ای از طفولیت همه جا یارو یاورمای عشق من، برادر با جان برابرمدیدم تو را به نیزه و لرزید پیکرمخاکی شد…
انتشار: 2026/06/29 06:01 UTC
ای از طفولیت همه جا یارو یاورمای عشق من، برادر با جان برابرمدیدم تو را به نیزه و لرزید پیکرمخاکی شده محاسن تو،خاک بر سرمدیروز در تنور و امروز روی نیای وای من که جای تو فرداست بزم میای وای من که سوخته موی سرت حسینپیچیده است عطرو بوی مادرت حسینانگشت نمای کوفه شده خواهرت حسینحرفی بزن که دق نکند دخترت حسینای یوسفم چه ولوله ای در عوالم استنیزه به استخوان گلویت مزاحم استکوفه به اشک دیده ی من خنده می کندبر یاس های چیده ی من خنده می کندبر رنگ رخ پریده ی من خنده می کندبر قامت خمیده ی من خنده می کندبر قلب من به طعنه همه چنگ می زنندشاگردهای من به سرم سنگ می زنندزینب کجا و اینهمه آزارها کجازینب کجا و کوچه و بازارها کجازینب کجا و سنگ ز دیوارها کجازینب کجا و مجلس اغیارها کجازهرا میان راه دعا می کند مرانامحرمی به اسم صدا می کند مرا#محرم_۱۴۰۵ #کوفه #حضرت_زینب_س #محمود_اسدی @hadithashk
