"جوانگ جو" درخشانترین فیلسوف دائویی کهن چین، مشهور به "جوانگ زه" به ژرفای خرد و زیبایی سبک ادبی و…
انتشار: 2026/06/29 09:04 UTC
"جوانگ جو" درخشانترین فیلسوف دائویی کهن چین، مشهور به "جوانگ زه" به ژرفای خرد و زیبایی سبک ادبی و بلندای شخصیتش ارج نهاده می شود. بخش زیادی از این معروفیت به خاطر نوشته های عجیب و فلسفی او است.یکی از مشهورترین داستانهای او بنام «رؤیای پروانه » را بسیاری از اهل خرد می شناسند. داستانی کوتاه و به ظاهر ساده که فلسفه خلقت و موجودیت و حیات و ماوراء را به یکباره در مقابل سوال جدی و عمیقی قرار می دهد.او این سوال را مطرح کرده است، می گوید "دیشب خواب دیدم که پروانه ام و امروز وقتی بیدار شدم سوال برایم پیش آمده که من حقیقتا انسانی هستم که خواب دیدم پروانه ام یا حقیقتا پروانه ای هستم که خواب می بینم انسانم".این دقیقا نقطه ای است که دکارت بنیانگذار فلسفه جدید غرب، فلسفه اش را از آنجا شروع می کند و سنتی می شود در فلسفه به عنوان شک دکارتی (Cartesian doubt). دکارت اما می نویسد حتی اگر همه اینها خواب و رویا باشد و همه اعتقاداتم از اینکه اینجا هستم و آسمان آبی است و غیره خواب و خیال باشد هنوز می توان باورهایی را یافت که هرگز نتوان در آنها شک کرد. من چه خواب باشم چه بیدار دو به اضافه دو مساوی چهار خواهد بود، مثلث سه ضلع دارد و اجتماع نقیضین محال است.البته اگر همچنان اصرار داشته باشیم با بی رحمی همه عقاید را زیر سوال ببریم شاید بتوانید راهی پیدا کنید، همچنان که دکارت پیدا کرد تا حتی همین گزاره ها را هم زیر سوال ببریم. او می گوید لحظه ای تصور کنید شما قربانی یک نقشه شیطانی باشید و یک موجود شیطانی شما را فریب می دهد به گونه ای که شما به غلط تصور می کنید دو به علاوه دو مساوی چهار است در حالی که حقیقتا این طور نیست.@harmoniclib

