یتیمی سخته خب بابا یتیمی دردسر دارهاز احوالِ بدِ جسمَم فقط عمه خبر دارهنشد باز رو به آغوشِ تو در رو…
انتشار: 2026/07/18 21:00 UTC
یتیمی سخته خب بابا یتیمی دردسر دارهاز احوالِ بدِ جسمَم فقط عمه خبر دارهنشد باز رو به آغوشِ تو در رو وا کنم آخهنه آغوشی برات مونده نه این ویرونه در دارهمیون راه، بازیمون ، توو جمعِ بچهها این بودکی روی دست و پاش زخمِ مغیلان بیشتر دارهزمین خیلی میفتادم منو عمه بغل میکردسرِ من شد که عمه دائماً دردِ کمر دارهبه دندونام نشو خیره خجالت میکشم بابامقصر نیستم سیلی واسه دندون ضرر دارهنهکه ترسیده باشم نه ولی عادت ندارم کهخرابه سرد و تاریکه شباش خیلی خطر دارهبرو دعوا کن این زجرو منو خیلی اذیّت کردشاید دعواش کنی دست از سرِ ما دیگه بردارهنمیدونم دیگه بعد از عمو دنیا برایِ ماچی توو بزمِ شرابِ قاتلاش مَدِّ نظر دارهدرسته؟ من گرسنه باشم اما ای سرِ سوختهتو برگردی و بوی نون تمام شامو بر داره؟سرت رو میفروختن خب منم دستام خالی بودمگه هر کس تو رو داره نیازی هم به زر داره؟دلِ من تنگ بود واسهت، تو رفتی دِیر؟ حرفی نیستدلم خیلی شکست، دختر، توقع از پدر دارهخبر داری که من چن وقته با یک چشم میبینم؟یا از رو اسب افتادم عمو اصلاً خبر داره؟با من بازی نمیکردن منو بازیچه میکردنمیگفتن هر کی زودتر از سرش معجر رو ور دارهبه عمم گفت غساله نمیدیم دخترت رو غسلباید ما با خبر باشیم بیماری اگر داره#شعر_شهادت_حضرت_رقیه_س #گروه_شعر_یامظلوم @hadithashk
