دو تا رفیق بودنیکی محمد یزدییکی علی اصفهانیاینا توی خدمت با هم خیلی جور بودن، طوری که نمیتونستن دو…
انتشار: 2026/08/18 17:28 UTCدریافت: 2026/08/19 02:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 02:20 UTC
دو تا رفیق بودنیکی محمد یزدییکی علی اصفهانیاینا توی خدمت با هم خیلی جور بودن، طوری که نمیتونستن دو ساعت دوری هم را تحمل کننبه هرحال دو سال خدمت سربازی تموم میشهموقع خداحافظی اصفهانیه به یزدیه میگه: ممد خدمتمون تموم شد اما رفاقتمون هیچ وقت تموم نمیشهاگر توی یزد کار خوب پیدا نکردی بیا اصفهان خودم بهت کار میدمیزدیه هم میگه: باشه. تو هم اگر زن خوب خواستی بیا یزد، خودم برات زن میگیرم.چند سال از این ماجرا میگذره و اصفهانیه هوس زن گرفتن میکنهمیره یزد سراغ رفیقش ممدخونهاش را پیدا میکنهمیبینه یه خونه ساده و فقیرانه و بدون تشکیلاتهدر میزنه دوستش میاد دم در و سلام و احوال پرسی و یک هفته تحویل میمونهبعد از یک هفته اصفهانیه به یزدیه میگه: ممد مگه قرار نبود برام زن بگیری؟میگه: آرهمیگردن توی دوست و فامیل و آشنا و غریبه تا برای اصفهانیه زن بگیرن اما اصفهانیه هیچ کدوم از دخترا رو پسند نمیکنهنهایتاً اصفهانیه تصمیم به رفتن میگیره و به یزدیه میگه: ممد ناراحت نباش تو به قول خودت عمل کردی اما من پسند نکردمدر همین موقع دختر همسایهی یزدیه از خونهشون بیرون میاد و میره توی خونهی یزدیه. دختر خوب و خوشگل و همهچی تموماصفهانیه میگه: ممد من همین دختره رو میخوامحالا دختره کیه؟نامزد یزدیه که قراره ازدواج کننیزدیه میگه: باشهبا نامزدش و خانوادش صحبت میکنه و بدون این که اصفهانیه بفهمه این دختر کیه، دست دختره رو میذاره توی دست دوست اصفهانی و ازدواج انجام میشهدو سالی میگذره و پسر یزدیه سیگاری و افسرده و گوشه گیر میشهیه روز مامانش میاد بهش میگه: زنت رو که دادی رفت، لااقل برو ببین رفیقت بهت یه کار درست و حسابی میده؟یزدیه ساکش را میبنده و میره اصفهانمیگرده و خونه دوستش رو پیدا میکنهیه خونهی بزرگ و زیبا و مجللمیره و زنگ آیفون رو میزنهیه نفر گوشی رو بر میداره میگه: بلهیزدیه میگه: علی منم. محمداصفهانیه میگه محمد کیه؟ برو آقا اشتباه اومدی و گوشی رو میذارهیزدیه با خودش میگه: شاید منو یادش رفتهدوباره زنگ میزنه میگه: علی منم ممد رفیق یزدی دوران سربازیدوباره علی میگه: آقا من اصلاً رفیق یزدی ندارم و گوشی رو میذارهیزدیه خسته و دل شکسته میره میشینه توی چمن روبه روی ساختمون دوستش تا یه کم استراحت کنه که یهو چند نفر دزد میان و پولهای دزدی را بین خودشون تقسیم میکننبا خودش میگه: الان اینا میان منو خفت میکنن و پولهای منو میگیرن و یه بلایی هم سرم میارنبه دزدها میگه: کل پول من همین چند هزار تومنه که میدم به شما که کاری به کار من نداشته باشیددزدها یه فکری میکنن و میگن: نه ما تازه دزدی کردیم و پول زیادی گیرمون اومده پول تو رو نمیخواهیم و به خاطر اینکه پسر با مرامی هستی این 50 هزار تومن هم مال تویزدیه با خودش میگه: چطوره برم یه اصلاحی بکنم یه حموم عمومی برم یه دست کت و شلوار هم بگیرم و نونوار بشم و برگردم یزد و به ننهام بگم رفیقم به من کار داد اما من زیاد از کار خوشم نیومد و برگشتمحموم میره و کت و شلوار هم میگیره و موقع برگشتن یه خانومی واسش بوق میزنه که آقا بیا سوار شویزدیه میگه: خانوم ولم کن تو رو خدامن اصفهانی نیستم. بچه شهرستانم زود گول میخورم. الان هم از بهترین رفیقم گول خوردم شما دیگه اذیتم نکن...!زنه از ماشین پیاده میشه و میگه آقا من از تیپ و قیافت خوشم اومده میخوام برام کار کنییزدیه میگه باشه و میرن محل کار خانمهزنه تولیدی پوشاک زنجیرهای داشته. یه غرفهاش رو میده دست پسرهشش ماه میگذره و از برکت تلاش شبانه روزی یزدیه، کار و کاسبی خانمه میگیره و سود خوبی میکنهزنه میگه: تو خوب واسه من کار کردی. منم میهوام دخترم را بهت بدن. پسره هم قبول میکنه و عروسی برگزار میشه و یه مدت میگذرهبعد مدتی همسر یزدیه بهش میگه: ممد یه مجلس شراب خوری بالای شهر هست، میای بریم؟ میگه باشه بریم.میرن و میشینن یه گوشه مجلسحالا اون گوشه مجلس کی نشسته بوده؟علی اصفهانی و نامزد سابق یزدیه که با علی ازدواج کرده بودیزدیه میگه ساقی اول، منمیگن: بگومیگه: پیک اول رو بزنید به سلامتی رفیقی که قول داد و به قولش وفا نکردهمه میزننمیگه: پیک دوم رو بزنید به سلامتی اون سه تا دزدی که به دادم رسیدن و بهم پول دادنهمه میزننمیگه: پیک سوم هم بزنید به سلامتی اون زنی که بهم کار داد و این دختری که الان زنم شدههمه میزنناصفهانیه که بهش بر خورده بود میگه: ساقی دوم، منمیگن: بگومیگه: پیک اول رو بزنید به سلامتی رفیقی که قول داد و به قولش وفا کردهمه میزننمیگه: پیک دوم رو بزنید به سلامتی اون سه دزدی که دزد نبودن و من فرستاده بودمشونهمه میزننمیگه: پیک سوم رو بزنید به سلامتی اون زنی که مادرمهو دختری که خواهرمهفقط نمیخواستم چشم رفیقم به چشم نامزدش بیفته و غصه بخورهبسلامتی رفیق 💕➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
