این نقشهایی که هرکس آنرا به عهده دارد.یکی تحصیلات عالیه دارد.یکی قاتل است .یکی تاجر است.یکی دیکتات…
انتشار: 2026/08/10 08:31 UTCدریافت: 2026/08/12 04:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 04:35 UTC
این نقشهایی که هرکس آنرا به عهده دارد.یکی تحصیلات عالیه دارد.یکی قاتل است .یکی تاجر است.یکی دیکتاتور است ..چطور به عهده هرکس گذاشته شده.اگر هیچکس پشت ان نیست. #جواب هیچ نقشی به کسی داده نشده، چون اصلاً «کسی» جدا وجود نداره که نقش بگیره. مثلاً توی طبیعت…عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتادعارف از خندهٔ مِی در طمعِ خام افتادحُسن رویِ تو به یک جلوه که در آینه کرداین همه نقش در آیینهٔ اوهام افتاداین همه عکسِ می و نقشِ نگارین که نمودیک فروغِ رخِ ساقیست که در جام افتادغیرتِ عشق زبانِ همه خاصان بِبُریدکز کجا سِرِّ غمش در دهنِ عام افتاد؟من ز مسجد به خرابات نه خود افتادماینم از عهدِ ازل حاصلِ فرجام افتادچه کند کز پی دوران نرود چون پرگار؟هر که در دایرهٔ گردشِ ایام افتاددر خَمِ زلفِ تو آویخت دل از چاهِ زَنَخآه، کز چاه برون آمد و در دام افتادآن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینیکار ما با رخِ ساقیّ و لبِ جام افتادزیرِ شمشیرِ غمش رقصکُنان باید رفتکـآن که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتادهر دَمَش با منِ دلسوخته لطفی دگر استاین گدا بین که چه شایستهٔ انعام افتادصوفیان جمله حریفند و نظرباز ولیزین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد#جواب «من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم»یعنی حتی این رفتن هم «کار من» نبود.فکر میاد، عشق میاد، مسیر عوض میشه، اتفاق میفته... بعد ذهن میگه «من کردم».حرف همینجاست؛ اتفاق هست، ولی اون «منِ کننده» پیدا نمیشه. 🌱@Hich6o