خورشید علی و دورِ قمر هم علی بوَدصاحب قضا علی و قدَر هم علی بوَددر خانهی حسین علی باز هم کم استپیش…
انتشار: 2026/06/21 06:32 UTC
خورشید علی و دورِ قمر هم علی بوَدصاحب قضا علی و قدَر هم علی بوَددر خانهی حسین علی باز هم کم استپیشِ حسین هرچقدر هم علی بوَداز هرچه داشت گفت به این فخر میکنمنام پدر علی و پسر هم علی بوَدذکر علی تمامی اوقات کربلاستبال نوافلش به سحر هم علی بوَدششگوشه شد ضریحِ ذبیح خدا، ببینششدانگِ عشق پیش پدر هم علی بوَددر گاهواره منتظرِ فتح کربلا استبا این جلالتش به نظر هم علی بوَدجای علی که نرمترین جای عالم استدر روی سینه روی جگر هم علی بوَدهرکس علی نوشت خدا هست قیمتشآنکس که با علی است بنازم به غیرتشنامش علی است در قدمش سر بیاوریداصغر نه بعد او فقط اکبر بیاوریدآری علی و دوش علمدار جای اوستشد وقت امتحان درِ خیبر بیاوریداین خانواده کوچکشان هم بزرگ هستگفتم علی که چند دلاور بیاوریداو جبرئیل محمل عالی زینب استآی ای فرشتهها دو سه شهپر بیاوریددر شیرخوارگیش همه بابالحوائج استما را همیشه پشت همین در بیاوریدما را بس است یک پر قنداقهی علیما نه، هزار عرصهی محشر بیاوریدگفتم علی و باز عزای رُباب شدشرمندهتر حسین برای رُباب شدبا بوسام به روی تو مرهم گذاشتمجای رُباب سر به سر غم گذاشتمدیدی که رو زدم همه رویم زمین زدندشرمندهام برات علی کم گذاشتمدر پیش حرمله سرِ خود کج نمودم وآتش به جان ماه محرم گذاشتمخندید شمر موقع منت کشیدنممن را ببخش هرچی که دارم گذاشتمپیش رُباب رازِ مرا بر ملا مکندر بینِ خاک حجم تو کمکم گذاشتمدستت شکسته باد ببین آهِ خیمه راگُم کرده بود شاهِ حرم راهِ خیمه رابادی وزید و دست به روی سرش کشیدآتش دوباره بر جگر مادرش کشیدتا ناله زد رُباب رُخش تازیانه خورداین داغ را برای علیاصغرش کشیداز نیزهدار قرض گرفتند بچه را...تا بعد چند روز کمی در برش کشیدحالا که شیر داشت علی خوابِ خواب بودآرام بر لبان علی با پرش کشیدحال رُباب را زن شامی نگاه کردآمد که ضجهای نکشد ، آخرش کشیدتا که رقیه باز به گهواره فکر کردیک پیرزن کنار گذر معجرش کشیدمیخواست طفل نعره زند ای حسینجانلب بسته بود با همهی حنجرش کشیدروی رُباب را وسط آفتاب دید از روی نیزه سایهی خود را سرش کشید#شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر_ع #محرم_۱۴۰۵ #حسن_لطفی @hadithashk
