میاد هی صورت ماهت به یادمتو رفتی و غمت میده به بادمچهجور آخه بگم شیرمحلالتاخه منکه درست شیرت نداد…
انتشار: 2026/06/21 03:23 UTC
میاد هی صورت ماهت به یادمتو رفتی و غمت میده به بادمچهجور آخه بگم شیرمحلالتاخه منکه درست شیرت ندادمبگید به نیزه دارش گهگداریمگه تو نیزه داره تازه کاریسر بچه م همش از نی میفتهاخه این نیست رسم بچه داریصداتو وقتی نشنیدم دلم ریختببین روی سرم آوار غم ریختالهی خیر نبینه حرمله که تموم زندگیمونو بهم ریختبرای تشنگیت کاری نکردمازت خیلی پرستاری نکردمدلم میسوزه که حتی کنارمزار تو عزاداری نکردمندیدم بازیای بچگیتونشد یکبار بهم مادر بگی تودیگه حسرت شده واسم که باهم تولد میگیریم یک سالیگتورباب،ممنونخوبی هاته مادرهمش یادم میاد از روضه ی درچقد زحمت کشیدی واسه بچه ات لباس محسنت شد سهم اصغربه من حرفاش و گفته از رونیزهمثه غنچه شکفته از رو نیزهدلم هری میزیزه تا میبینمسرش داره میوفته از رونیزهخدابچهام رونیزه تو عذابهدلم واسه سر نازش کبابه دیه گهواره اشو واسه نیاریدیه چن روزه که رو نیزه میخوابه#محرم_۱۴۰۵ #شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر_ع #منصوره_محمدیمزینان @hadithashk
