دوئل منافع در واشنگتن؛ وقتی نتانیاهو و ترامپ در تقاطع بحرانهای خود به هم میرسند✍️ حمید آصفی سفر ه…
انتشار: 2026/07/27 22:17 UTCدریافت: 2026/08/02 21:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 21:27 UTC
دوئل منافع در واشنگتن؛ وقتی نتانیاهو و ترامپ در تقاطع بحرانهای خود به هم میرسند✍️ حمید آصفی سفر هشتم نتانیاهو به واشنگتن در دورهی دوم ریاستجمهوری ترامپ، در بستر زمانی بسیار حساسی رخ میدهد. این دیدار را نباید در چارچوب روابط راهبردیِ معمولِ دو متحد تحلیل کرد، بلکه باید آن را بهمثابهی برخورد دو بازیگری درک کرد که هرکدام با بحرانهای جدیِ داخلی و خارجی مواجهاند و از این ملاقات بهدنبال تأمین نیازهای فوریِ خود هستند.انگیزههای نتانیاهو؛ بقای سیاسی در گروِ تشدید تنشنتانیاهو در آستانهی انتخابات سراسری اسرائیل (اول آبان) قرار دارد و شواهد نشان میدهد موقعیت او در افکار عمومیِ داخلی چندان مستحکم نیست. او برای جبران این ضعف، بهشدت نیازمند یک دستاورد امنیتیِ قابلارائه به جامعهی اسرائیل است. در این چارچوب، هرگونه عملیات نظامیِ محدود یا گسترده علیه تأسیسات هستهای یا زیرساختهای راهبردی ایران، میتواند بهعنوان «پیروزیِ بزرگ» در کارزار انتخاباتی او قالببندی شود. از این منظر، جنگ و ترور برای نتانیاهو نه یک ابزارِ راهبردیِ بلندمدت، که یک نیازِ کوتاهمدتِ انتخاباتی محسوب میشود.نتانیاهو اسنادی را به همراه خواهد برد که بهزعم او نشاندهندهی پیشرفتِ فعالیتهای هستهای ایران است. او میکوشد با ارائهی این اسناد، اذهانِ عمومی و تیمِ ترامپ را قانع کند که ایران بهسمتِ نقطهی گریز هستهای حرکت میکند و هرگونه تأخیر در اقدام، هزینهها را بهشدت افزایش خواهد داد. اما هدفِ نهاییِ او فراتر از اثباتِ تهدید است؛ او بهدنبال اخذِ چراغِ سبز از واشنگتن برای اقداماتِ تهاجمیتر با کمترین هزینهی سیاسی برای خود است.وضعیت ترامپ؛ از حمایتِ بیقید به معاملهگریِ سختگیرانهترامپ در ماههای اخیر بهویژه تحتتأثیر فشارهای اقتصادیِ ناشی از هزینههای کلانِ نظامیِ آمریکا در منطقه و نیز انتقاداتِ درونحزبی، لحنِ خود را نسبت به اسرائیل تعدیل کرده است. او در مصاحبههای اخیر خود بهصراحت یادآور شده که بقای اسرائیل بدون حمایتِ همهجانبهی آمریکا ممکن نبوده است. این اظهارات را باید نشانهای از تغییرِ رویکردِ ترامپ از «حمایتِ راهبردیِ بلندمدت» به «معاملهگریِ موردی و منفعتمحور» تلقی کرد.افکار عمومیِ آمریکا، بهویژه جناحِ موسوم به ماگا، دیگر مانندِ گذشته نسبت به هزینههای کلانِ نظامی و سیاسیِ حمایت از اسرائیل بیتفاوت نیستند. این فشارِ عمومی، ترامپ را وادار کرده که هرگونه تعهدِ تازه را با دقتِ بیشتری بسنجد و در ازای آن، امتیازاتِ روشن و ملموسی از اسرائیل مطالبه کند. بهعبارتِ دیگر، ترامپ دیگر خریدارِ صرفِ «تهدیدِ ایران» نیست؛ او بهدنبال معاملهای است که در آن، هزینههای آمریکا با دستاوردهای اقتصادی یا ژئوپلیتیکیِ مشخصی جبران شود.تناقضِ راهبردیِ پنهان در دیدارنکتهی کلیدی در این ملاقات، تعارضِ ذاتیِ اهدافِ دو طرف است. نتانیاهو بهدنبالِ یک اقدامِ نظامیِ تحریکآمیز و محدود است که بتواند بر افکار عمومیِ اسرائیل تأثیرِ فوری بگذارد. اما ترامپ بهدنبالِ راهبردی است که ضمنِ کنترلِ ایران، آمریکا را درگیرِ یک جنگِ تمامعیار و پرهزینهی منطقهای نکند. همچنین او نمیخواهد با یک اقدامِ عجولانه، مذاکرات یا معاملاتِ احتمالیِ آیندهی خود با ایران را از بین ببرد.این تعارض، ریشه در تفاوتِ افقِ زمانیِ این دو بازیگر دارد. نتانیاهو در بازهی چندماهه میاندیشد و بهدنبالِ نتیجهی انتخاباتی است. اما ترامپ در بازهی چندساله و با نگاه به جایگاهِ تاریخیِ خود، بهدنبالِ معاملهای بزرگتر است. بههمیندلیل، احتمال اینکه ترامپ بدون دریافتِ امتیازاتِ کلان، با طرحهایِ تهاجمیِ نتانیاهو موافقت کند، بسیار پایین است.سردرگمی در پنتاگون و فقدانِ استراتژیِ روشنوضعیتِ پنتاگون نیز بر این پیچیدگی میافزاید. گزارشها حاکی از آن است که در سطوحِ راهبردیِ وزارتِ دفاعِ آمریکا، یکپارچگیِ نظر دربارهی ایران وجود ندارد و استراتژیستهایِ باتجربه تا حد زیادی از تصمیمگیریها کنار گذاشته شدهاند. این خلأ تحلیلی باعث میشود که واکنشهای آمریکا به طرحهایِ ارائهشده توسط نتانیاهو، بیشتر تابعِ شرایطِ لحظهای و فشارهای رسانهای باشد تا یک راهبردِ ازپیشطراحیشده.همچنین تغییراتِ مکررِ موضعگیریِ ترامپ در قبالِ منطقه، این فضا را برایِ نتانیاهو مبهم ساخته است. او دقیقاً نمیداند که با کدام نسخه از ترامپ روبهرو خواهد شد؛ نسخهی صبحگاهیِ خشن و جنگطلب، یا نسخهی شبانگاهیِ معاملهگر و محافظهکار. این بیثباتیِ خلقی در بالاترین سطحِ تصمیمگیریِ آمریکا، یکی از مهمترین متغیرهایی است که نتانیاهو باید در محاسباتِ خود لحاظ کند.📌متن کامل را اینجا بخوانید🆔@hamidasefichannel2