در دلش غم داردبه سرش سایه پر مهر پدر کم داردگر چه داماد حرممهربانتر ز پدر مادر خود هم داردسخت تنها…
انتشار: 2026/06/20 03:09 UTC
در دلش غم داردبه سرش سایه پر مهر پدر کم داردگر چه داماد حرممهربانتر ز پدر مادر خود هم داردسخت تنها ماندههمه رفتند از این قافله ، او جا ماندهتشنه و بی تاب استتشنهء رخصتی از حضرت دریا ماندههوس پر داردهوس دادن سر در بر دلبر داردپیش درگاه عمودر سرش نیت ترک تن و هم سر داردعزم میدان کردهعزم جان پیش رخ حضرت جانان کردهرفتنش غوغا کردرفتنش چشم حرم را همه گریان کردهجز کفن هیچ نداشتغیر تکلیف که کرده است حسن هیچ نداشتعزم میدان که نمودجوشن و خود به اندازه تن هیچ نداشترفت میدان به شتابآه برداشت ز رخسارهء نیکوش نقابلب خشکش میگفتکاش امامم به مدد آید با جرعهء آباز سر زین افتادبه سر خاک ولی با رخ رنگین افتاد ساقه اش خرد شد وتاج گل آه به دست بد گلچین افتادگل شکوفا شده بودبه سر پیکر او هلهله بلوا شده بودسر اعضای تنشبین شمشیر و سنان بود که دعوا شده بودغزلش را دیدندعرشیان واژه خیرالعملش را دیدندخون که جاری گردیدهمه تصویر کلام عسلش را دیدندقاسم ماه جبینشد قد و قامت او مثل یل ام بنینبس که پاشید ز همبدنش از سر دستان عمو ریخت زمین#محرم_۱۴۰۵ #شعر_شهادت_حضرت_قاسم_ابن_الحسن_ع #داریوش_جعفری @hadithashk
