خیمهها را یک خبر امشب پُر از غم کرده استچشمهای خُشک را انگار زمزم کرده استیک خبر پیچیده و پیچیده…
انتشار: 2026/06/24 11:54 UTC
خیمهها را یک خبر امشب پُر از غم کرده استچشمهای خُشک را انگار زمزم کرده استیک خبر پیچیده و پیچیده شد وضع حرمدختران را جمع این فانوسِ ماتم کرده استبا اماننامه رسیده شمر ای وای عمهجانخیمهی آرام را ماهِمحرم کرده است زینب آمد پیش او از پیش دختربچههابر سرِ خود معجری از خاک عالم کرده استگفت میخواهی برو...دنیا به چشمش تار شدروی پای خواهرش از گریه سر خم کرده استمُشت خود را میفشرد و شرم میکرد از حرمتیغ را برداشته و خود را مصمم کرده استپا چنان زد بر رکابش، پاره شد و بندِ رکابنعرهاش کابوس دشمن را مسلم کرده استچرخ زد دورِ خیام و زد علم را، شمر دیدلَا فَتَی إلّا عَلِی را نقشِ پرچم کرده استروزِ فردا وقت میدان داریِ عباس بود گرم میتازد زِ گرمایش زمین دَم کرده استاین طرف اهل حرم وقتی عمو باشد چه غمآن طرف لشکر ببین از پیش او رَم کرده استمَشک را پُر آب کرد و آب را مایوس کردشاید او لبهای اصغر را مجسم کردهآه از بارانِ تیر و داد از رگبارِ تیغاز رشیدِ خیمه کمکم ضربهها کم کرده استاَبروانش کو؟ دو چشمش کو؟ چه شد پیشانیاش؟حرمله این ماه را بدجور درهَم کرده استاز حرامیها مگو وقتی حرم بی صاحب است داغِ او یک پشت نه صد پشت را خم کرده استآه از آن سر، که به نیزه هرچه محکم زد نماندوای این سر را نخِ گهواره محکم کرده است#وداع #محرم_۱۴۰۵ #امان_نامه#حسن_لطفی @hadithashk
