از سوز زهر تاب ز پا تا سرت نبودحتی کمی رمق به لب و حنجرت نبودجان دادن تو می شد از این سخت تر اگرمهد…
انتشار: 2026/08/20 10:19 UTCدریافت: 2026/08/20 11:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 11:45 UTC
از سوز زهر تاب ز پا تا سرت نبودحتی کمی رمق به لب و حنجرت نبودجان دادن تو می شد از این سخت تر اگرمهدی عزیز کرده ی تو در برت نبودکردند حمله بعد تو بر خانه ات ولیشکر خدا که در پس در همسرت نبودلبهای تو ز ضعف به هم خورد،شکر حقزخمی دگر به روی لب اطهرت نبودلرزید دست و پای تو از سوز زهر کیناما دگر به دست حرامی سرت نبودهر چند بی صدا شدی و سوختی ولیهنگام دست و پا زدنت خواهرت نبوداین صحنه دیدنش بخدا سهم زینب ستآقا شما که نیزه به دور و برت نبود میدید زینب از روی تل،نیزه خورده رامی گفت کاش گرد تنت، مادرت نبودای نیزه خورده، پاره گلو، ای ذبیح منای کاش جای نعل روی پیکرت نبودبر نعل های تازه تنت گیر کرده بودای کاش شاهد بدنت، دخترت نبود#شعر_شهادت_امام_حسن_عسکری_ع #محمود_اسدی @hadithashk