ساقی خیمه های تشنه ی منچشاتو واکن به چشمای ترم داغ اکبر جگرم رو پاره کردداغ تو اما شکسته کمرمگفته ب…
انتشار: 2026/06/23 18:14 UTC
ساقی خیمه های تشنه ی منچشاتو واکن به چشمای ترم داغ اکبر جگرم رو پاره کردداغ تو اما شکسته کمرمگفته بودم که میام چشماتو بازمیبینم سبک میشه غمای منتیری که خورده به چشمات عزیزمرمقو گرفته از پاهای مناینقده بازو روی خاکا نکشنمی تونی پاشی ناراحت نباشمیدونم تموم عمر کنار منیه بارم پاهات دراز نبود داداشخوش قد و بالا بودی ولی حالاچقدر کم شده سقا از تنتنمیشه از بدنت تیر بکشمبکشم میپاشه از هم بدنتاینقده نگو منو ببخش داداشپلکای خونیتو هی بهم نزنپاشو باهم تا بریم سمت حرمبه همه میگم که آب گردن من جواب ربابو من میدم داداشبعد از این دیگه خودم سقا میشمعلیمو میون میدون میبرمبرا قطره آبی منت میکشمترسی افتاده میون دخترام دشمنا به سمت خیمه ها میاندیگه هیچکس نمیگه که تشنمهبچه هام آب نمیخوان عمو میخوانطوری که فرق سر تو وا شدهمعلومه که از قفا تورو زدنمثل زهرا سر تو پایین بودهمعلومه که بی هوا تورو زدن#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع #محرم_۱۴۰۵ #موسی_علیمرادی @hadithashk
