بی حال روی زمین افتاد و از هوش رفت گلنسا جیغ زد...خوب شد نگار خانم خیالت راحت شد تا این خانواده را…
انتشار: 2026/08/14 17:44 UTCدریافت: 2026/08/14 20:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 20:15 UTC
بی حال روی زمین افتاد و از هوش رفت گلنسا جیغ زد...خوب شد نگار خانم خیالت راحت شد تا این خانواده را متلاشی نکنی نمیری غلام بالای سر کیوان نشسته بود به صورت او میزد. کیوان ... آقا کیوان ...سارا دستمالی روی سراو گذاشت و محکم فشار می داد یوسف با رنگی پریده می لرزید باید... ببریمش بیمارستان غلام بلندش کن ...*ادامه دارد ...*📚 داستانهای تایپی📚@Hamdeli20 🌺🍃
