ادمین جان سلام بهتون نظرتون ؟ #جواب «نه زندانی وجود دارد، نه زندانبان، نه روحی که اسیر شده باشد، نه…
انتشار: 2026/07/31 09:22 UTCدریافت: 2026/08/04 06:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 06:52 UTC
ادمین جان سلام بهتون نظرتون ؟ #جواب «نه زندانی وجود دارد، نه زندانبان، نه روحی که اسیر شده باشد، نه سفری برای برگشت. فقط این است که هست.» این تفاوت خیلی مهم است. این متن هنوز یک داستان معنوی تعریف میکند: روحی هست، از جایی آمده، اینجا گیر افتاده، باید حقیقت…هیچ چیز جدا از چیز دیگر نیست.نه:من و جهان،من و خدا،من و دیگری،روح و بدن،درون و بیرون.اینها تقسیمبندیهای ذهن هستند.یک مثال ساده:فرض کن موجی روی دریا بلند میشود.اگر موج بگوید: «من از دریا جدا هستم.»این فقط یک فکر است.موج هیچوقت از دریا جدا نشده؛ فقط شکلی از دریاست.انسان هم همینطور است. احساس میشود یک «منِ جدا» وجود دارد، اما اگر دقیق نگاه شود، آن جدایی پیدا نمیشود.«همهچیز یکی نیست؛ بلکه دو تا هم نیست.»این جمله مهم است. معمولاً نمیگیم «همهچیز یکی است»، چون حتی کلمهی «یکی» در مقابل «دو» معنا پیدا میکند. واقعیت فراتر از یکی و دوتاست.جداییای که ذهن احساس میکندواقعیت مستقل ندارد.@Hich6o