اشک، بر آب چکاند و گِله ها را وا کرددردِ دل بود که با آبِ روان افشا کردگفت ای آب چه می دانی از اطفا…
انتشار: 2026/06/21 03:20 UTC
اشک، بر آب چکاند و گِله ها را وا کرددردِ دل بود که با آبِ روان افشا کردگفت ای آب چه می دانی از اطفالِ حرمکه عطش در گذرِ خیمهٔ شان غوغا کردتو خنک هستی و طفلان حرم میسوزندحالتِ قافله چشمانِ مرا دریا کرداینکه من مَشک به دوش آمده ام در پیِ توشُهرتم را به جهان تشنه ترین سقا کردسهمِ اصغر چقدر هست از این امواجتتَرَک رویِ لبش مرگِ مرا امضا کردآب!!!! از شَرم اگر آب شوی جا داردچون نبودِ تو مرا پیشِ حرم رُسوا کردبختِ سرگشتهٔ من مَشکِ تُهی از آب استمَشکِ بی آب، خجالت زده را معنا کرداز غمِ من کمرِ شاهِ جهان میشکندغصهٔ غربتِ او قامتِ من را تا کرد#محرم_۱۴۰۵ #شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع #مهدی_قربانی@hadithashk
