حتی این شعر 👆 هم وقتی خونده میشه توسط هیچ کس انگار داره به یه «من» دستور میده که: تو کمتر حرف بزن،…
انتشار: 2026/08/12 18:34 UTCدریافت: 2026/08/13 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 05:00 UTC
حتی این شعر 👆 هم وقتی خونده میشه توسط هیچ کس انگار داره به یه «من» دستور میده که: تو کمتر حرف بزن، ساکت شو، گنگ باش. ولی حرف اینه که اصلاً منی در کار نیست که این متن رو بخونه و بعد تصمیم بگیره بهش عمل کنه. 😄 شعر خونده میشه، فکر میاد، حرف زدن رخ میده، سکوت…سلام و عرض ادبیه نقد کوچولو نسبت به مطالب چنل و ادمین عزیزمن از وقتی تو این چنل عضو شدم همواره سخن از هیچ گفته میشهاز اینکه دوگانگی (duality) یک توهمهدر واقع Ego داخل ذهن ما واقعی نیستاما ذهن انسان نمیتونه بدون دوگانگی از عالم شناخت پیدا کنهنقد من اینه کههر سوالی ک پرسیده شده از همون زاویه نگاه هیچ پاسخ داده شده و به نظر من این نوع پاسخ کمی مغلطه و دور باطل درون خودش دارهدر عالم واقعیت محض هرچقدر هم ک دوگانگی یک توهم باشه، ما به عنوان انسان جهان رو این چنین میفهمیم و باید مقدماتی رو از عالم واقعیت تا هیچ پشت سر بگذاریم تا هیچ رو درک کنیمچرا Ego یک توهمه؟چرا هرچه ک ما داریم زندگی میکنیم هیچ تلقی میشه؟چطور و با چه مقدماتی از دوگانگی به وحدت وجود میرسیم؟چیزی که من تا به حال در پاسخ پرسش ها ندیدم مبانی و مقدماتِ سفر از جهان درک شده توسط ذهن انسانی به جهان وحدت وجودی و هیچ استتنها چیزی که در چنل هست توصیف هیچهچرایی هیچ رو برای درک با ذهن انسانی نیافتممن از انتخاب کلمه هیچ این نتیجه رو میگیرم که هیچ همان بودن است که در دوگانگی نمیگنجه و هیچ ماهیتی نداره ک بتونه توصیفش کنه،توصیف شدنی نیست و فقط هستهرچه که هست بودن است که شاید ماهیت آگاهی هم همان باشد که نمیتواند نباشدامیدوارم تونسته باشم منظورم رو رسونده باشم که کمبود چه چیزی رو به شدت در مطالب چنل حس میکنمامیدوارم پاسخ این نقد دوباره دچار دور باطلی ک گفتم نشه#جوابشما میگید خب اگه «منِ جدا» توهمه، اول باید توضیح بدیم چرا توهمه و آدم چطوری کمکم از دوگانگی برسه به وحدت.ولی حرف این کانال دقیقاً اینه که کسی قرار نیست از جایی بره جای دیگه.یه مثال ساده:الان یه صدای بلند یهو کنار گوشتون بیاد، قبل از اینکه فرصت کنید تصمیم بگیرید، سرتون برمیگرده سمت صدا. 😄یا دستتون اتفاقی به قابلمه داغ بخوره، اول دست کشیده میشه عقب، بعد فکر میاد که «وای سوختم!»یا شب توی تخت خوابیدید و میخواید بخوابید. میتونید شرایط خواب رو فراهم کنید، ولی اون لحظهای که خواب اتفاق میفته رو شما انتخاب نمیکنید.خیلی از زندگی همین شکلی داره میگذره: فکر میاد، تصمیم گرفته میشه، حرف زده میشه، بدن واکنش نشون میده...حرف این نیست که اینا وجود ندارن.حرف فقط اینه که وقتی میگردیم ببینیم اون «من» که پشت همه ایناست و داره همه رو کنترل میکنه کجاست، پیداش نمیکنیم.برای همین اینجا نمیگیم: اول مرحله ۱ رو برو، بعد مرحله ۲، بعد یه روز میرسی به «هیچ». 😄چون همین فکر که: «من الان اینجام و باید برسم به وحدت» باز یه «من» ساخته که قراره به یه مقصد برسه.و «هیچ» هم یعنی دنیا نیست یا زندگی پوچه؟ نه.همین غذا خوردن، خندیدن، گریه کردن، کار کردن، پول درآوردن، دعوا کردن، آشتی کردن... همه هست. فقط یه صاحبِ جدا وسط این زندگی پیدا نمیشه.قرار نیست «هیچ» رو بفهمیم و بهش برسیم. همین زندگی که الان داره اتفاق میفته، بدون اون صاحب و کنترلکنندهای که فکر میکنیم پشت فرمونه، تمام حرف ماست. 😉@Hich6o