✧✿﷽✿✧┅✧⊹┅┄┄◼️▪️پژوهشی در باب 🔍 #حرکت_حضرت_سیدالشهداحسینبنعلی_عليه السّلام #عاشورا_در_عامه #مقتل ق…
انتشار: 2026/06/29 08:09 UTC
✧✿﷽✿✧┅✧⊹┅┄┄◼️▪️پژوهشی در باب 🔍 #حرکت_حضرت_سیدالشهداحسینبنعلی_عليه السّلام #عاشورا_در_عامه #مقتل قسمت • دهم ✔️🔻 عاشورا از دیدگاه جماعت عمریه -7- گروهى ديگر از علماى جماعت عمریه در راستاى مبارزه و خاموش نمودن چراغ هدايت، قلم را به گونهاى ديگر چرخانده و پا را فراتر نهاده و به قاتل بودن يزيد اعتراف نمودهاند؛ اما به جنايت او رنگ و لعابى شرعى داده و او را تأييد مىكنند! آنان مىگويند: حكومت يزيد لعین، شرعى بوده و حضرت امام حسين عليه السلام بر عليه حكومت شرعى الهى قيام نموده است. به عبارتى ديگر، تكليف شرعى يزيد و يزيديان اين بوده كه حضرت علیه السلام را به قتل برسانند و (العياذ بالله) قاتلان آن حضرت علیه السلام، به دستور خود حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عمل كردهاند!➖ ابن خلدون، مورّخ نامى و مشهور، مقدّمهاى بر كتاب تاريخ خود نوشته كه با عنوان مقدّمۀ ابن خلدون در محافل علمى معروف است. البته اهل سنّت به اين كتاب از بُعد خاصّى توجّه كردهاند و شايد بعضى از نويسندگان كشور ما نيز از همان روى به اين كتاب و نويسندهاش احترام مىگذارند. حافظ سخاوى، از بزرگان راويان حديث و تاريخنگاران اهل تسنّن، در شرح حال ابن خلدون مىنويسد:«استادم ابن حجر عسقلانى گفت: استادم ابوالحسن هيثمى را ديدم كه به شدّت از ابن خلدون نكوهش مىكرد و عليه او حرفهايى مىزد. ابن حجر در ادامه مىگويد: از هيثمى علّت اين موضعگيرى را درباره ابن خلدون پرسيدم. او در پاسخ گفت:"أنّه بلغه أنّه ذكر الحسين بن علي رضى اللّه عنهما في تاريخه فقال: قتل بسيف جدّه"چرا كه ابن خلدون در تاريخ خود دربارۀ حسين بن على رضى الله عنهما مىگويد: آن شمشيرى كه حسين بن على به توسّط آن به قتل رسيده، همان شمشير جدّش پيامبر بوده است!👈🏻 ابن حجر مىافزايد: "و لمّا نطق شيخنا بهذه اللفظة أردفها بلعن ابن خلدون وسبّه و هو يبكي"هنگامى كه شيخ ما اين كلام را از قول ابن خلدون نقل كرد، بر او لعنت فرستاد و دشنام داد در حالى كه گريه مىكرد و اشك مىريخت.» ( الضوء اللامع، ١ / ١۴٧ ) سپس سخاوى از ابن حجر عسقلانى نقل مىكند كه اين كلام ابن خلدون را در نسخه موجود از تاريخش نيافته است. از اين جا معلوم مىشود كه نسخههاى تاريخ ابن خلدون متفاوت بوده، ولى بنا بر نسخه موجود در دست حافظ ابوالحسن هيثمى، ديدگاه ابن خلدون درباره شهادت حسين بن على چنين بوده است. ( همان ) اين تصرفات در بسيارى از كتابهاى تاريخى واقع شده است. آن گاه كه به تاريخ ابن خلدون مراجعه كنيد، خواهيد ديد كه ناشر كتاب متذكر مىشود كه چند صفحه از اين كتاب حذف شده است. ( تاریخ ابن خلدون ۵ / ۵٠ ) و در نسخهاى از اين چاپ كه در دسترس است، داستان كربلا، حضرت سيّدالشهداء عليه السلام، كلام ابن خلدون و تاريخ اين حادثه اصلاً وجود ندارد!🔻 يكى ديگر از روشهاى آنان، منتشر نكردن احوالات اهل بيت عليهم السلام است. آنان كتاب "الطبقات الكبرى، ابن سعد" را چاپ كردهاند، ولى از چاپ احوالات حضرت سيّدالشهداء عليه السلام و داستان كربلا خوددارى كردهاند؛ آنگونه كه گويى هرگز در كتاب طبقات چنين مطالبى پيرامون حضرت سيّدالشهداء عليه السلام نوشته نشده است! البته يكى از محقّقان نسخۀ خطّى آن را به دست آورده و احوالات حضرت سيّدالشهداء عليه السلام را در جلدى جداگانه با نام "ترجمة الامام الحسين عليه السلام من تاريخ ابن سعد" به چاپ رسانده است. افزون بر آن، در مقدمۀ كتاب تاريخ ابن خلدون كه در اختيار همگان است و شايد به فارسى نيز ترجمه شده باشد، فصلى به عنوان «ولاية العهد» وجود دارد كه در آن جا به ولايتعهدى يزيد در زمان معاويه مىپردازد. در اين فصل به حضرت سيّدالشهداء عليه السلام بسيار جسارت نموده و از يزيد فراوان دفاع كرده و نه فقط از او، بلكه از معاويه و صحابهاى كه همراه يزيد لعین بوده و با او بيعت كردهاند، حمايت نموده است!وى در آن جا مىنويسد: «حسين بن على (عليهما السلام) بيعت را شكست و اين در حالى بود كه صحابۀ رسول الله (صلى الله عليه و آله) معتقد بودند كه ولايت يزيد شرعيت دارد و حكومت او بر حق است و نبايد عليه يزيد قيام كرد!» او با كمال تعصّب چنين وانمود مىكند كه گويا حضرت سيّدالشهداء عليه السلام با يزيد بيعت كرده و بعد پيمان خود را شكسته است!!!( تاریخ ابن خلدون، ١ / ٢١٢ ) نكتۀ مهمى كه از عبارت ابن خلدون برمىآيد و در اين بحث بسيار اهميّت دارد، به ميان آمدن پاى معاويه لعین و صحابه در داستان شهادت حضرت سيّدالشهداء حسین بن علی عليه السلام است.📚 ناگفتههایی از حقایق عاشورا، سیّد علی ميلاني، ص ٣۶ _ ٣٩⚫️ظهور - ان شاء الله - خیلی نزدیک است⚫️

