داغ تو فریاد از دل مضطر در آوردسیلاب خون از چشم های تر در آورددریای اندوه تو بَحری بی کران استآهی ع…
انتشار: 2026/06/20 20:08 UTC
داغ تو فریاد از دل مضطر در آوردسیلاب خون از چشم های تر در آورددریای اندوه تو بَحری بی کران استآهی عمیق از نوح پیغمبر در آوردحُبِّ تو از بدوِ تولّد در دل ماستعشق تو از گهواره ها نوکر در آوردحلقوم ما با هُرم نامت محترم شداز تارهایش می توان منبر در آورداز اینکه با گریهکُنانت همنشین استخوشنود شد فطرس ، دوباره پر در آورداین چایِ روضه ، بادهی ناب بهشتیستباید برای صرف آن ساغر در آوردخاک مزار تو شفای عاجل ماستتربت مرا هر بار از بستر در آوردعرفان نابت معرفت را گسترش دادعلّامه از ذرّیّهی کافر در آورد"حُرِّ یزیدی با تو شد حُرِّ حسینی"*از کار تو باید چگونه سر در آورد !روز قیامت سُرخی روی تن ماسینهزنت را از صف محشر در آوردبا آب هم وضع لبت بهتر نمی شداشک مرا این روضه ات بدتر در آوردای پادشاه حُسن! رخت کهنهات کو؟!انگشترت هم ساربان آخر در آوردخولی پس از ذبح سر تو بی حیا شدچرخید بین خیمهها ، زیور در آورد*حر ریاحی با تو شد حر حسینیدر محضر تو می توان مس را طلا کردسیّد پوریا هاشمی#محرم_۱۴۰۵ #بردیا_محمدی @hadithashk
