دزدید از این و آن سرت رااز دست حرامیان سرت رااز هول دو مُشت درهم سرخمیبرد دوان دوان سرت رانامرد جد…
انتشار: 2026/06/27 17:30 UTC
دزدید از این و آن سرت رااز دست حرامیان سرت رااز هول دو مُشت درهم سرخمیبرد دوان دوان سرت رانامرد جدا نمود آن شباز خواهر نیمهجان سرت راای داد زِ خورجین خولیآورد کشان کشان سرت رابر خاک تنورِ نیمه گرمشانداخت از آسمان سرت رابرداشته است نیمهی شبیک مادر ناتوان سرت راای وای که مادرت بمیردکردند پُر از نشان سرت رازینب به کجاست تا ببیندبا مادر روضهخوان سرت راصد شکر ندیدهاست امشبدر دور و برش سنان سرت راانگار که ای محاسن گرمسوزانده تنورِ نان سرت راپیداست که نیزهها چه کردنداز این رد خونچکان سرت رابگذار به دامنم بشورمتا صبح دم اذان سرت راامشب به تنور و صبح فرداآویزد از آستان سرت رافردا روی طشت میکند سرخاز قبضهی خیزران سرت رافردا که رسند خواهران و...آرند به کاوران سرت راپنهان کن عزیز من به نیزه از دیدهی دختران سرت را#تنور_خولی#حسن_لطفی @hadithashk
