🌐 در وبینار «انسان مسافر یا انسان مهاجر؟؛ چگونه اسیر شرایط محدود کننده زندگی نشویم؟» چه گذشت؟1⃣ قسم…
انتشار: 2026/06/30 19:37 UTC
🌐 در وبینار «انسان مسافر یا انسان مهاجر؟؛ چگونه اسیر شرایط محدود کننده زندگی نشویم؟» چه گذشت؟1⃣ قسمت اولتوی این وبینار سعی کردم در مورد یک موضوع صحبت کنم👈 «انسان چطور میتونه بفهمه دقیقا کیه؟ چطور خودمون رو بشناسیم؟»؛ سوالی که توی سریال «خواهر دیگر بنت»، خدمتکار پیر خونه (نماد تجربه) برای جوابش یک راه حل به «مری بنت» داد و بهش توصیه کرد که «به سفر برو!»🧳 مری بنت هم این کار رو کرد و با سفر به لندن تونست استعدادهاش رو شکوفا کنه (بر اساس همون انسان، حیوان خود شکوفا). مری که حدودای سال ۱۸۱۰ میلادی توی یک خانوادهی سنتی بزرگ شده بود، همیشه به خاطر تفاوتهاش با خواهرانش سرکوفت میخورد و توسط مادرش طرد میشد؛ مادری که میخواست هر طور شده، تمام دخترهاش رو شوهرانی بده که بسیار متمول هستن و تمام معیارهای یک دختر رو زیبایی، لباس برازنده، نوازندگی و خوانندگی و باریکی اندام میدید....🌍 مری که هیچ کدوم از اون معیارها رو نداشت، به دنبال هویت مستقل خودش میگشت تا دقیقا بفهمه «مری کیه؟»توصیهی سریال به «سفر» برای شناخت خود، برام جالب بود؛ اما سوال اصلی اینه: «آیا هر کسی سفر کنه میتونه خودش رو بسناسه؟»؛ افراد زیادی رو میشناسم که جهانگرد هستن و بیمارگونه، همهجای دنیا رو گز میکنن، اما هیچ وقت نتونستن به این سوال جواب بدن که چرا خلق شدن؟ چه کسی هستن و در نظام هستی چه جایگاهی دارن...🌍 قرآن حکیم، حدود ۵۰ آیه درمورد «سیر کردن» داره و جالبه که توی بیشتر این آیات، از آدمها خواسته نشده که به سفر برن، جوج با نوشابه بزنن و کنار رودخونه هندونهای خنک بخورن؛ بلکه قرآن در بسیاری از آیات، میگه که در زمین سیر کنید تا«عبرت بگیرید»...✨ در آیهی ۴۶ سورهی حج، خدا میگه «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» ترجمه:«آیا در زمین گردش نکرده اند تا برای آنان قلبهایی [بیدار و بینا] پیدا شود که با آن تعقل کنند یا گوش هایی که با آن [اندرزها را] بشنوند؟ حقیقت این است که دیده ها کور نیست بلکه قلبهایی که در سینه هاست، کور است!»👈 اینجا هدف از سیر کردن در زمین، یافتن قلب ممکن التعقل معرفی شده. شاید خیلی وقتها ما آدمها برای پیدا کردن جایگاه خودمون، باید ببینیم در کدوم لایه از قلبمون زیست میکنیم؛ آیا مثل حیوان در صدر و شغاف محدود شدیم؟ آیا قلبی داریم که باهاش تعقل میکنیم؟ چند درصد از ما آدمها، به مرحلهی فواد رسیدیم؟ آیا باید در «ارض خلقت و زمین» سیر کنیم تا با توجه آیت کرهی زمین که همون قلب ماست، «ارض قلبمون» رو بشناسیم و بفهمیم دقیقا چه کسی هستیم و چه ظرفیتی داریم؟ ببینیم آیا قلبمون بینا و گوش دلمون شنوا هست یا نه؟ آیا «حی متأله» هستیم یا دلمرده شدیم؟ 👈 پس مسافرت انسان مومن، زمینهساز «مهاجرته»؛ هجرت از صدر و شغاف، به قلب و فواد؛ تنها سفر تراز و واجب بر همه هم «حج» هست که یک سوره به نامش داریم و بهترین فرصت برای تعریف این نسبته...🫀یک نمونه از نگاه آیت بین به کرهی زمین رو تفسیر تسنیم در ذیل همین آیات میگه که قلب بر سه وجه هست:🌿 یا «دائر» است: زمین حاصلخیزی که مالک دلسوزی داره و آنقدر خوب آبیاری شده و خاک مناسبی داره که «ثمر» میده (یک بار یک قوم دائر است)👨🌾 یا «بائر» است: زمینی که میتونه حاصلخیز باشه اما به خاطر نداشتن باغبان و عدم دسترسی به آب، ثمر نداده. (و کانوا قوماً بوراً؛ «بوراً»، جمع «بائر» است/ قوم بائر)🪨 یا «اموات بلاحیات» است: زمینی که اگر حتی باغبان خوب و اب هم بهش برسه، باز هم بیثمره (آیهی ۴۶ در مورد این گروهه)🔥 توی این جنگ خوب معلوم شد هر کدوم از قومها و جوامع دقیقا از کدوم دسته هستن!🔆 اگر «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» رو داریم، پس وظیفهی ما برای معرفت به نفس، اول از همه، حاصلخیز نگه داشتن سرزمین قلبمونه و خوبه که از گل آفتابگردون یاد بگیریم، وجوه و صورتهای قلبمون رو رو به آفتاب حقیقت (خدا، نبی، امام) نگه داریم، تا معرفت نفس بهمون الهام بشه...🌻✈️ انسان مومن، حیوان مسافر نیست که فقط ارض رو طی کنه تا بتونه خودش رو بشناسه👈 یادمون باشه که زمین خدا گِرده و آسمونش همه جا یه رنگه و اگه فقط بخوایی دورش بگردی، دوباره برمیگردی سر جای اولت! اما اگر ضمن سفر، با نگاه آیتبین بتونیم نسبت شناسی عالم خلقت رو با قلبهامون پیدا کنیم و بعد هجرت کنیم (هجرت در لایههای قلب، هجرت از جهل به عقل و...)، اون وقت شاید مسیر تعالی برامون مهیا بشه...پ.ن: سیر و سفر با هم تفاوت دارند.ادامه👇✍ مریم خانمحمد نیماوری📢 کانال تفکر تفریحی در شبکههای اجتماعی:zil.ink/tafakortafrihi
