🟠 شهرنوش پارسیپور در سن ۸۰ سالگی و در تبعید درگذشت. داستانها و نوشتههای او، از جمله «سگ و زمستان…
انتشار: 2026/07/04 14:37 UTC
🟠 شهرنوش پارسیپور در سن ۸۰ سالگی و در تبعید درگذشت. داستانها و نوشتههای او، از جمله «سگ و زمستان بلند»، «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان»، بازنمایی زیست زنان در جامعهای پدرسالار است و تابوهای جنسیتی را به تصویر میکشد. او در سال ۱۳۷۰، پس از انتشار…🟠 آنچه از همه مهمتر به نظر میرسد این که از فاصله سال ۱۳۵۰–۱۳۵۱ نظام سانسور شدیدی بر همه امور حاکم شد و ساواک قدرت فوقالعادهای پیدا کرد. رقم قابل ملاحظهای از روزنامهها و مجلات اجازه انتشار خود را از دست دادند و چاپ کتاب با موانع شدیدی روبرو شد. دستگیری روشنفکران آغاز شد و همیشه یکی دو نفری از آشنایان و دوستان در زندان بودند. جو بسیار خفقانآور و غیرقابل تحمل شده بود. 🟠 همه یک شبه مذهبی شده بودند، همه یک شبه عارف شده بودند و همه یک شبه تصمیم گرفته بودند در راهی حرکت کنند که انبوه جمعیت از آنجا حرکت کرده بود. نیروی جمعیت، ثقل جمعیت، ابهت جمعیت، ناگهان جای هر منطق و استدلالی را گرفته بود. 🟠 توضیح دادم که کمونیست نیستم و با انقلاب سفید مخالفتی ندارم و معترض به نظام سلطنتی نیستم، اما به اعدام بیرویه و دستگیریهای مشکوک اعتراض دارم و این طور به نظرم میرسد که اگر به صدای بلند اعتراض کنم دستگیر خواهم شد، اگر بکوشم مقالهای بنویسم در هیچ کجا چاپ نخواهد شد و اگر به خارج از کشور بروم و به عضویت جریانهای سیاسی درآیم هرگز نخواهم دانست آنها وابسته به کجا هستند. 🟠 در حقیقت به نظر من یکی از مشکلات اصلی جامعه ایران علاقه تمام گروهها به حذف مطلق بقیه بود و در این لحظه در زندان میکوشیدم خلاف این جریان حرکت کنم.🟠 مینیبوس به راه افتاد و ما پس از مدتی به قزلحصار رسیدیم. در بالای این زندان با حروف درشت نوشته بودند «زبالهدانی تاریخ». وارد زبالهدانی تاریخ شدیم. 🟠 برداشت سطحی و بدوی از مفهوم کارگر رنج دیده و «خلق محروم» باعث میشد که همه بکوشند به پری کمک کنند و هر طور شده او را در جهت ترقی و تعالی قرار دهند. در حقیقت دویست نفر «رهبر سیاسی» در شرایطی قرار داده شده بودند که یک نفر «خلق» را هدایت کنند. 🟠 یک نویسنده ممکن است به بدترین گناهانی که مرتکب شده اعتراف کند و یا ضعفها و گرفتاریهایی داشته باشد. نویسنده ممکن است ترسو باشد و یا خودخواه، اما اگر درگیر دروغگویی بشود در مسیری میافتد که نور قلمش برای همیشه خواهد چکید و ذهنش تاریک خواهد شد. از «خاطرات زندان» شهرنوش پارسیپور@harasswatch




