هیچ چیز جدا از چیز دیگر نیست. نه: من و جهان، من و خدا، من و دیگری، روح و بدن، درون و بیرون. اینها…
انتشار: 2026/07/31 09:40 UTCویرایش: 2026/07/31 23:55 UTCدریافت: 2026/08/04 06:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 06:52 UTC
هیچ چیز جدا از چیز دیگر نیست. نه: من و جهان، من و خدا، من و دیگری، روح و بدن، درون و بیرون. اینها تقسیمبندیهای ذهن هستند. یک مثال ساده: فرض کن موجی روی دریا بلند میشود. اگر موج بگوید: «من از دریا جدا هستم.» این فقط یک فکر است. موج هیچوقت از دریا جدا…اگر هیچی به انتخاب ما نیست..پس چرا واسه یک سری فکر خوب میاد واسه یکسری فکر بد..خب همه واسشون فکر خوب بیاد که دیگه این همه ظلم وجنایت رخ ندهد#جواب «هیچکس انتخاب نمیکند که چه فکری به ذهنش بیاید.» همانطور که تو انتخاب نمیکنی خواب دیشب چه باشد، یا قلبت چه زمانی بتپد، فکرها هم خودشان ظاهر میشوند.«پس چرا یکی فکر مهربانی دارد و یکی فکر قتل؟»«نمیدانم. زندگی همینطور ظاهر میشود. هیچ توضیح نهایی برایش ندارم.»اما این به این معنا نیست که ظلم وجود ندارد. اگر کسی به دیگری آسیب بزند، آن آسیب واقعی است و ممکن است پلیس بیاید، دادگاه تشکیل شود و زندان هم اتفاق بیفتد. فقط این هم بخشی از همان جریان زندگی است، نه نتیجهی انتخاب یک «منِ مستقل».«اگر هیچکس انتخاب نمیکند، پس چرا بعضی آدمها ظالماند و بعضی مهربان؟» «نمیدانم. ذهن دنبال دلیل است، اما زندگی قول نداده که برای همهچیز دلیل قابلفهمی داشته باشد.» پاسخ این نیست که «همه باید فکر خوب داشته باشند»، بلکه این است که ، اینکه چه فکری ظاهر میشود هم بخشی از همان جریان ناشناختهی زندگی است، نه چیزی که یک «منِ جدا» آن را طراحی یا انتخاب کرده باشد.@Hich6o