#اشکهام_داشت_میچکید.....سرشو انداخت پایین و به زور دستشو بیرون کشید. گفت: نازگل چرا کوتاه نمیای؟…
انتشار: 2026/07/24 18:18 UTC
#اشکهام_داشت_میچکید.....سرشو انداخت پایین و به زور دستشو بیرون کشید. گفت: نازگل چرا کوتاه نمیای؟ تو رو عقدِ این پسره کردن پیشونی نوشتت رو قبول كن. لطفا.....چونه ام کاملا داشت می لرزيد.... چند قدم عقب برداشتم و گفتم نه نه این تو نیستی که این حرفو می زنی؟ سرشو بالا آورد و نگاهم کرد. و گفت: - مگه کاری از دست من برمیاد؟ اشک هام داشت می چکید گفتم - نه کاری از دست تو برنمیاد اما لااقل تو آماده کردن سور و سات عروسی و این مزخرفات همراهشون نمیشدی.....😬ادامه داره... @hamsardarry💕💕💕


