«غارنشینیِ مدرن؛ وقتی نظام، مشروعیت را در بتنِ کوه جستجو میکند»علی خضریان نماینده مجلس: «با توجه ب…
انتشار: 2026/08/01 07:31 UTCدریافت: 2026/08/04 22:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 22:47 UTC
«غارنشینیِ مدرن؛ وقتی نظام، مشروعیت را در بتنِ کوه جستجو میکند»علی خضریان نماینده مجلس: «با توجه به شرایط جنگی حاکم بر کشور که ادامهدار خواهد بود، در سطح استانهای کشور و خصوصاً مراکز استانها نیاز به ساخت شهرهای حکمرانی داریم. به این معنا که در زمان تجاوز دشمن به کشور بتوانیم مدیران و مسئولان کشور را در زیر زمین و در دل کوه از ترور ایمن نگه داریم.»علی خضریان با این پیشنهاد، نه یک لغزش زبانی، بلکه افشای یک منطق بنیادین در ساختار قدرت را رقم زده است. او عملاً پرده از اصلی برمیدارد که میگوید: «بقای حاکمیت، بر بقای ملت اولویت دارد.»۱. عریانسازیِ شکافِ طبقاتیِ امنیتیدر جامعهای که میلیونها نفر با بحران معیشت، فرسودگی زیرساختها و فقر دستوپنجه نرم میکنند، ناگهان سخن از ساخت «شهرهای حکمرانی» و «پناهگاههای ضدترور» برای مدیران به میان میآید. این تصویر، این پرسش را ایجاد میکند که آیا امنیتِ طبقهٔ حاکم بر امنیتِ شهروندان اولویت یافته است؟پیشنهاد خضریان، از نگاه منتقدان، نماد پایانِ شعارِ «ملت و حکومت یکیاند» و آغازِ تقابلِ آشکارِ «ما و آنها» است.۲. توجیهِ تهدیدِ بیرونی یا بازتابِ بحرانِ درونی؟در استدلالِ ارائهشده، «شرایط جنگیِ ادامهدار» مبنای ضرورت این طرح معرفی میشود.اما منتقدان استدلال میکنند که بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، معیشتی و کاهش اعتماد عمومی، تهدیدهایی هستند که بیش از هر عامل خارجی، ثبات داخلی را تحت تأثیر قرار دادهاند.در این قرائت، تونلها و شهرهای حکمرانی نه فقط پناهگاه در برابر حملهٔ خارجی، بلکه نمادی از فاصله گرفتن حاکمیت از جامعه تلقی میشوند.۳. پارادوکسِ «جمهوری» و «حکمرانیِ غاری»اگر مشروعیت یک حکومت بر پشتیبانی و رضایت عمومی استوار باشد، این پرسش مطرح میشود که چرا باید حلقهٔ مدیریتی کشور برای شرایط بحرانی، خود را از جامعه جدا کند؟از منظر این نقد، مشروعیت دیگر از مشارکت عمومی تغذیه نمیشود، بلکه از ضخامتِ بتن، فولاد و استحکامات امنیتی تعریف میشود.این همان چیزی است که منتقدان از آن با عنوان «خودکامگیِ امنیتمحور» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن امنیتِ ساختار قدرت بر اعتماد عمومی تقدم مییابد.۴. نشانهای از بحرانِ اخلاقیِ حکمرانیخضریان در دفاع از این طرح گفته است:«یک شهر کوچک میتواند پنج سال دیگر هم فاضلاب نداشته باشد، اما تونل حکمرانی نباید حتی یک روز عقب بیفتد.»این جمله، به باور منتقدان، نمادِ جابهجاییِ اولویتهای حکمرانی است.وقتی نیازهای اولیهٔ شهروندان در برابر زیرساختهای امنیتی مدیران در مرتبهای پایینتر قرار میگیرد، این پرسش مطرح میشود که عدالت، مسئولیتپذیری و برابری چه جایگاهی در سیاستگذاری دارند.در چنین برداشتی، «امنیتِ مدیران» بر «رفاهِ مردم» مقدم شده است.۵. درسهایی از تاریخ؛ میانمار و شهرِ نایپیداونمونهای که اغلب در این زمینه مطرح میشود، انتقال پایتخت اداری میانمار به نایپیداو در سال ۲۰۰۵ است.دولت نظامی وقت، مراکز حکومتی را از یانگون به شهری تازهساخت در منطقهای دورافتاده منتقل کرد و دلایلی همچون ملاحظات امنیتی، دفاعی و اداری را مطرح ساخت.در مقابل، بسیاری از تحلیلگران این اقدام را تلاشی برای فاصله گرفتن از اعتراضات شهری، تمرکز قدرت و افزایش امنیت ساختار حاکم تفسیر کردهاند.از این منظر، نایپیداو به نمادی از انزوای سیاسیِ حکومتها تبدیل شده است؛ جایی که بتن و فاصلهٔ جغرافیایی جای اعتماد عمومی را میگیرد.منتقدان، پیشنهاد خضریان را نیز در همین چارچوب تحلیل میکنند و آن را نماد گرایش به حکمرانیِ امنیتی و فاصله گرفتن از جامعه میدانند.کلام آخرپیشنهادِ ساختِ شهرهای حکمرانی، از نگاه منتقدان، صرفاً یک پروژهٔ عمرانی نیست؛ بلکه نشانهای از نوعی نگرش به قدرت و امنیت است.اگر اولویتِ منابع عمومی به جای بهبود معیشت، زیرساختهای شهری، سلامت و رفاه مردم، صرف ایجاد دژهای امنیتی برای مدیران شود، این تصمیم بهطور طبیعی با پرسشهای جدی دربارهٔ اولویتهای حکمرانی، پاسخگویی و مشروعیت سیاسی روبهرو خواهد شد.در این نگاه، هر ریالی که صرفِ پناهگاههای اختصاصیِ مدیران شود، این پرسش را تقویت میکند که آیا امنیتِ حکومت از امنیتِ مردم مهمتر تلقی شده است؟نفیِ چنین رویکردی، نه در نفیِ اصلِ امنیت، بلکه در تأکید بر حکمرانیِ پاسخگو، شفاف، قانونمدار و مبتنی بر اعتماد عمومی معنا پیدا میکند؛ جایی که مشروعیت، نه از دلِ کوه و بتن، بلکه از دلِ مردم و رضایت شهروندان برمیخیزد.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo