•• دِعبِل، روایت یک بشارت ••- قصيدهاى برايتان گفتهام و قسم خوردهام قبل از شما براى هيچكس نخوانم.- بخوان دعبل.خواند و اشک دانه دانه از گوشه چشم امام آمد پايين.رسيد به دو بيت از بقيةالله:«خروج امام لا محالة خارج يقوم على اسم اللّه و البركات / يميّز فينا كلّ حقّ و باطل و يجزي على النّعماء و النّقمات» امام گفت: «اين دو بيت را روحالقدس به زبانت جارى كرده. اگر يک روز از دنيا باقى مانده باشد آن قدر طولانى مىشود كه قائم ما خروج كند.»- کِی آقاجان؟- ساعتش را فقط خدا مىداند. مثل ساعت قيامت.*و در جایی دیگر فرمودند*- مىخواهى دو بيت به شعرت اضافه كنم دعبل؟- بله، يابن رسول اللّٰه!«وقبر بطوس يالها من مصيبة توقد فى الاحشاء بالحرقات / الى الحشر حتى يبعث اللّه قائما يفرج عنا الهم والكربات»- و قبرى در شهر طوس است كه وا مصيبتا از غم و اندوهش كه آتش مصيبت فاجعۀ مرگش در اعضا و رگ و ريشۀ بدن شعله میزند تا روز حشر، مگر خداوند قائمى برانگيزد و بر ستم و ستمكاران پيروز شود و درد و رنج ما را تا حدّى آرام بخشد.- قبر طوس از كيست آقا؟- قبر من است. روزى مىآيد كه طوس جاى رفتوآمد شيعيان ما مىشود. هركس در غربت زيارتم كند، روز قيامت همراه من در جایگاهم خواهد بود در حالى كه خداوند او را از گناه پاک و آمرزيده باشد.— به شرط آفتاب، ص۶۷ —— عیونالاخبارالرضا، ج۲، ص۲۶۳ —#منتظران_ظهور#شهادت_امام_رضا_علیهالسلام #هیئت_دانشجویی_فاطمیونهیـئت فاطمیـون| @hadaf313