خاطره ای جالب از:#استاد_باستانی_پاریزیزمانی که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی امتحان تاریخ داشتیم. استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت. مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمیدانست.همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: از شجاعت او، از مهارت در شمشیر زنی، تیراندازی و اسب سواریِ او، از تقوا، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او.خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم.استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت. چند روز بعد موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ، در تابلو، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم. استاد گفت کسی اعتراض دارد؟ همه گفتیم آری. گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است. پاسخ صحیح "نمیدانم" بود. همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد: "نمیدانم"ملتی که فکر میکند همه چیز می داند، ناآگاه است. بِروَید با کلمه زیبای "نمیدانم" آشنا شوید، زیرا فردا، گرفتارِ نادانی خود خواهید شد.
برتری #خرد یا #عقل بر هوش را با مثالی گویا و به زبانی ساده بشنویم و بیندیشیم. حکمت عمیقی که استادان کهن مانند سنتزو و لائوتزو بیان کردهاند را این بار با صدا و ترجمهی عادل فردوسیپور از کتاب رولف دوبلی بشنویم، بیندیشیم و در کار گیریم.انواع شعبدهبازی با قوانین و مقررات مناقصات و معاملات دولتی که با اسم دقت و قانوندانی انجام میدهند و به جای اصلگرایی، هر از چندی ذهن مجریان و ناظران را با امور پرهیاهو و کمبهره و حتی مضر مشغول میکنند را در این زمینه (جدا کردن و بازشناسی #خرد و #حکمت از سخنان و حرکات ژانگولر) مرور و بازبینی کنید لطفا.🤔در #پنجدال:گرچه #دقت بسیار لازم است اما #درایت قیدی است در برابر دقتهای بیهوده.🤔
برتری #خرد یا #عقل بر هوش را با مثالی گویا و به زبانی ساده بشنویم و بیندیشیم.حکمت عمیقی که استادان کهن مانند سنتزو و لائوتزو بیان کردهاند را این بار با صدا و ترجمهی عادل فردوسیپور از کتاب رولف دوبلی بشنویم، بیندیشیم و در کار گیریم.
📃 معرفی کتاب «گفتوگو و تصمیمگیری گروهی» و روایت شکلگیری ایدهٔ آن به روایت نویسنده1⃣ نویسنده چالش درون جلسات را ضعف در شنیدن، بیانکردن، فهم متقابل و جمعبندی میداند؛ مشکلی که به کاهش بهرهوری ارتباط و کیفیت تصمیمها میانجامد.2⃣ در اواخر دههٔ ۱۳۷۰، با الگوی تفکر واگرا و همگرای گیلفورد آشنا میشود و آن را چارچوبی برای حل مسئله مییابد.3⃣ در سال ۱۳۹۱ با آثار یوهانس شاب، مارتینا و یوهانس هارتکهمایر و سپس با «کانون گفتوگو» آشنا میشود. کانون گفتوگو برای او راهی عملی و گروهی برای مرحلهٔ واگرای فرایند حل مسئله فراهم میکند.4⃣ در سال ۱۳۹۲ با «دستورنامه رابرت» آشنا میشود و آن را ابزاری برای مرحلهٔ همگرای حل مسئله، یعنی ساماندهی بحث، جمعبندی و تصمیمگیری گروهی، مییابد.5⃣ در ۴ اسفند ۱۳۹۳ ترکیب این دو رویکرد در همایشی در دانشگاه تهران معرفی میشود. نویسنده طی حدود ده سال این سازوکار دوگانه را در جلسات مختلف آزموده و به این نتیجه رسیده که دو مرحله صرفاً خطی و جدا از هم نیستند، بلکه میتوانند بهصورت رفتوبرگشتی و مکمل عمل کنند.6⃣ حاصل این تجربهها در سال ۱۴۰۴ در کتاب «گفتوگو و تصمیمگیری گروهی» منتشر شده و ویرایش دوم آن در ۱۴۰۵ با افزودههایی عرضه شدهاست.🗝 پیام نهایی متن این است که کتاب صرفاً برای خواندن نیست؛ ارزش اصلی آن در تمرین مستمر مهارتهای گفتوگو و تصمیمگیری در جلسات واقعی و تکامل روش از طریق تجربه است.🎁 در یک جمله، مدل پیشنهادی کتاب را میتوان چنین خلاصه کرد:گفتوگوی واگرا برای فهم بهتر مسئله و شنیدن دیدگاهها ← هماندیشی همگرا برای جمعبندی و تصمیمگیری ← و در صورت نیاز بازگشت دوباره به گفتوگو.📬روش دسترس به کتاب در اینجا 👉.
معرفی کتاب «گفتوگو و تصمیمگیری گروهی»وشکلگیری کتاب به روایت نویسندهدروبگاه کانون گفتوگو منتشر شد.(۹۸۸ کلمه، ۵ دقیقه) در پیوند👇share.google/eH3r07EfSX15FDzyf%D8%B4%D9%8… هم میتوانید با بازنشر این فرسته در ترویج تعالی و توسعه مشارکت کنید..