ما در این نسبت ژنتیکی شریکیمریحانه از آن چاییخورهاست که میگوید قوت قالبم در ماه رمضان چای است. رس…
انتشار: 2026/07/13 19:54 UTC
ما در این نسبت ژنتیکی شریکیمریحانه از آن چاییخورهاست که میگوید قوت قالبم در ماه رمضان چای است. رسیدیم دور میدانی در سالاریه، گفت بزنم کنار، بریم چایی بگیریم. چای نخورده، حواسم رفت پی پیرْ زنی که پتویی سر کرده بود مثل چادر، نشسته بود روی صندلی و پرچم ایران را تکان میداد.امروز هوا از صبح ابری بود و سوز داشت و کمی هم بارید. رفتم جلو و گفتم «حاج خانوم اجازه میدید عکس بگیرم؟» صدای بلندگو نمیگذاشت بشنود. خانم جوانی که او هم سرپا، پرچم تکان میداد آمد سمتم. سؤالم را از او پرسیدم. با لبخند گفت حاج خانوم رسانهای شده. بگیرید. بعدِ چای رفتم پیش خانم جوان. پرسیدم «مادرتون اذیت نمیشن توی این هوای سرد؟» جوابش بُردم توی فکر. «اتفاقا انرژی میگیره میارمش.» با خودم گفتم هیجانی هم اگر توی خیابان هست مگر مال جوانها نیست؟ زن نود ساله چه انرژیای میگیرد آخر؟ آن هم چند ساعت نشسته روی این صندلی سردِ خشک. سؤال دوم را که پرسیدم «نظرشون چیه دربارهی جنگ؟»، جوابش برایم غیرمنتظره نبود: «میگه ما هشت سال جنگ رو دیدیم. الانم پیروزیم.» چون نه فقط از زنان زیسته در جنگ که از زبان بعضی نسلِ بعدیها هم شنیده بودمش. انگار در این چهل و چند سال ایدهی غلبه بر دشمن در ژنهای خیلی از ما تکثیر شده است.#پرچم_ایرانمیکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴@HarfeHezafeH
