال؛ فربهتر از یک جهت جغرافیایی! برای مسافران عراقی هم همین معناها را دارد؛ البته کمی جسورانهتر کمی بیرحمتر!مهراب صادقنیا٭ بعضی اسمها، کلمهها، و مفهومها در کاربرد اجتماعیشان آرام آرام به چیزی فراتر از معنای لغوی خود تبدیل میشوند. همانگونه که قرمهسبزی در فرهنگ ما چیزی بیش از اسم یک غذاست؛ به قول محمد صالحعلا، یک تمدن است. یا همانگونه که "جادهچالوس" بیش از آنکه اسم یک مسیر باشد، اسم نوعی تفریح است. یا همانگونه محمدرضا شجریان و علی دایی بیش از آنکه اسم یک خواننده و فوتبالیست باشند، نماد یک سبک از کنشگری اجتماعیاند. از این نمونهها میتوان به "شمال" هم اشاره کرد. این سالها شمال در فرهنگ ما به چیزی بیش از یک جهت جغرافیایی یا حتّی یک مکان تبدیل شده است. شمال یک سبک زیستن برای گروهی از مسافران است. جایی است در فرهنگ طبقهی متوسط رو به بالا برخی مسافرانش این امکان را مییابند تا زندگی پنهان خود را آشکار کنند. جوری باشند که در خیابانهای شهرشان نمیتوانند آنگونه باشند. شمال(دستکم برای برخی غیربومیانش) یعنی تحمل چندین ساعت ترافیک؛ یعنی جوجهکباب و زغال؛ یعنی با شلوارک و صندل وسط شهر گشتن؛ یعنی موسیقیهای متال و دارک متالِ داخل ماشین و چند جوان شوخ؛ یعنی قلیان و آش؛ یعنی فرار کردن از زندگی روزانه و تکراری، یعنی ویلا و سوئیت اجارهای؛ یعنی جنگل و دریا، یعنی نوشیدنیهای دزدکی، یعنی بلالهای گزافهگران. جادهی خلخال به اسالم یا کلاردشت به عباسآباد؛ یعنی "کتهکباب" خالههای آشپز که احتمالا توسط عموهای سبیلو پخته میشوند. خلاصه این که، شمال نه یک جهتی در مقابل جنوب بلکه جایی است که "خاطراتش محاله یادم بره." شمال در این سالها تبدیل شده است به جایی که گویی صدای فرهنگ رسمی به آنجا نمیرسد. جایی که خیلیها به آنجا سفر میکنند تا غیررسمی زندگی کنند. تا یادم نرفته بگویم که گویا برای مسافران عراقی هم شمال همین معناها را دارد؛ البته کمی جسورانهتر کمی بیرحمتر. هر چه باشد ایرانی "گوشت شمال را بخورند، استخوانش را دور نمیریزند". کشور خودشان است. شنیدهام که عراقیها از همان مرز مهران همه چیز را با واسطههای خود "طی میکنند". از آبشنگولی تا سن و سال. نمیدانم آمدن این همه مسافر عراقی، از نظر اقتصادی چه اندازه سودآور است؛ ولی چیزهایی که برخی رانندههای تاکسی، مردم عادی و اجارهدهندگان "سوئیت و ویلا" میگویند خیلی نگرانکننده است. آنها میگویند شمال کمی بوی "جُمیرای دبی" را گرفته است. یا بوی همان کشور جنوب شرق آسیا که میترسم اسمش را ببرم. عجیب هم نیست. وقتی که پیادهروی اربعین برای سید بشیر حسینی "شیطونبلا" میشود، شمال هم برای برخیها میشود "حال و حول." میشود جایی که فرهنگ رسمی ویزای ورود پیدا نکند.٭کلاردشت
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- اخلاق در حوزه اجتماع · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۵۴
- هاوِست - فرهنگ و هنر مازرونی · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۱۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند



