1. «به نزد زن میروی؟ تازیانه را فراموش مکن!» 📗 چنین گفت زرتشت (بخش «دربارهی پیرزنان و پیرمردان»)…
انتشار: 2026/08/08 11:27 UTCدریافت: 2026/08/10 11:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 11:04 UTC
1. «به نزد زن میروی؟ تازیانه را فراموش مکن!» 📗 چنین گفت زرتشت (بخش «دربارهی پیرزنان و پیرمردان») شاید جنجالیترین جملهی نیچه؛ که البته نه توصیهای عملی، بلکه کنایهای نمادین است. منظور او «قدرت مرد در برابر نیروی اغواگر زن» نیست، بلکه اشاره به رابطهی…به نزد زن میروی؟ تازیانه را فراموش مکن!»این گزاره مبتذل شده «به سراغ زنان میروی تازیانه را فراموش مکن» نیچه را نه در جهان امروز بلکه باید در فضا و اتمسفری که نیچه از تراژدیهای یونان میگیرد و شیفته آن است مورد بررسی قرار داد.در این تراژدیها، مرد، سلحشور عرصه نبرد است و زن، سلحشور عرصه عشق. جهان مرد، آپولونی (تعقل، نظم، آیندهنگری) و جهان زن، دیونوسوسی (شور، طرب، عشق) است.در چنین جهانی و در مواجهه با زنانی چون فدرا و مدئا و هلن و آنتیگونه و آندروماک و دیگر کاراکترهای زنانه مهم این تراژدیهاست که نیچه از همراه داشتن تازیانه سخن میگوید.در اینجا عرصه روابط زنان و مردان نه رابطه ارباب و برده بلکه جدال خدایگانی است، جدالی که در آن یک طرف به سلاح شوریدگی و عشق مسلح است و طرف دیگر چارهای جز در دست داشتن تازیانه ندارد.جدالی که در آن یاسون باید با غرورِ عاشقانه تا مرز جنون رسیده مدئا مبارزه کند، هیپولیت قربانی خشم عاشقانه و خودویرانگر فدر شود، کرئون با عشق عصیانگر آنتیگونه به چالش کشیده شده و هکتور و تروا در آتش جاهطلبی عاشقانه هلن بسوزند.در مقابل چنین نیروی زنانه و عرصه چنین مبارزهای است که نیچه از چنین استعارهای استفاده میکند.دکتر فرهاد قنبری کانال خرمگس t.me/hezar_khom/9060

