داغِ تو از آیینه ها دریا گرفتهدریایِ من را خشکیِ صحرا گرفتهمن آمدم گودال، دیدم در شلوغی...شمر آمده…
انتشار: 2026/07/18 09:32 UTC
داغِ تو از آیینه ها دریا گرفتهدریایِ من را خشکیِ صحرا گرفتهمن آمدم گودال، دیدم در شلوغی...شمر آمده بر رویِ سینه جا گرفتهمانند گندم لِه شدی آخر عزیزمبدجوری از زینب، تو را دنیا گرفتهیک شب شنیدم در تنورِ گرم بودیگفتند مادر پیشِ تو احیا گرفتهحالا رسیدم شام و دیدم بِین مردم...اینجا سرِ ناموسِ تو دعوا گرفتهاز صبح تا شب ، ما دَمِ دروازه بودیمما مانده ایم و صورتِ گرما گرفتهما را برایِ رونق از بازار بردندبازارِ آزار و اذیت پا گرفتهسنگ از سَرِ بامی به رویِ اصغرت خوردحالا ربابه باز هم لالا گرفتهآنکه دَمِ گودال خندیده به حالماینجا سرت را رویِ نِی بالا گرفتهای معنیِ هر آیهٔ تطهیرِ قرآندر بَزمِ مِی بختِ سیاهِ ما گرفتهیک پیرزن اینجا به منظورِ تَصَدُقرو سویِ ما نان و کمی خرما گرفته#حضرت_زینب_س #عزیزم_حسین_ع #مهدی_قربانی@hadithashk
