🟠 نقش گرفتن روی پارچه؛ بررسی سوژه زن در رسانههای جریان اصلی شیما وزوایی با اشاره به اینکه جنگ همو…
انتشار: 2026/06/21 08:49 UTC
🟠 نقش گرفتن روی پارچه؛ بررسی سوژه زن در رسانههای جریان اصلی شیما وزوایی با اشاره به اینکه جنگ همواره مساله زن را به عقب میراند، در ارائه خود با عنوان «نقش گرفتن روی پارچه»، به بررسی چگونگی شکلگیری و بازنمایی سوژه زن در رسانههای جریان اصلی و مناسبات آن با قدرتهای درگیر در جنگ پرداخت.بخش نخست تحلیل این ارائه به بررسی حسابهای کاربری دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بهعنوان نمایندگان دو گفتمان آمریکا و اسرائیل اختصاص داشت. گفتمان رسمی آمریکا بر خلاف تصور عموم، رویکردی مبتنی بر حذف زن از مسئله جنگ دارد و محتوای مربوط به زنان در آن محدود است. در نقطه مقابل، نهادهای رسمی و وزارت دفاع اسرائیل در ویدیوهای پرشماری که بخش زیادی از آنها با هوش مصنوعی تولید شده، از سوژه زن استفاده حداکثری کردهاند. در ادامه این تحلیل، وضعیت رسانههای فارسیزبان حامی جنگ با نمونه ایران اینترنشنال بررسی شد. در حالی که گفتمان رایج بینالمللی در زمان جنگها معمولاً بر بازنمایی قربانی بودن زنان و کودکان استوار است، این نگاه در این رسانه غایب بوده و فضا بسیار مردانه به نظر میرسد.بررسی رسانههای داخلی نیز نشاندهنده استراتژیهای متفاوتی در بازنمایی سوژه زن است. در این میان، خبرگزاری فارس در میان تمام رسانههای بررسیشده، بیشترین حجم استفاده از تصویر زنان را داشته است. این رسانه با پیوند زدن جغرافیای ایران به هویت زن، با ارجاعاتی مشخص به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حضور هماهنگ زنانی را نمایش میدهد که از آزادی پوشش، بیان و حرکت برخوردارند و با انتشار پوسترهایی تحت عنوان «زنان پیشتاز میدان»، شکلی از ملیگرایی جنسیتمحور را بازتولید میکند. از سوی دیگر، بررسی خبرگزاری ایرنا و رسانه آتیه نشان میدهد که رسانههای دولتی رفتار همسانی ندارند و نوعی تکثر میان آنها دیده میشود.🟠 معنای کنش در وضعیت تعلیقفرشته طوسی با یک پرسش شروع کرد: آیا در وضعیت تعلیق و بحران کنونی، اساساً کنشگری مؤثری ممکن است؟ ارائه ضمن بازتعریف کنش موثر، هشدار داد که برای فرار از انفعال، نباید به پاسخهای آماده پناه برد و تاکید کرد کنشی که صرفاً برای تسکین وجدان فردی باشد و با واقعیت عینی جامعه نسبتی برقرار نکند، محکوم به شکست است؛ خطایی که در سالهای گذشته بارها تکرار شده است. فرشته طوسی این الگوی رایج را «کنشگری خودارجاع» نامید؛ جریانی که بهدلیل بریدگی از میدان واقعیت اجتماعی، ناتوانی در کسب دستاوردهای خُرد و ملموس، و فرار از مطالبات واقعی روزمره به سمت مفاهیم کلان و انتزاعی، عملاً به بازتولید همان وضعیت انسداد کمک کرده است. پیامد تلخ این رویکرد، شکلگیری گفتاری هژمونیک بود که هرگونه دستاورد کوچک اجتماعی یا فعالیت نهادمند مدنی، صنفی و دانشجویی را با خشونت نمادین طرد و تخریب میکرد.فرشته طوسی شکاف میان سیاست محلی و فراملی متجلی میشود را «دو کوری متقابل» نامید. از یک سو، سیاست محلیِ بریده از افق بینالمللی به تجربههای زیسته صرف، جهانبینی شخصی و در نهایت سیاستزدایی تقلیل مییابد. از سوی دیگر، نگاه صرفاً بینالمللی با فرافکنی منشأ ستم به بیرون، ساختارهای محلی قدرت را از مسئولیت مبرا میکند. راهکار عبور از این بنبست، حفظ تنش سازنده میان این دو سطح است. 🟠بنبست تابآوری اقتصادی با حذف زنطهورا قربانعلی و کوثر کریمیپور در ارائه مشترک خود با عنوان «بنبست تابآوری اقتصادی با حذف زن»، نشان دادند که چگونه در جریان تکانههای ناشی از کووید، قطعی اینترنت و بحرانهای نظامی، زنان نخستین قربانیان اخراج و بیکاری بودهاند. بررسی آمارها نشان میدهد در پی جنگ اخیر درخواستها برای بیمه بیکاری دهها برابر شده است که بخش عمدهای از این متقاضیان را زنان تشکیل میدهند. همچنین قطعی و اختلال در اینترنت، کسبوکارهای خانگی زنان را که آخرین پناهگاه اقتصادی آنان بود، به تعطیلی کشاند؛ از سوی دیگر، پاندمی کرونا ثابت کرد کارهای از دست رفته زنان در زمان بحران، معمولاً هرگز جبران نمیشوند و صدمات وارده بر اشتغال آنان ساختاری و برگشتناپذیر است.در حال حاضر نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران تنها ۱۵ درصد است که فاصه عمیق و معناداری با میانگینهای جهانی و حتی منطقهای دارد؛ مسئلهای حیاتی که عملاً هیچگونه توجه درخوری از سوی سیاستگذاران دریافت نمیکند. سهم زنان از اقتصاد کشور نهتنها اندک است، بلکه همین سهم ناچیز نیز در بیثباتترین، شکنندهترین و غیررسمیترین لایههای بازار کار قرار دارد؛ لایههایی که در مواجهه با هر بحران اجتماعی، سیاسی یا جنگی، بهعنوان اولین خطوط دفاعی اقتصاد قربانی و حذف میشوند و به این ترتیب، تابآوری کل اقتصاد جامعه را به بنبست میکشانند.نسخه کامل متن: harasswatch.com/news/2603@harasswatch




