اینجا همه کورند و از آیات میگویندخورشید را حتی چراغی مات میگوینداین سرزمین تیره را شامات میگویند…
انتشار: 2026/07/15 18:36 UTC
اینجا همه کورند و از آیات میگویندخورشید را حتی چراغی مات میگوینداین سرزمین تیره را شامات میگویندپای زمان انگار اینجا لنگ میگرددیعنی چهل گامش چهل فرسنگ میگردداین باب را دروازهی ساعات میگوینداین سو زنانی خسته با اطفال میآیندپانصد هزار آن سو به استقبال میآیندافلاک، از نحسی این اوقات میگویندتا رأس مولا بین صفها میرود بالاآواز میخوانند و دفها میرود بالادر شعرشان رقاصهها طامات میگویندبر نیزهها حتی امیری میکند این سرسائل بیاید دستگیری میکند این سراو را کماکان قبلهی حاجات میگویندآل علی را شامیان خون جگر دادنداز کوچهی تنگ یهودیها گذر دادنداینجا مسلمانانش از تورات میگویندپیرزنی که در سرش جز فکر خیبر نیستبرداشت سنگی از زمین پرسید این زن کیستگفتند او را عمهی سادات میگوینداموال را بردید حرفی نیست شامیهااما کجای این جهان آه ای حرامی هاروبندهای کهنه را سوغات میگویند#مصائب_شام #ورود_اسرا_به_شام#سیدمیلادحسنی @hadithashk
