تو کریمی و ما گدا هستیمآسمانی... شبیهِ بارانیگرچه عنوانِ عسگری داریحَسنِ دومِ کریمانیای که مافوق ای…
انتشار: 2026/08/19 02:53 UTCدریافت: 2026/08/20 11:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 11:45 UTC
تو کریمی و ما گدا هستیمآسمانی... شبیهِ بارانیگرچه عنوانِ عسگری داریحَسنِ دومِ کریمانیای که مافوق این و آن هستیلشکرت صف کشیده در بالاعرش تا فرش تحتِ فرمانتهمه مادونِ شوکتت آقا!!!ما کنارِ مزارِ تو دیدیمدر ضریحِ تو عشق، لبریز استتجربه کردهایم و میگوییمدر حریمت بهشت، ناچیز استبه صفایِ حریمِ قُدسیِ تودلِ ما جملگی شده پا بَستچون گدایانِ سامرا ما نیز...جَمعمان جمع، پیشِ سرداب استتو و ایل و تبارتان هستید...تا ابد باعثِ نجاتِ بشرپسرِ توست آنکه از اول...بوده مقصودِ آلِ پیغمبرحیف از روزگار و بَد عهدیقَدرِ تو ماند غافل از این دَهردر عزایِ تو ابرِ بارانیمجگرت پاره پاره شد از زهرخونِ دل، از لبت چکید آخررویِ لبهایِ تو که چین افتاد...رَمَقت رفت از تنِ بی حالعرش آن لحظه بر زمین افتادجگرت جایِ خود که از آن زهربه تنت استخوان، تَرَک برداشتضعف افتاد رویِ پاهایتطاقِ هفت آسمان، تَرَک برداشتهر که رفته به سامرا گفتهغُربتِ تو هنوز پا بر جاستلحظه هایِ غروب در حَرَمتسخت دلگیر، مثلِ عاشوراستحج نرفتی و جَدِ مظلومتآخرش حَجِ نا تمامی داشتای به قربانِ آن تن مجروح...آخرین دم عجب قیامی داشتاز قیامش به سجده ای افتادجدتان تشنه بود در گودالخواهرش خیره شد به جسمی کهبا سُمِ اسبها شده پاماللحظه هایِ غروبِ عاشورارفت خورشید، بر سرِ نیزهوَ سرِ سنگ خورده قرآن خواند...پیش زینب، به منبرِ نیزه#شعر_شهادت_امام_عسکری_ع #مهدی_قربانی@hadithashk