مَحوِ کتیبهی عشق ، مات غم حسینیممشکیست جامهی ما ، در ماتم حسینیماز آهِ سینهزنها ، گرم است بزم…
انتشار: 2026/06/29 02:54 UTC
مَحوِ کتیبهی عشق ، مات غم حسینیممشکیست جامهی ما ، در ماتم حسینیماز آهِ سینهزنها ، گرم است بزم روضهبا این حساب چایِ ، تازهدمِ حسینیماین سیلِ جاریِ اشک ، سرچشمهی حیات استهم دجله ، هم فراتیم ، هم زمزم حسینیمدرمان زخم هایش ، در چشم تک تک ماستای دوست ! گریهکُن باش ، ما مرهم حسینیم!با شوقِ یک خریدار ، رفتیم بین بازاراز کودکی اسیرِ ، این پرچم حسینیمآب و غذای ما را ، ارباب تشنهلب دادعُمریست زیر دینِ ، یک دِرهَم حسینیمزهرا تمام ما را ، فرزند خویش خوانده استاز نام خود گذشتیم ، اصلاً همه حسینیم!ما را میان هیئت ، زینب همیشه آوردپس قوم و خویش شاهیم ، پس مَحرَم حسینیمسر می دهیم پایش ، یک گوشهچشم کافیستلات محلّه می گفت : ما آدم حسینیم !بین نماز ای کاش ، انگشتری ببخشددلواپس غروبِ ، این خاتم حسینیمشاه جهان کفن شد ، با یک حصیرِ کهنهتا حشر غُصهدارِ ، سهم کم حسینیم#محرم_۱۴۰۵ #عزیزم_حسین_ع#بردیا_محمدی@hadithashk
