نوشتن گاهی شبیه جراحی چشم است، وقتی مدتها جهان را از پشت پردهای تار دیدهای و دقیق شدن در جزئیات…
انتشار: 2026/07/07 09:35 UTCویرایش: 2026/08/01 00:06 UTCدریافت: 2026/08/15 05:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:04 UTC
نوشتن گاهی شبیه جراحی چشم است، وقتی مدتها جهان را از پشت پردهای تار دیدهای و دقیق شدن در جزئیات هیچ چیزی برات ممکن نبوده است.نوشتن داستان گاه به همان اندازه نیز ترسناک است مثل وقتی تصور میکنی قرار است تیغی را درون چشمانت به حرکت در آورند یا وقتی تصور میکنی پنهانترین رویا و اندیشههایت در سیمای یک ساختار ریاضیوار آشکار خواهند شد!ولی نتیجهی هر دو به سادگی شبیه معجزهای ست. وقتی پانسمان چشمانت را باز میکنند، بعد از مدتهای جهان را با وضوحی حیرتانگیز تماشا میکنی و وقتی موفق میشوی چیزی را همانطور که خودت مدتها در خیال داشتهای بنویسی، انگار خود واقعیتری از خودت را بیرون از خود تماشا میکنی. وقتی همه چیز در داستانی که نوشتهای سر جای خودش قرار میگیرد و زیبایی تأثیرگذارش را دیگران نیز احساس میکنند، انگار بنبستی را در مهارتهای ذهنیت جراحی کردهاند و جهانی تار، پر از رنگ و نور و جنبش و تصورهای واضح شده است.کارگاه «لذت ساختار»علیرضا ایرانمهر■برای آگاهی از شرایط و ثبتنام به نشانی زیر پیام دهید:@alirezairanmehr■برای دریافت فایلهای آموزشی و پادکستها و اطلاع از دورهها به کانال زیر بپیوندید:@hafezkk
