از این خانه به آن خانه، در این بیخانمانیهابه دنبال تو میگردم، به دنبال نشانیهانمیدانم چرا از د…
انتشار: 2026/06/19 05:55 UTC
از این خانه به آن خانه، در این بیخانمانیهابه دنبال تو میگردم، به دنبال نشانیهانمیدانم چرا از دوریات راحت نمیمیرمبه جانت، جان به لب کرده مرا این سختجانیهاپرم آتش گرفته، سوختم از داغ هجرانتببین! خاکسترم افتاده پای شمعدانیهاتوان گریه کردن را ندارد چشمهای منچه آمد بر سر یعقوب تو از ناتوانیهابه صرفِ چند قطره اشکِ روضه میزبانم باشهنوز از دل نرفته لذت آن میهمانیهاغبار معصیت آئینهام را ول نخواهد کردگرفتارم، گرفتار همین خانهتکانیهاگنهکارم ولی امیدوارم تا تو را دارمرساندی خویش را هنگامهی پادرمیانیهاکسی غیر از تو این دیوانه را درکش نخواهد کردفدای حُسنِ ظَنِّ تو، تمام بدگمانیها!همیشه نرخ عشقت در دل عُشّاق بالا بودچه رونقها گرفته جان من با این گرانیهابه قربان قدمهایت، منم خاک کف پایت...دلت را گرم خواهم کرد با شیرینزبانیهادمِ پیری سرم دستی بکش...، سرزنده خواهم شدکنار تو میافتم باز هم یاد جوانیهانمیخواهی زمان مرگ در آغوش تو باشم؟!نمیخواهی زمان مرگ پیش من بمانی، ها؟!عجب حسِّ خوشی، فردا ببینم در نجف هستمدعا کن تا شود روزیام از این ناگهانیهادلیل حال خوبم، دیدن صحن علی جان استفقط با مرتضی غرقم میان شادمانیهامنِ رنجور را تنها حسین آرام خواهد کرداَعوذُ بِالحَرَم از دست این نامهربانیها::تن ارباب ما همسطح با ریگ بیابان شدچه آمد بر سر این جسم با مرکبدوانیها... بردیا_محمدی 📢 خبرنامه حسنوا
