مسئولیت اجتماعیِ «واکنش به نقد»در نقدِ «حق پاسخندادن به نقد» دوست و پژوهشگر ارجمند، فرهاد شفتی، در…
انتشار: 2026/07/02 07:55 UTCویرایش: 2026/08/01 00:00 UTCدریافت: 2026/08/15 04:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:38 UTC
مسئولیت اجتماعیِ «واکنش به نقد»در نقدِ «حق پاسخندادن به نقد» دوست و پژوهشگر ارجمند، فرهاد شفتی، در یادداشت کوتاهی که به مناسبت نشست معرفی کتاب «گفتوگو آیین حقجویی» منتشر کردهاند، از حق «پاسخندادن به نقد» دفاع میکنند. هسته استدلال اصلی ایشان به صورت خلاصه بدین قرارند: ۱) دو رأی اصلی و نقدِ «قابلتأمل» در کنار هم به حقجویی جمعی کمک میکنند. ۲) نقد «مردود» است، اما جریان گفتوگوی جمعی در فضای مجازی برقرار است و نیازی به پاسخ نیست. ۳) گاهی گفتوگوی بیش از حد و پاسخ به نقد به آزردهدلی میانجامد که مطلوب فرد نیست.در این یادداشت کوتاه میخواهم نقدی! بر این تقریر بنویسم و نشان دهم که تببین دوست گرامی به ساحت اجتماعیِ معرفت کمتر نظر دارد. بنیان تحلیل ایشان بر نگاه اولشخصِ صاحبنظر است. یعنی گرچه به ابعاد جمعی هم نظر کرده و برخی استدلالها در دفاع از غیرضروریبودنِ پاسخ به نقد را بر آن استوار کرده (استدلال اول و دوم)، اما همهٔ آنها از منظر اولشخص خودِ فرد است و ابعاد را بیشتر در خود میکاود. در حالی که بستر بحث فرافردی است و میباید از منظری ثالث هم ماجرا را ببینیم. به نظر من از این زاویه پاسخ به نقد ضرورت بیشتری مییابد. استدلالهایم به تفکیک بدین شرحاند:۱) تاریخ علم و معرفت حاکی از تغییر پارادایمهاست. پیش از گذر به پارادایمجدید، ما با انباشت ایدهها و نقدها بر پارادایم قبلی مواجهیم، تا زمانی که بالاخره مقاومت پارادایم قبلی بشکند و رد شود. همان نکتهٔ باریکبینانهای که توماس کوهن در ساختار انقلابهای علمی به ما یادآور شد. پس بسیار پیش میآید که در تاریخ معرفت، ما با انباشت نقدها مواجهیم. این نکته ما را متوجه دو واقعیت میکند: اولاً اینکه علم و معرفت فرآیندی جمعی است و نه فردی. در ثانی اینکه اولْ مسئولِ گرداندن چرخ علم با توجهکردن به نقدهای انباشته، خود صاحب فکر و فرضیه است. تاریخ به ما نشان داده، فرضیههایی که اول از همه خود صاحبفکر با ملاحظهٔ نقدها، شجاعانه دست به تجدیدنظر در آن زده، زودتر و بهتر پخته شدهاند و هزینههای نظری و عملیِ بهمراتب کمتری را رقم زدهاند. از این جهت بیاعتنایی به نقدها، بهویژه زمانی که مواجه با انباشت نقدها هستیم، هم نامسئولانه است و هم ضدعلمی.۲) اخلاقِ باور منظری فردی است. اما به نظر من، ساحت اجتماعی هم دارد. وقتی ایدهای همچون نکتهٔ اول، در سطح انباشت نقدها قرار دارد، اخلاقِ باور، جمعی و ایده در سطح همگانی سبکسنگین میشود. وقتی صاحب اصلیِ فکر به این وضعیت بیاعتناست و بهویژه آنکه ایدهٔ خود را به صورت مکرر به نحوی بیان میکند که گویی نقدی وارد نشده، به اخلاق باور جمعی و نشر آن آسیب میرساند. خاصه هنگامی که صاحبنظر در جایگاه معلم یا اندیشمند صاحبنفوذی در سطح اجتماع است و ایدههای او طرفدارانی پیدا کرده و خصلتهایی را ترویج میدهد. این جدای از آن است که جامعه خود به ایدههای متقابل نظر کند. (استدلال اول و دوم جناب شفتی)۳) تمرکز استدلال جناب شفتی بر «پاسخ» صریح به نقدهاست. به همین دلیل مثلاً در استدلال سوم به کدورت دلِ ناشی از جدال پیدرپی اشاره میکند. در حالی که پاسخ شکلهای گوناگون دارد که میتواند غیرمستقیم و ضمنی باشد. از این جهت من به جای پاسخ از «واکنش به نقد» سخن میگویم. صاحب فکر میتواند نقدهای وارد را از «آنِ خود» کند و در نظریهٔ خود هضم. به نحوی که بدون پاسخ مستقیم، به مخاطبان نشان دهد که ایدهٔ او توانا در پاسخ به نقدهاست. یا نه، ناتوان است و او مسئولانه و عالمانه تقریری نو از آن عرضه میکند که خللهای پیشین را ندارد؛ بیآنکه به صراحت به خاستگاه تغییر که نقدها بودند، اشاره کند. به گمانم صفای باطن این اعتنا و توجه علمی کم از صفای باطنِ سکوت در برابر نقدها و بیان مکرر ایدههای قبلی بدون توجه به نقصها نباشد. در اولی فروتنی موج میزند و در دومی تکبر.۴) «واکنش به نقد» به موضوع هم وابسته است. برخی موضوعات شخصیتر و تخصصیترند و برخی موضوعات، جمعیتر و عامیانهتر. بیاعتنایی به نقدها یا سکوت در برابر آنها در شاخهٔ علمیای محض یا موضوعی انتزاعی، پذیرفتنیتر است تا موضوعی جمعی و عمومی و حادّ. گاهی ایده در موضوعی حساسیتبرانگیز، چنان است که نتایج اجتماعی مهمی را در اذهان و اعیان! سبب میشود. و همزمان هم نقدها، وارد و در خور تأمل است. در چنین موقعیتی که شامل بسیاری از منازعههای فکری بهویژه در فضای اجتماعیِ ایران است، صاحبفکر از همه بیشتر مسئول است که چه در رد و چه در قبول به نقدها واکنش نشان دهد. بیاعتنایی او خاصه وقتی که نقدها وارد است، غیرمسئولانه است و میتواند به خسارتهای فردی و بحرانهای اجتماعیِ بسیار منجر شود. او در این وضعیت شبیه خودروسازی است که به جهت نقص فنی در تولیدی خاص، باید اطلاعیه بزند و خودروها را برای اصلاح فرابخواند. #یادداشت@Hamesh1