السلامُ علیک ، یا احمدالسلامُ علیک ، یا مختارجانِ ناقابلم فدای شماالسلام ای ، فضائلت بسیارکم ، برای…
انتشار: 2026/08/10 05:11 UTCدریافت: 2026/08/11 08:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 08:35 UTC
السلامُ علیک ، یا احمدالسلامُ علیک ، یا مختارجانِ ناقابلم فدای شماالسلام ای ، فضائلت بسیارکم ، برایت نوشته ایم آقاکم توسل به محضرت کردیمبی وفاییم ، بی وفایی ها...به تو و ذاتِ اطهرت کردیمای که "خیرالبشر" ، شده نامتبهترین بنده ی خدای ودوددر نگاه خدای بی همتاهیچکس ، جز شما عزیز نبودحیف ، چشم حسود ، چشمت زدحیف ، لایق نبود ، این دنیاخون ، به قلبِ عزیزِ تو کردندبولهب ها ، فراز منبرهاای خلیلِ تبر به دوشِ خداتو مسیحِ دلِ همه بودیبهتر از این ، نمی توانم گفتکه تو بابای "فاطمه" بودیغمِ این داغ ، را کجا ببرم؟اُف بر این بی وفاییِ دنیاتو و رحلت؟ زبان عالم لالدشمنت ، زهر داده است تو راآه... پیغمبرِ شهیدِ خودمآه ای کشته ی یهودی هاتو چنان خوب و مهربان بودیکُشت ، آخر تو را حسودی هاآنکه داده ست نسبتِ هذیانبه تو که "وحی" بر زبانت بودنه که جزء صحابی تو نبود...بلکه قطعا ز دشمنانت بودرفتنی هستی ای عزیزِ دلمزهر ، تاثیر کرده بر جانتحالت محتضر گرفته چرا؟ساحل مهربانِ چشمانتمردِ آرام ، صبرِ بی همتادَم آخر ، چرا پریشانی...؟فاطمه ، آمده به بالینتپس چرا بی قرار و گریانیای پناه همیشه ی زهرابعد تو ، دخترت چه کار کند؟بگو از دستِ این همه نامرد...سوره ی کوثرت ، چه کار کند؟می روی و پس از تو ، زهرایتبی پناه است ، بین این مردمسهمش از آیه ی "ذَوِی القُربی"...سیلی و میخ و آتش و هیزموسط کوچه ی بنی هاشممی خورَد دست نحس بر رویشمیخِ مسمارِ خانه ی امنَتشعله ور ، می خورَد به پهلویشمی روی و میان خانه ی توآتش و دود می رود بالازیر پاهای نحس این مردمروی خاک است دخترت زهرامحسنش کشته می شود ، آریثلث سادات می رود از دستحجت الله ، حضرت محسن...باب حاجات ، می رود از دست#شعر_شهادت_حضرت_محمد_ص#شعر_شهادت_پیامبر_اسلام#پوریا_باقری@hadithashk
