ذکر یا رب به لبش بود و شنیدند به زورازدحامی شد و در همهمه دیدند به زور دور او حلقه زدند و همگی با ن…
انتشار: 2026/06/21 03:23 UTC
ذکر یا رب به لبش بود و شنیدند به زورازدحامی شد و در همهمه دیدند به زور دور او حلقه زدند و همگی با نیزهبدنش را کف گودال کشیدند به زورناله ی فاطمه برخاست همان وقتی کهنیزه را زد دهن حضرت خورشید به زورپشت رو شد تن و بر سینه او جاخوش کردبا همان خنجر کندی که بریدند به زورمثل گرگی طرف پیروهنش حمله شد و...از تن بی سر او جامه دریدند به زوربعد آن سمت حرم پای حرامی وا شدرو به صحرا همه از خیمه دویدند به زورردّ خونی به روی زیور و معجر باقی ستاز همان لاله ی گوشی که کشیدند به زوربدنی گشت لگدمال ... نگویم چیزیساربان آمده گودال ... نگویم چیزیخیمه هادر تب و تاب است خدا رحم کندجای جایش اضطراب است خدا رحم کندنعل ها را به سم مرکب خود کوبیدندوقت تسویه حساب است خدا رحم کندخبری آمده بود علقمه آزاد شدهموقع خوردن آب است خدا رحم کنداختری بر نوک یک نیزه هویدا شده بودنکند طفل رباب است خدا رحم کندهاتفی گفت که اطفال مراقب باشیدآن گذرگاه خراب است خدا رحم کنداز سر نیزه حسین دید حرم را بینِغل و زنجیر و طناب است خدا رحم کندحرف رفتن سر بازار شد و مجلس شامصحبت از بزم شراب است خدا رحم کندزینب و بزم یزیدی که بماند روضهچوب در دست پلیدی که بماند روضه#گودال_قتلگاه #گودال #مجید_قاسمی @hadithashk
