قلم وتو در واشنگتن، یا حیرت استراتژیک در تهران؟زنگ خطری حقوقی به صدا درآمده است: حتی اگر جمهوریخوا…
انتشار: 2026/08/14 15:58 UTCدریافت: 2026/08/17 22:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 22:35 UTC
قلم وتو در واشنگتن، یا حیرت استراتژیک در تهران؟زنگ خطری حقوقی به صدا درآمده است: حتی اگر جمهوریخواهان شکست بخورند و کنگره و سنا علیه جنگ رأی دهند، باز هم قلم ترامپ بر فراز تمامی این تشریفات میدرخشد. این گزاره از منظر «علوم سیاسی نوین» و «مطالعات نهادگرایی» کاملاً درست است؛ وتو، همان «نقطهی گسل» دموکراسی آمریکایی است که ارادهی جمعی را به بازیچهی یک فرد تبدیل میکند.اما پرسش سوزان اینجاست: این واقعیت، در کجای کارزار فروپاشی درونی ایران به کار میآید؟ مگر نه اینکه جمهوری اسلامی خود سالهاست در «ولمعطلیِ» راهبردی دست و پا میزند؟ وابسته ماندن به تغییرات واشنگتن، درمان فرسایش ملی نیست. تقویم حیات ملی را نمیتوان بر اساس انتخابات ایالتهای آمریکا تنظیم کرد.این، فرار روشنفکری از واقعیت است. نه. این اشتباه محض است. این، «پوپولیسمِ انفعالی» است که بخش مهمی از تحلیل سیاسی را به تماشای کاخ سفید تنزل داده است. وقتی سخن از وتوی ترامپ گفته میشود، غافل از «وتویِ خاموشِ» درون ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی هستیم. نظام تصمیمگیری در ایران، بر خلاف مدل آمریکا که حداقل دارای مکانیسمهای «چک و بالانس» است، مبتنی بر ساختاری متمرکز و چندلایه است. آنجا قلم ترامپ است، اما اینجا چه کسی جلوی سقوط آزاد اقتصاد را وتو میکند؟ چه نهادی میتواند رأی به پایان «جنگِ نیابتیِ» فرسایشی در منطقه بدهد؟ چه سازوکاری میتواند جلوی «مهاجرتِ دستهجمعیِ مغزها» را بگیرد؟جمهوری اسلامی، سالهاست که استراتژی «انتظار برای مرگِ دشمن» را به جای «تدبیر برای زندگیِ خود» نشانده است. مردم که بر «خاکِ سیاهِ» ناامیدی، گرانی و بیهویتی نشستهاند، دیگر حوصلهی این شطرنج پیچیده فراقارهای را ندارند. آنها میپرسند: وقتی آمریکا درگیر «فرجامشناسیِ انتخاباتی» خودش است، چرا مردم ایران باید قربانی «انحطاطِ راهبردی» داخلی باشند؟این نگاه اسیر غرب، یعنی عینیت بخشیدن به «قدرتِ نمادینِ» واشنگتن. تحلیل مویرگهای قدرت در کنگره، نباید جای دیدن «شکاف نسلی»، «تورم افسارگسیخته»، بحران آب، مهاجرت و فرسایش سرمایه اجتماعی در ایران را بگیرد.آمریکا وتو دارد، ایران «خط قرمزِ» مبهم دارد. آنجا سنا رأی میدهد، اینجا «مجمع تشخیص» نظریهپردازی میکند. تفاوت در این است: آنجا وتو، آخرین سنگر یک نظام بوروکراتیک است؛ اینجا «ولایت، اولین و آخرین کلمه» است.اگر سیاست «ولمعطلی» ادامه پیدا کند، مسئله فقط شکست در میدانهای خارجی نیست؛ مسئله، فرسایش توان تصمیمگیری در داخل است. جنگِ ارادهها زمانی باخته میشود که ساختار تصمیمگیری نتواند برای کاهش هزینههای جنگ، تحریم و محاصره، تصمیمی مؤثر و بهموقع بگیرد.زمان دیگر منتظر پایان مناقشات حزبی در فلوریدا یا تگزاس نمیماند. زمان، خودش قهارترین وتوگر تاریخ است؛ وتویی که بر پیشانی تمدنها نوشته میشود.یا از این «خلسهی استراتژیک» خارج میشود و به جای شمارش آرای الکترال، به بازسازی رأی از دست رفته اعتماد عمومی در خیابانهای ایران میپردازد، یا باید منتظر ماند تا قلم تقدیر، حکم نهایی فرسایش را بر این مرز و بوم امضا کند.بس است این خودتحقیری تحلیلی. نجات ایران در واشنگتن رقم نمیخورد؛ اما مسئولیت آن نیز با یک جناح، چند نخبه یا یک دولت خلاصه نمیشود. مسئله، کل ساختار تصمیمگیری جمهوری اسلامی است؛ ساختاری که باید درباره سیاست خارجی، جنگ، اقتصاد، تحریم، سرمایه انسانی و آینده کشور پاسخگوی نتایج تصمیمهای خود باشد.منافع ملی چیزی نیست که در کشمکش دموکراتها و جمهوریخواهان گم شود؛ منافع ملی در کارخانههای راکد، مدارس رو به زوال، کاهش قدرت خرید، مهاجرت سرمایه انسانی و فرسایش اعتماد عمومی آسیب دیده است.اکنون باید یک تصمیم روشن گرفته شود: جنگ و محاصره را هر طور که ممکن است با مذاکره و دیپلماسی حل کنید. گفتوگو با دشمن شکست نیست؛ اگر مذاکره بتواند جنگ را متوقف کند، فشار اقتصادی را کاهش دهد، راه تجارت را باز کند و امنیت مردم را افزایش دهد، دقیقاً در خدمت منافع ملی است.کشوری که آینده خود را به انتخابات آمریکا گره بزند، عملاً اختیار بخشی از آینده خود را به تحولات بیرونی سپرده است. راه خروج، انتظار برای تغییر رئیسجمهور آمریکا نیست؛ تغییر در شیوه تصمیمگیری و بازگشت دیپلماسی به مرکز سیاست خارجی است.زمان، منتظر هیچ انتخاباتی نمیماند.و پرسش نهایی همچنان پابرجاست:برایِ چه و برایِ که، ملت را به تماشایِ بازیِ دیگری نشاندهاند؟t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo